فایل کامل رمان عشق همین حوالیست PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان عشق همین حوالیست PDF دارای ۱۰۸۹ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان عشق همین حوالیست PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : ۱۰۸۹
خلاصه رمان:
بهار و علیرضا همچنان رابطه خوبی با همدیگه ندارن اما مثل دو تا همخونه کنار هم زندگی میکنن و در واقع همدیگرو تحمل میکنن; بعد از سفرشون به مشهد، بهار بین ایمیلاش، میرسه به یه پیام ناشناس که بعدا متوجه میشه از سمت کیارش، عشق سابقش بود; حالش خراب میشه و با علیرضا دعوا میکنه; علیرضا که با کیارش در ارتباط بوده بهش میگه با اون قرار گذاشته و میخواد با هم روبروشون کنه; اما روز قرار، بهار متوجه میشه کیارش تو زندانه، به جرم قتل; باورش نمیشه اما اسنادی که علیرضا رو میکنه، باعث میشه به این باور برسه که کیارش واقعا قتلی انجام داده و الان هم توی زندانه; بهار کارش به بیمارستان میکشه و;
قسمتی از داستان عشق همین حوالیست:
بهار؟! بدو دیگه; باز ما نشستیم تو ماشین و تو هنوز آماده نشدی؟ الان بابات عصبانی میشه ها; –اومدم مامان.. تا برید تو کوچه من اومدم.. هول هولکی رژ لبمو پررنگ کردم و کیف دستیمو برداشتم; وقتی رفتم توی کوچه، بابا رو دیدم که تکیه داده به ماشین و سیگار برگ فرانسویشو دود میکنه;
مامان هم تو ماشین بود و زیرلب غرغر میکرد; هیچوقت از سیگار خوشش نمیومد; بر عکس من; عاشق بوی سیگار بودم. مخصوصا وقتی که میدیدم بابا با اون پرستیژ خاصش داره سیگار میکشه، کیف میکردم; عاشقِ ژستای بابا بودم ; با اینکه میگفت سنی ازم گذشته ولی هنوز مثل یه جوون
سی ساله جذاب بود; ته ریش و ابروهای پر و کشیده و اخمای همیشه گره خوردش، جذبشو بیشتر میکرد و باعث میشد همه ناخودآگاه بهش احترام بذارن; خوش به حال مامانم; چه تیکه ای رو تور کرده بودا! ولی از حق نگذریم مامانمم ماه بود; نمونه کامل یه زن شرقی! منم که ترکیبی
از هردوی اونا.. اعجوبه ای بودم واسه خودم.. چشم و آبروی کشیده و مشکی و پوست سفیدمو از مامان و بینی قلمی و کوچیک رو از بابا و البته لبای قلوه ای و گونه های برجستمو از عمه. نمیدونم چقد غرق چهره بابا شده بودم که با صداش به خودم اومدم. –تموم نشد بانو؟ –چی؟ –دید زدن بنده! ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
