فایل کامل رمان نگاه آلوده به عشق PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان نگاه آلوده به عشق PDF دارای ۱۱۱۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان نگاه آلوده به عشق PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

_مادر مواظب باش. از پیاده رو برو. وای ماهور سریع بری. خیلی مراقب باشی. عه خاتون، توروخدا بس کن. این‌جوری که تو دلواپسی، استرسم بیشتر میشه.  در خونه رو برام باز کرد. نگاهش رو پشت سرش چرخوند، وقتی دید هنوز نگهبان در حواسش نیست. آروم زمزمه کرد: میگی چیکار کنم؟! دست خودم نیست. از یکطرف دلم می‌جوشه آقا یکدفعه سر برسه، تو رو ببینه داری تنهایی میری. روزگار همه مون رو سیاه کنه ;

قسمتی از داستان نگاه آلوده به عشق :

پاهام به حدی سنگین بود که به سختی حرکتشون دادم. اما هنوز پام رو برای قدم دوم برنداشته بودم که شخصی سر راهم رو گرفت. نگاه تار و ترم رو بالا آوردم و به چهره مردونه اش دوختم. وقتی اولین بار که دیدمش به خودم گفتم چقدر قیافه اش آشناست.

حالا میفهم از نظر شباهت با امیرطاها هیچ فرقی بجز رنگ پوست و موهاش نداشت; _یادم رفت بهت بگم ماهوری، جمعمون یه قانون داره که حق نداری زیرش بزنی وقتی با پای خودت اومدی و شدی یه عضو از ما یعنی که باید پایه ای خوشی، خنده، ناراحتی، غم، گریه

و همچی باشی و راه برگشتی وجود نداره. دستشو جلو آورد و کوله ام رو از روی شونه ام برداشت، با همون لحن جدیش ادامه داد:حالا هم قانون زیر پات نذار مثل یه دخترخوب برگرد توى جمع، تا تنبیه نشدی. آب دهنم رو قورت دادم تا اون بغض شکسته شده، بیشتر از این نشکنه،

با همون صدای لرزون که انگار از ته چاه در می اومد، نالیدم:جای من اینجا بین شماها نیست، باید برم. پشت بند حرفم دستم به طرف کوله ام دراز کردم که خودش عقب کشید در حالی که نگاهش توی چشم هام می چرخوند، عصبی گفت: من داداش همون گند اخلاقم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.