فایل کامل رمان زیر باران های جنوبی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان زیر باران های جنوبی PDF دارای ۲۰۳۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان زیر باران های جنوبی PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۰۳۴
خلاصه رمان :
داستانیست متفاوت و جذاب درباره ی زندگی مردی تنها در لندن! لندنِ همیشه ابری و دلگیر. البرز مردیست با یک زندگی پیچیده؛ روزمرگی های پشت سر هم! زن بیماری که البرزهر روز بر حسب وظیفه به او سر می زند. گل و مایحتاج زن را می برد با سکوتش مواجه می شود و بر می گردد به زندگی افتضاحش. روابط یک شبه، مستی های مداوم، خطا و خیانت و زنان رنگ به رنگی که هر شب میهمان تخت خالی اش می شوند؛ فقط و فقط مرهم های اشتباهی اند برای زخم عمیقِ روحش! اما درست در وقتی که انتظارش را ندارد؛ زندگی اش زیر و رو می شود ;
قسمتی از داستان زیر باران های جنوبی:
صبح که از خواب بیدار میشوم اول از همه چشمم میافتد به پنجره. برف میبارد باید هیجان زده شوم که بعد از مدتها
لندن برفیست؛ اما فقط خیره پنجره میشوم چند دقیقه طول میکشد تا یادم بیاید که هانا روی مبل تخت شوی طبقه پایین خوابیده بر میخیزم و شلوارم را میپوشم و با بالا تنه
برهنه راهی طبقه پایین میشوم مبل به حالت اولش برگشته و پتو مرتب تا شده. روی کانتر صبحانه چیده شده اما خبری از هانا نیست به طرف کانتر میروم یادداشتی گذاشته: البرز عزیزم! ممنونم که یه فرصت به هر دومون دادی! من امروز خیلی کار دارم میدونی که. سر زدن به پاپا و زنش و خواهر
کوچولوم خیلی برام مهمه. صبحونتو بخور و مواظب خودت باش. تا دم صبح بیدار بوده ام و بعد در اثر خوردن قرص آرامبخش آنقدر خوابم سنگین بوده که رفتن هانا را متوجه نشده ام. دوش میگیرم و وسایل لازم برای تهیه قرمه سبزی را درون سبد میگذارم و لباس گرم میپوشم با برفی که آمده
شک دارم که ادی بتواند خودش را برساند. خیابان های خلوت یکشنبهی لندن مملو از برفند درختان یکپارچه سپیدند و من را برده اند به چند سال پیش و خاطراتی که مدام گلویم را میفشارند و چشمانم را بارانی میکنند. اندوه خوره به جانم میاندازد. به نظر من تداعی تلخ ترین بخش زندگی انسان است;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
