فایل کامل رمان دنیا پس PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان دنیا پس PDF دارای ۱۴۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان دنیا پس PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی

خلاصه رمان:

با مرگ ناگهانی دنیا زندگی نفر تحت تاثیر قرار میگیره.. اول مریم دوست دنیا دوم محمد عشقش و سوم خواستگارش جاوید و نفر آخر داریوش برادرش.. داریوش که مقصر اصلی مرگ خواهرش را محمد میداند با همدستیه جاوید، مریم خواهر محمد را می دزدند تا تقاص مرگ خواهرش را از او بگیرد.. قربانی اصلی مریم است که باید تمام مشقات و خود خواهی‌ها و نفرت‌های داریوش را به تنهایی تحمل کند. شرط زنده ماندن محمد، اقامت همیشگیه مریم پیش داریوش است بدون اینکه خبر زنده بودنش را به گوش برادرش برساند;

قسمتی از داستان دنیا پس از دنیا :

نزدیک کریسمس بودو خیابونا قل قله. همه خوشحال بودن و من از اون روحیه درب و داغون در اومده بودم. یه جورایی یاد عید و ایران خودمون و محمد میافتادم ولی دیگه عادت کرده بودم. برای خرید می‌خواستیم بریم بیرون و ماشینم خراب بود; با تاکسی رفتیم از اون همه شلوغی گوگیجه

گرفته بودم. موقع حراج بود و مردم به همه چیز حمله می کردن. چیز زیادی نمی‌خواستم بیشتر نگاه می‌کردم به مردم تو یه غرفه دو تا زن با هم سر یه جفت چکمه به همدیگه می‌پریدن محو دعوای اونا شده بودم خدایا سر یه جفت چکمه؟؟ مگه چنده که اینا دارن اینجوری از همدیگه میقاپن؟

خنده ام گرفته بود به پشت سرم که داریوش وایساده بود نگاه کردم می‌خواستم بهش نشونشون بدم; این که داریوش نیست. اینورو نگاه کردم اونور ونگاه کردم، نبود. وای پس داریوش کجاست؟؟ نکنه رفته؟؟ خدایا نه! هر طرفو نگاه می‌کردم; نبود. احساس یه بچه رو داشتم که پدرشو گم کرده.

نمی‌دونستم کدوم ور برم; مغزم هنگ کرده بود و ترس از رونده شدن و بی پناه بودن مغزمو قفل کرده بود، تو اون لحظه فقط به فکر داریوش بودم و اینکه همیشه می‌خواست از شرم خلاص شه حالا من به کجا پناه ببرم؟؟ دستم به هیچ جا بند نبود. فکرم به هر طرفی میرفت. یعنی منو از قصد ول کرده؟

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.