فایل کامل رمان طعم جنون PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان طعم جنون PDF دارای ۴۰۷۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان طعم جنون PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، کلکلی

خلاصه رمان:

نیاز دختر شرو شیطونیه که مدرک هتل داری خونده تا وقتی کار براش پیدا بشه تفریحی جیب بری میکنه اما کیف و به صاحباشون برمیگردونه، از طریق یه دوست کار پیدا میکنه تو هتل تهران سر یه اتفاقاتی میشه مدیر اجرایی، هتل دستشه تا زمانی که صاحب هتل ک پسر جونیه برگرده، از فرداش نیاز میمونه یه هتل و یه تِی کشِ بی اعصاب مریض که نیاز باهاش کل میندازه و لجشو در میاره تو همین کل کلا و شیطنتا نیاز یه خالی میبنده که نامزد پسر صاحب هتله ;

قسمتی از داستان طعم جنون :

عصبی وارد اتاق شدم اصلا حوصله نداشتم کسی بیاید مخصوصا آن زن که اول از همه گفت نیاز دیوانه است حال که چند سال گذشته است یادش آمده من دختر خوبی هستم لگدی به در کوبیدم و فریاد زدم: _الان وقت استراحته وقت اینه به اون بچه که تو بیمارستانه فکر کنی اما لیست گرفتی

دستت که منو شوهر بدی! آرام وارد اتاق شد دست به دیوار گرفت و گفت: چرا همچین میکنی اونا گفتن دارن میان عیادت حالا در مورد امر خیرم حرف بزنن. _د همین دیگه میخوام که نزنن. تا همین سال پیش نیاز دیوونه بود چی شد که نظرشون عوض شد؟ -این چه حرفیه خب فهمیدن اشتباه

می‌کردن. عصبی گفتم: میخوام که نفهمن. اخمی کرد و گفت: -تو چه مرگت شده رفتی تهران عوض شدی تا دیروز حرف خواستگار میومد از خوشحالی سر از پا نمی شناختی حالا میگی نیان اون این پسره که از همه نظر ایده آله هم آقاس هم کار خوبی داره هم دستش تو جیب خودشه پسر پاکیم

هست. روی تخت نشستم و کلافه گفتم: من شوهر نمیخوام مامان. چشم ریز کرد و خیره ام شد نگاه دزدیدم و گفتم: یعنی اینو نمیخوام کسی که مامانش بهم گفته دیوونه رو نمیخوام. -حالا بذار امشب بیان شاید ببینیش خوشت بیاد -آخه خاله‌ی پسر عموی پسرخاله‌ی من چرا باید بیاد عیادت شما؟

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.