فایل کامل رمان فریال PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان فریال PDF دارای ۱۱۱۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان فریال PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
فریال یه دختره آزاد و شر و شیطون ِ ساله است که با مرگ مادر بزرگش،بعد از سال بر میگرده و پیش خانواده پدریش زندگی میکنه. اما به یک ماه نرسیده، عاشقِ پسر عموی مذهبی و خود پسندش که از قضا توی همون خونه و همراه اونا زندگی میکنه میشه. از یه زندگی مرفه و خانواده کاملا آزاد، به یک خانواده مذهبی و فقیر میاد; زمانی که حاج میرانم عاشق میکنه همه چیز تغییر میکنه;. همین عشق، کل کل و تناقض ِاین دو نفر، استارت داستان رو میزنه و;
قسمتی از داستان فریال :
تا شب اتفاق خاصی پیش نیامد و فریال هم به بقیه گفته بود که قرار است میران او را بیرون ببرد; به همین خاطر حاج بابا و پدرش بدون مخالفت قبول کرده بودند. معصومه خانم کمی نگران میران بود; می دانست فریال به فکر آزار و اذیت میران افتاده و اینکه میران داشت با تعصب مقابله می کرد
کمی چشمش را ترسانده بود. خدا میداند پیرزن بیچاره چقدر برای این پسر زحمت کشیده بود و چقدر دلش آشوب بود. با صدایی که شنید اخم کردو گوشه چادرش را به دندان گرفت. به سختی و با همان پا دردش، پله ها را بالا رفت. صدا از جانب اتاق فریال بود. سری چپ و راست کرد و به اتاق
نزدیک شد. و به اتاق نزدیک شد. _فریال; قهقهه فریال قطع شد و سپس به آرامی جواب معصومه خانم را داد: بله حاج خانم؟ معصومه چند تقه به در اتاقش زد و با اندکی تامل وارد اتاق شد. فریاد روی تخت دراز کشیده و مشغول تلفنی صحبت کردن بود. معصومه خانم ابرو بالا داد: پاشو بیا بریم
تا مغازه میران; همش توخونه ولوو شدی و با دوستات هر وکر میکنی میخوای تا کی ما حرفی نزنیم و با مهربونی رفتارت و نادیده بگیریم. فریال تماس را قطع کرد و از جایش به تندی بلند شد. _من با شما جایی نمیام; برید لطفاً بیرون میخوام لباس عوض کنم برم سر خاک مادرم;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
