فایل کامل رمان تمنای عشق PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان تمنای عشق PDF دارای ۵۲۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان تمنای عشق PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، غمگین، انتقامی

تعداد صفحات : ۵۲۱

خلاصه رمان:

هانا و سهیل همدیگه رو دوس دارن ولی خانواده هانا راضی به ازدواج این دوتا نیست چون پدر هانا با سهیل مخالف هست اما این دوتا تصمیم می‌گیرن که فرار کنن ولی قصد سهیل خوب نیس!! بیشتر برای رو کم کنی هست و تلافی و خالی کردن عقده چند سالش سر یه دختر معصوم و بی گناه که از قضا این دختر از کودکی عاشقشه! و چه بلا هایی سر این دختر عاشق میاره; در واقع هانا وارد یه رابطه اشتباه میشه اما دختر قصه ما به این زودی ها شکست نمی‌خوره و انتقام دل شکسته و آبروی رفته، حتی انتقام بچه توی شکمشو از سهیل نامرد می‌گیره و ;

قسمتی از داستان تمنای عشق:

ساعت ها می‌گذشت الان همه حتما متوجه نبودنم شده اند. دنبالم می‌گشتند می‌توانستم چهره همه را در ذهنم به تصویر بکشم. پدری که هم نگران است هم خشمگین. مادری که خود خوری می‌کند. بقیه هم که; من دور شده بودم امکان اینکه مرا اینجا پیدا کنند نبود. هنوز این فکر از ذهنم گذر نکرده بود

که صدایه آژیر خون را در رگهایم منجمد کرد. با ترس نگاهش کردم اما وقتی پیکر آمبولانس از کنار ماشین عبور کرد را دیدم نفس صدا داری از آسودگی کشیدم. شوک بدی بود; باران می‌بارید هوای پاییز سوز سردی داشت. لباس زیادی بر تن نداشتم، دلم شکسته بود. دست هایم را در آغوش گرفتم،

وپاهایم را به هم جفت کردم واقعا سرد بود ولی انگار او گرمش بود. خب من هم کاپشنی به آن گرمی را داشتم حتما گرم بودم. نگاهی با حسرت به کاپشنش انداختم اما او حتی نیم نگاهی خرج من نکرد. دستش را دراز کرد، درجه بخاری ماشین را زیاد کرد. بعد دریچه‌ی گرما را به سمتم تنظیم کرد.

پروانه ها در قلبم به پرواز در آمدند این کارش یعنی حواسم به تو هست لبخندی بر روی لب‌های خشک شده‌ام نقش بست. همین توجه کوچکش چه ها که با من عاشق نکرد. اما هنوز همان چهره‌ اخمو را داشت. فدای همین مهربانی های کوچکت بشوم. گرما مرا دعوت به یک خلسه آرامش می‌کرد. دوباره;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.