فایل کامل رمان ناجی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ناجی PDF دارای ۱۱۸۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ناجی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۱۸۴

خلاصه رمان:

داستان زندگی «آرزو» دختری که درست زمانی که قصد داشت با رفتن به دانشگاه خودشو از فضای بسته خونه نجات بده ، مجبور به ازدواج اجباری میشه، با پسری که در ظاهر حامی و سالمه اما در باطن راز های زیادی داره راز هایی که حالا آرزو رو نیازمند یه ناجی واقعی میکنه ;

قسمتی از داستان ناجی:

سلام. من آرزو هستم. یه دختر معمولی از یه خانواده بازاری و مذهبی. از یا خانواده سنتی که به نظر خیلی هاتون شاید عجیب باشه . اما شک ندارم خیلی های دیگه حال من دارین. خانواده تی که بچه آخر خونه با پدرش قد دو نسل اختلاف سنی داره. با پدری که هیچی از حرفات نمی‌فهمه از نظر بابام

یا به قول ما آقا جون، دختر برای شوهر پیدا کردن میره دانشگاه! پس قبل دانشگاه باید شوهر کنه که طبق اصول خانواده شوهر کنه; این حرفو سال ها زد و طبق این قانون دختر عمو و دختر عمه هام ازدواج کردن. بچه دار شدن و نوبت به من رسید. با ذوق به حرفای میترا گوش می‌کردم و

گاهی تو ذهنم برای خودم خیال بافی می‌کردم. میترا کلاس کنکور می‌ رفت و داشت از تکنیک‌ های تست زنی به من می گفت. می‌گفت درصد هاش خوبه و خیلی امیدوار بود که رشته مورد علاقش رو قبول شه دلم وسط حرفاش می‌گرفت. من فقط چند تا کتاب تست اونم دزدکی از چشم آقاجون

خریده بودم و گاهی تمرین می‌کردم چند ماه دیگه کنکور بود و هنوز حتی جرعت نکرده بودم بهشون بگم ثبت‌ نام کردم! چه برسه در مورد رفتن به دانشگاه حرف بزنم. پدرم مرد بازاری بود و با آدمایی ارتباط داشت که مثل خودش مذهبی و بازاری بودن مادرم هیچوقت رو حرف آقا جون حرف نمیزد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.