فایل کامل رمان التیام PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان التیام PDF دارای ۲۷۴۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان التیام PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، ازدواج‌اجباری

خلاصه رمان:

رعنا دختری که در روز ختم مادرش چشمانش به گلنار،زن پدر جدیدش افتاد که دوشادوش پدرش ایستاده بود. بلافاصله پس از مرگ مادرش پی به خیانت مهراب، پدرش، با گلنار آبدارچی مدرسه اش می برد. برای انتقام از مهراب خود را وارد یک ازدواج قراردادی با شاهرخ می‌کند. شاهرخ، مردی است که درپی از دست دادن پدرش بار خانواده پنج نفره اش را به دوش می کشد و مردانه به روی خواسته های خود پا می‌نهد. مردی که پس از دریافت پیشنهاد وسوسه برانگیز از طرف رعنا، پا به روی تمام خط قرمز هایش می گذارد تا ;

قسمتی از داستان التیام :

رعنا نگاهش را به حیاط بزرگ و سرسبز خانه در شب دوخت. در تالار دلباز و بزرگ خانه نشسته بود و به طوبی و شایسته که شتابان دیگ شولی را بهم می‌زدند نگاه می‌کرد‌. به مناسبت مرخص شدنش از بیمارستان طوبی مهمانی داده بود. به قول خودش شولی خوران در تالار و یک دورهمی کوچک بود.

خانواده ی کم جمعیتی بودند. طوبی تنها یک خواهر داشت و حبیب آقا همسر خدابیامرزش فرزند تک بود‌. سامان پسرخاله طیبه و پریسا به همراه مهتاب و حاج رضا رعنا را بعد از ظهر از بیمارستان به خانه آورده بودند. رعنا به افکارش پوزخندی زد. رعنای یتیم و بی کس که پدرش در بیمارستان رهایش

کرده بود و نزد همسرش بازگشته بود را به عمه اش سپرده بودند. صدای طوبی افکار متلاطمش را از هم گسیخت همان طور که کاسه‌ ارد را برمیداشت، رو به شایسته گفت: شایسته مادر; بیا اب بریز اروم که اردا گلوله نشه. شایسته به کمک مادر شتافت. رعنا کنار مهتاب و پریسا در تالار نشسته بود و

پتوی نازکی روی پایش انداخته بود. نگاه در تالار چرخاند. شادی پذیرایی می کرد. مردها در تالار از سیاست و اقتصاد حرف میزدند و نظر می دادند و تنها فرد شنونده ی جمعشان شاهرخ بود. در یک گوشش ایرپاد بود و نگاهش از گوشی به سمت حاج رضا و دیگران در گردش بود و گه گاهی تعارفی می زد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.