فایل کامل رمان رسم دلتنگی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان رسم دلتنگی PDF دارای ۴۵۸۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان رسم دلتنگی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۴۵۸۱

خلاصه رمان:

رسم عجیبی دارد این دلتنگی; وقتی دلت تنگ می‌شود، حجم بزرگش مانند بغض در گلو می‌نشیند؛ مانند اشک از چشم سرازیر می‌شود و مانند دستی نامرئی، قلبت را در هم می‌فشرد. تو را چنان در دنیای شیرین خیالت اسیر می‌کند تا به خود می‌آیی می‌بینی رویت چروکیده و مویت سپید شده؛ اما این دلتنگی به قوت خود باقیست ;

قسمتی از داستان رسم دلتنگی:

وارد آشپزخانه که شد خانم جانش را در حال شستن سبزی ها دید. من چیکار کنم؟ خانم‌جان با لبخند شیرینی ازش استقبال کرد. _اومدی مادر؟ برو ظرف آماده کن. سری تکان داد و از کابینت بالای سرش سه کاسه سفالی قهوای بیرون آورد. خونه حاج محمد چه خبر؟ خانم جان تربچه کوچکی داخل دهنش

گذاشت و سبزی ها را در سبدی خالی کرد. خبر خاصی نبود، خیمه رو برپا کردن وسایل چند روز اول هم توی انبار چیدند. پارچ دوغ را از یخچال در آورد تا نمک و سبزی بزند. بچه ها هم کسی بود؟ نه، بیشتر آقایون بودند. خانم فقط چند نفر. عشق عمیقش به دهه‌ی اول محرم و برپایی خیمه بر کسی

پوشیده نبوده، خانم جانی که بزرگش کرده بود دیگر جای خود داشت. همین موضوع باعث میشد همه‌ی سوالات پر اشتیاقش را با صبر و حوصله جواب دهد. شما فردا ساعت چند میرید خونه حاج محمد؟ خانم جان آبگوشت را بعد از تست مزه‌اش در کاس های بزرگتر خالی کرد. هشت، نهایتاً نُه،

تو نمیای؟ فردا کار زیاد داریم حاج خانم سپرده همه بیان تا هرکسی گوشه‌ کار رو بگیره. کوتاه، برنامه‌‌های فردایش را در ذهن مرور کرد. فردا اول وقت باید یه سر برم کارگاه با لیلا خانم کار دارم، ده به بعد خودم بیام خوبه؟ آره خوبه. شام در سکوت صرف شد، آقاجان صحبت در میان غذا خوردن را;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.