فایل کامل رمان تاژ PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان تاژ PDF دارای ۱۶۵۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان تاژ PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، کلکلی، هیجانی

تعداد صفحات : ۱۶۵۷

خلاصه رمان:

آمین دختری معصوم که با خانواده عموش زندگی می‌کنه و پسر عمو باهاش سر ناسازگاری داره; امین بعد از فوت عموش به خارج سفر می‌کنه و فرد موفقی میشه تا اینکه ازدواج می‌کنه; این خانواده یه برند معروف دارن به اسم “تــاژ” اما دنیا همیشه برای امین نمی‌چرخه یه روز دوباره شکست می‌خوره بعد از دیدن خیانت همسرش و شکست خوردن در برابرش; آمین به ایران بر میگرده و دوباره سورنا رو می‌بینه‌‌‌; او دیگه سورنای سابق نیست خیلی عوض شده و اما عاشق ;

قسمتی از داستان تاژ:

لبخند خبیثانه ای، کنج لباش جای گرفت. گران نباش دختر عمه! نمیذارم زیاد دردت بیاد. جیغ زدم: اگه دایی رضا زنده بود نمی ذاشت تو همچین بلـ;. با سیلی که ازش نوش جان کردم، جملم ناکام موند. بر اثر ضربه‌ی محکمش، صورتم به سمت چپ خم شد و طعم تلخ خون رو در دهنم حس کردم.

ولی اون دلش به همین سیلی راضی نشد. موهام و که آزادانه دورم ریخته بود، بین مشتش گرفت و کشید. از دردش نفسم بند اومدو داد زدم: ولم کن.. ولم کن روانی! غرید: یکبار دیگه .. فقط یکباره دیگه اسم بابای منو به زبون بیاری به خدا قسم می‌کشمت آمین! ترسیده به چشمای ملتهب و قرمزش خیره

شدم. شوخی نمی‌کرد! گویا بی دلیل جوری از من کینه به دل گرفته بود که واقعا نقشه‌ی قتلم رو در سرش پرورش می‌داد. موهامو بیشتر کشید و ارتعاش صداشو بالاتر برد. فهمیدی یا نه؟ مطیعانه سر تکون دادم. -خوبه! موهامو رها کردو دستش پایین پیراهن مشکیم نشست ترسیده پچ زدم: میخوای چیکار

کنی؟ جوابی نداد. به جاش سعی کرد تا اذیتم اما مقاومتم باعث شد تا سیلی دوم رو هم، نوش جان کنم. _برای من ادای تنگا رو در میاری؟ منی که خوب می‌دونم اینکاره ای! دستم و جای سیلیش گذاشتم. می‌سوخت! درست مثل قلبم. اشک درون چشمام دمید. اگه به خودم فوش می‌داد انقدر دلم نمی‌شکست ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.