فایل کامل رمان طهران PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان طهران PDF دارای ۲۸۰۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان طهران PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی، اجتماعی
تعداد صفحات : ۲۸۰۳
خلاصه رمان :
در مورد نوا دختری جسور و عکاسه که توی گذشته شکست بدی خورده، اما همچنان به زندگیش ادامه داده و حالا قوی شده، نوا برای نمایشگاهه عکاسیش میخواد از زن های قوی جامعه که برخلاف عرف مکانیک شدن عکس بگیره، توی این بین با امیریل احمری و خانواده ی احمری آشنا میشه که هنوز هم روش های سنتی توی همه چیز دارن و پدربزرگش، خلیل، رازی پیش جهانگیر احمری داره که نوا رو کنجکاو کرده ;
قسمتی از داستان طهران :
فضای اطراف به قدری شلوغ بود که کمی در جایش ایستاد تا بتواند از لوکیشنی که دستش بود مکان دقیق گاراژ را پیدا کند. چند قدم به جلو برداشت و به عادت همیشه برای بهتر تمرکز کردن عینک دودی اش را از چشم برداشت و روی مو هایش گذاشت. از کنار چند نفری که جمع شده بودند اطراف
ماشینی که دل و رودهاش بیرون ریخته بود میگذشت که همه به اتفاق سر برگردانده و عجیب و غریب نگاهش کردند طوری که حس کرد ظاهرش عیب و ایرادی دارد که آنقدر در وهلهی اول جلب توجه کرده است. نگاهی سرسری به سر و وضعش انداخت و نفهمید مشکل دقیقا از کجاست که آن طور
خیره خیره نگاهش میکنند! امروز تمام سعی خود را کرده بود تا به تناسب محلی که در آن پا میگذاشت لباس بپوشد و پوشیده ترین لباس هایش را به همان منظور انتخاب کرده بود. بی توجه به نگاه ها از کنارشان رد شد و با دیدن فضای خالی و بزرگ پیش رو و لوکیشن داخل گوشی که چند متر
جلوتر را نشان میداد حدس زد ورودی گاراژ کمی جلوتر باشد. مسیر مستقیم مقابلش را گرفت و آنقدر جلو رفت تا بالاخره ورودی گاراژ مقابل چشمانش نمایان شد. خوشحال در جایش ایستاد دوربینش را از داخل کوله اش بیرون کشید و دور گردنش انداخت. کم و بیش از جو این فضاها شنیده بود ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
