فایل کامل رمان استخوان های دوست داشتنی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان استخوان های دوست داشتنی PDF دارای ۴۴۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان استخوان های دوست داشتنی PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، غمگین
خلاصه رمان:
کتاب استخوان های دوست داشتنی یکی از کتاب های خاص حوزه ادبیات می باشد و در سال های اخیر کتاب خوانان بسیاری را مجذوب خود کرده است. وجه تمایز اصلی آن، قهرمان داستان است که یک شخص مرده است! یکی از دلایل موفقیت این کتاب را می توان در لحن آن پیدا کرد. قهرمان داستان یک دختر ساله است که به قتل می رسد. او در بهشت خود نظاره گر برخورد خانواده و دوستان خود با این موضوع است.
قسمتی از داستان استخوان های دوست داشتنی :
در اتاق در کنار پدرم ایستاده بودم و اورا که خواب بود تماشا میکردم. در طول شب داستان در شهر پیچیده و به گوش پلیس هم رسیده بود. حالا پلیس درک می کرد آقای سالمون از فرط اندوه دیوانه شده و به مزرعه ذرت رفته تا انتقام بگیرد. این با آنچه از او می دانستند جور در می آمد؛ تماس
های تلفنی سماجت آمیزش، وسواسی که نسبت به مرد همسایه پیدا کرده بود، و کارآگاه فنر من که همان روز به دیدار والدینم آمده بود تا بگوید با همه نیات خوبی که برای کمک به آنها دارد تحقیق درباره قتل من دچار نوعی وقفه شده است. هیچ سرنخی برای دنبال کردن وجود نداشت.
جنازه ای پیدا نشده بود. جراح مجبور شده بود روی زانوی پدرم جراحی کند و استخوان کشکک را که خرد شده بود بردارد و بخیه بزند. همین امر حرکت مفصل را در آینده تا حدودی با مشکل مواجه میساخت. همچنان که عمل را تماشا می کردم فکر کردم بخیه زدن چقدر شبیه خیاطی است و
خوشحال بودم که پدرم در دستان ماهری قرار داشت، چون اگر قراربود نزد من آورده شود کارش زار بود زیرا من خیاطی ناشی بودم در کلاس خیاطی و کاردستی من ناشی و دست و پا چلفتی بودم. نام ابزارهای خیاطی را درست نمیدانستم و مدام آنها را با هم اشتباه میکردم. اما جراح آدم شکیبایی بود ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
