فایل کامل رمان ارتیاب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ارتیاب PDF دارای ۳۴۶۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ارتیاب PDF :

ژانر رمان : انتقامی، همخونه ای

تعداد صفحات : ۳۴۶۶

خلاصه رمان : 

تافته‌‌ ادیب دانشجوی پزشکیست که به تهمت نامزدش از خانواده طرد شده و مجبور به جدایی می‌شود. اتفاقاتی باعث می شوند هم‌ خانه‌ی دکتر سهند نریمان می‌شود، سهند دشمن قسم‌خورده‌ی خاندان ادیب است و تافته بی‌خبر از همه جا. همه‌چیز خوب است تا اینکه نامزد سابق تافته این هم‌خانگی را کشف کرده و ;

قسمتی از داستان ارتیاب:

راننده به حرفم گوش می‌کند و آنقدر می‌پیچد در کوچه پس کوچه تا بالاخره مهراب گممان می‌کند مهراب را که دیگر پشت سرمان نمی‌بینم بغضم می‌شکند و می‌زنم زیر گریه، با خودم می‌گویم، تمام شد تافته، تمام شد، چند ماه سختی کشیدی ولی بی خیالش شو. این شهر را، این خانواده را، این ازدواج

به گند کشیده شده را.. بیخیال شو تافته تو از خودت گذشتی تو عشقت را گذاشتی بیرون از رابطه خانوادگی تا خانواده ات شاد شوند و نشد; نشد تافته. گوشی در کیفم می‌لرزد و نام نیل را که می‌بینم گزینه‌ی تماس را می‌زنم: جانم نیل؟ -صدات چرا گریه ایه تافته؟ -تموم شد نیل، زدم بیرون.

صدای نیل نگران می‌‌شود: عزیزم اگر مطمئن نیستی; میان حرفش می‌گویم: مطمئن نیستم؟ هیچ وقت مطمئن تر از این نبودم.-پس چرا گریه می‌کنی؟ -دلم می‌سوزه برای خودم، پنج ماه تموم همه اذیتم کردن، پنج ماه تموم عذابم دادن، مامان نفرینم کرد; بابا تحقیم کرد، هر روز با چشم گریون رفتم سر

کلاس و بیمارستان، دلم برای خودم سوخت که چطوری پنج ماه دووم آوردم و نمردم. برای زنده موندنم گریه کردم نیل. _قربونت برم تموم شد، کسی که شک نکرد؟ با ترس پشت سرمان را چک میکنم و با احتیاط می‌گویم: مهراب کمی دنبال ماشین اومد ولی گممون کرد. بهت زده می‌پرسد: مهراب فهمید؟

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.