فایل کامل رمان آسمان بی تو PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آسمان بی تو PDF دارای ۳۹۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آسمان بی تو PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۳۹۷

خلاصه رمان:

سپهر دکتر جوان و جذابی با کوله باری از تجربه و غصه‌ی مرموزی که تو چهره اش داره، به اصرار دوستش سیاوش به ایران برمی‌گرده; مرد مغرور و موفقی که صدای گیراش می‌تونست قلب هر دختری رو از جاش بکنه اما سرنوشت اینبار هم بازی جدیدی رو با اون شروع کرده بود; با خیره شدن نگاهش در نگاه آشنایی;

قسمتی از داستان آسمان بی تو:

با صدای بلند گوی فرودگاه به خودم اومدم و با گرفتن چمدونم به سمت در خروجی پا تند کردم، می‌دونستم تا الان حسابی معطل من شده.. با چشمام دنبالش می‌گشتم که دیدم دستشو بلند کرد و به طرفم اومد به محض اینکه مقابلم قرار گرفت درآغوشم کشید و با زدن چند ضربه به پشتم ازم

فاصله گرفت; -نمی‌دونی چقدر از دیدنت خوشحالم سپهر، ممنون که درخواستم رو قبول کردی. -منم همینطور، ببخشید معطل شدی، پروازم تأخیر داشت. –عیب نداره بیا بریم که می‌دونم حسابی خسته شدی. چمدونم رو پشت ماشینش گذاشتو حرکت کرد: یه کم چشماتو ببند تا می‌رسیم، می‌دونم

پرواز خسته کنندست.. و من چقدر ممنون سیاوش بودم که می‌دونست ورود من به ایران بعد از پنج سال با هجوم خاطراتی همراه میشه که من برای هضم کردنشون به سکوت نیاز دارم. وقتی رسیدیم خونش اتاقی که درست کنار اتاق خودش بود و از قبل برام آماده کرده بود بهم نشون داد. -تا

دوش بگیری میز شام رو آماده می‌کنم. با لبخند ازش تشکر کردم و در اتاق رو پشت سرم بستم. دو تا تقه به در زد اما داخل نیومد پشت سرش صداشو بلند کرد و گفت: سپهر بیا شام حاضره. موهامو با حوله خشک کردمو رفتم بیرون تا منو دید اشاره کرد به صندلی جلوش و بادی به غبغب انداخت;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.