فایل کامل رمان ارمغان آبرنگ PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ارمغان آبرنگ PDF دارای ۹۹۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ارمغان آبرنگ PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات : ۹۹۴

خلاصه رمان:

ارمغان دختر فالگیری که حرص و طمع پول و بیماری مادرش ناخواسته پایش را به میهمانی آقای مظفری باز می‌کند و در آن‌جا با حسام مردی زخم‌خورده و قربانی دست درازی آشنا می‌شود و دست درازی و بارداری ناخواسته، مشکلاتی را برای او آغاز می‌کند ;

قسمتی از داستان ارمغان آبرنگ:

حاجی همانند اسفندی بر روی آتش جلز ولز کرد و نعره کشید: تف به روت بیاد مرتیکه پدرسگ! تو عرضه نداری شلوارت رو بکشی بالا بعد برای من هار شدی؟ از این جلز ولزش خنده‌ام گرفت. قصد مسخره کردنش را نه! از غصه خنده ام گرفت. پدر فرزندی که تا یک ساعت پیش هم، اسم او را نمی‌دانستم

مرا که نه فرزندش را هم پس زده بود این‌ها گریه می‌خواست که نمی‌دانم چرا چشمانم همانند کویر لوت خشک و بی آب مانده اند و برای کمی آب، له له می‌زدند. نگاه طوفانی اش به من خورد و یکباره همانند باروت منفجر شد: به چی میخندی؟ خوشحالی؟ آره دیگه اگه تو خوشحال نباشی اون عمه احمقم

خوشحاله؟ چشم هایش را گشاد کرد و حنجره اش از این همه داد، خش برداشت; تو به گور هفت جد و آبادت غلط کردی خندیدی! اگه بخاطر تو عوضی نبود الان تو این وضع نبودیم! کدام وضع را می‌گفت؟ وضعش چگونه بود؟ من اینجا جز ماشین لوکس سفیدش و گاراژی که کارگرا با صدای بلندشان،

گه گاهی اضحار حضور می‌کردند وضعی نمی‌دیدم! وضع او که نرمال بود. اما مال من با این جنین که گوشه شکم منقبض شده نبض زیر شکمم درد را به مغز استخوانم می‌رساند عادی نبود! اصلا چه چیزی در این هنجارهای نانوشته زندگی ام معمولی بوده که این دفعه دومش باشد؟ لب هایم لباس غم را ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.