فایل کامل رمان رخنه PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان رخنه PDF دارای ۱۷۰۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان رخنه PDF :
امیرحافظ، مردی که قدرت توی نگاهشه و تهدید پشت هر کلمهش پنهونه، واسه رسیدن به خواستههاش از هیچ خلافی نمیگذره. نیکی، همسرش، بعد از یک سال بچهداری، بالاخره تصمیم میگیره خودش رو از این رابطهی سمی نجات بده; اما حافظ، مثل همیشه، مهرههاشو تکون میده. نیکی فقط یه چیز میخواد: دیدن بچهش. ولی حافظ میگه: «فقط به یه شرط» و اون شرط؟ هر بار فرق میکنه; هر بار سنگینتر از دفعه قبل;
تکه ای از فایل کامل رمان رخنه PDF
اخمی کرد و مشتی به داشبورد ماشینش زدم که صدای واق واق سگش بلند شد. هییش اروم باش پسرم این دختره وحشیه انقدر ریلکس حرف میزد که دلم میخواست همونجا سرمو به پنجره بکوبم. – حافظ گوش کن خودت میدونی ما دیگه زن و شوهر نیستیم؛ سرپرستی آوا تا هفت سالگی با منه تو حتی حق نداری نزدیکش بشی. با چشم های آبیش نگاهم کرد. این حرف ها جلوی من نزن نیکی هزار بار تکرار کردی تمومش کن دیگه; أوا مساویه با برگشتن سر خونه زندگیت. صدام توی نطفه خفه شد. شبیه افسرده ها شده بودم. کدوم خونه زندگی؟ به آپارتمان بزرگ که فقط خودم توش زندگی میکردم با وسایلش؛ شوهرمم هفته ای یه بار سر و کلهش پیدا میشد. همین بود زندگی یک سالمون همین بود و چیزهای وحشت ناکی که هر بار با چشمهای خودم دیدم و سکوت کردم. – خیلی ها واسه همیچین زندگی له له میزنن.
انگشتم رو به طرفش گرفتم. اونی که واسش له له می زنه من نیستم فقط بچه مو می خوام چرا نمیخوای بفهمی؟ ژست دختر کشی گرفت و سر پسرشو نوازش کرد. – منم زن و زندگیمو میخوام !نیکی حالیته؟ اشکم دیگه می خواست در بیاد. صورتم قرمز شده بود و بغض به گلوم نشسته بود. – چرا نمیری با همون دختره خالهت که مامانت هزار بار پزشو بهم داد ازدواج کنی؟ بچه منو هم بدی خودم بزرگش کنم. عصبی اخمش کرد و مچ دستمو فشار داد. یک بار دیگه همچین زری بزنی من میدونم با تو. از فشار دستم اشکم سرازیر شدو در واقع این فقط یه بی انصاف من دو هفتهس دخترمو ندیدم بزار حداقل شیرش برم؛ دلم داره پر پر میشه. دستمال کاغذی از توی داشبورد بهم داد. – خب دیگه میدونی من از آبغوره بدم میاد هی فرت و فرت اشک نریز. می دونست من همیشه از اشک برای رسیدن به اهدافم استفاده میکنم. از پنجره به بیرون نگاه کرد.
با این ابو قراضیه این ور و اون ور میری؟ خوشت پیاد ابرو سلطانی رو زیر سوال ببری؟ اخمی کرد. – من دیگه عروس سلطانی ها نیستم. کلافه شده بودم. نمیخواستم حتی یک دقیقه دیگه بی فایده اینجا بشینم لعنت به قاضی پرنده حروم خور که به خاطر چند میلیون منو از دخترم جدا کرد. حافظ دست به فرمون گرفت و رو بهم کرد. پاشو برو دیگه اینجا بشینی هیچی گیرت نمیاد. لجوجانه پامو کف ماشینش کوبیدم که سگش بهم غرید و ناخودآگاه از ترس به صندلیم تکیه دادم. نمی خوام برم من أوا رو باید ببینم به عادت مسخره همیشگیش انگشت هاش روی فرمون ضرب گرفت و یهویی گفت: چند دقیقه میخوای ببینیش؟ سرمو پایین انداختم. یک ساعت حداقل قفل رو باز کرد. پاشو برو پایین ماشینتو بردار دنبالم بیا. از این که یهویی نظرش عوض شده بود شوکه شدم و قبل این که پشیمون بشه از ماشین پیاده شدم.
دنبالش راه افتادم و از اون منطقه حلبی آباد دور شدیم و درست جلوی آپارتمان بزرگش ایستادیم. همون خونه ای که من یک سال و نیم از عمرم توش هدر داده بودم. ریموتش رو فشار داد و ماشین خودشو داخل برد و چقدر بعد من این باغچه ها بی گل و گلدون شده بودند. آب دهنم رو قورت دادم که پشت سرم ظاهر شد. پشیمونی؟ هنوزم راه برای برگشت هست. زیر لب “نه” محکمی گفتم که وارد لابی شد. از تنها کاری که قرار نبود هیچ وقت پشیمون بشم همین بود؛ هنوز سن و سالی نداشتم که تمام عمرم صرف زندگی بدون احساس با امیر حافظ بشه. درب آسانسور رو باز کرد و وارد شد. از شوق دیدن آوا کم مونده بود قلبم از تپش بایسته آپارتمانش پنج طبقه بود که همشون هم به جز سرایداری پایین خالی و بی سکنه بود. همه طبقات هم تازه ساخت و مبله فقط جهت پز دادن اموالشون به دیگر اقوام سلطانی بود.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
