فایل کامل رمان تو را در ب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان تو را در ب PDF دارای ۲۴۵۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان تو را در ب PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات : ۲۴۵۱

خلاصه رمان:

دختر قصه ما لوا در خانواده ای مذهبی و سنتی بزرگ شده است. او به صورت مخفیانه با پسری به اسم اهورا رابطه داره اما هر چی می‌گذره بیشتر متوجه انتخاب اشتباهش می‌شود. پس تصمیم میگیره این رابطه را تمام کند، اما با واکنش عجیب اهورا مواجه می‌شود. لوا با دردسر های بزرگی مواجه می‌شود که در این مسیر تنها کسی که حاضر به کمکش شد، پسر عمویش بود. پسری که در کل خانواده ، بدنام است و همه او را از خانواده طرد کرده‌اند اما آیا راستین همان آدمی است که خانواده فکر می‌کنند؟;

قسمتی از داستان تو را در بازوان خویش خواهم دید:

تا زمانی که به خانه برسم، هزاربار دروغ های مختلفی را در ذهنم مرور کردم، اما همه‌شان تا حد زیادی ریسکی بودند. آنقدر دروغ به خوردشان داده بودم، که حالا کاملا حرفه ای شده بودند. کلید را در قفل انداختم و بیخیال فکر کردن شدم قصد داشتم سوار آسانسور شوم، اما باز شدن در خانه‌‌ی

طبقه‌ی همکف، باعث شد به عقب بچرخم. مامان نوردخت، در حالی که به در تکیه داده بود، به من نگاه می‌کرد. _سلام مامانی خوبی؟ اما او عبوس به نظر می‌رسید مثل اغلب مواقع. -کجا بودی تا این موقع؟ -وا; الان که دیگه شب نیست! -مگه به شب و روزه؟ دختر که نباید اینقدر ولگرد باشه.

متنفر بودم از این باید و نبایدها دختر نباید بلند بخندد دختر نباید موهایش بیرون باشد. دختر باید قبل از تاریکی در خانه باشد. دختر تا چشم و گوشش باز نشده باید شوهر کند. –من ولگردی نکردم قربونت برم کلاس داشتم دانشگاه بودم. پوزخندی زدو سرش را با افسوس تکان داد. در را که بست

نفسم را به بیرون فوت کردم و دکمه‌ی آسانسور را فشار دادم. با خود زمزمه کردم: آروم باش چیزی نیست پیرزنه دیگه; چه توقعی داری؟ دست خودش نیست کلاً زیاد غر می‌زنه به هیچ کسم رحم نمی‌کنه بیخیال، اعصابت رو بیشتر از این خرد نکن بالاخره آسانسور پایین آمد و در آن باز شد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.