فایل کامل رمان یاکان PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان یاکان PDF دارای ۲۷۰۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان یاکان PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، انتقامی

تعداد صفحات : ۲۷۰۳

خلاصه رمان :

اسمش یاکان بود بزرگترین قاچاقچی مواد همه ازش می‌ترسیدن تا این که دل سنگ و بی رحمش اسیر دختر سرکش سرهنگ شد! دختری ناز پرورده و افسار گسیخته که هیچ جوره پا به تخت این مرد شرور و وحشی نمی‌ذاشت ولی اون یاکان بود! مردی که همه رو به آتیش می‌کشید و حالا آتیش و تب تندش دامن این دخترک لوند رو گرفته بود پس با دزدیدن دخترک یه شب بی هوا پا به اتاقش می‌ذاره، قسم خورده بود بهش دست نزنه ولی با دیدنش ;

قسمتی از داستان فایل کامل رمان یاکان PDF: 

خونواده‌ی ما یه کمی زیادی مذهبی بودن، مخصوصاً از طرف مادری برای همین خیلی وقتا باهم تو خونه بحث داشتیم. همیشه واسه‌م سؤال بود چرا مامان معصومه با این که ترک بود اسمم رو گذاشته شوکا! لباسام رو عوض کردم و خودم رو روی تخت پرت کردم. نگاهی به گوشیم انداختم مطمئناً

مثل هر روز مامان چکش کرده بود. شونه ای بالا انداختم و سیم کارت مخفیم رو از توی کیف مدرسه‌م درآوردم و روی گوشی انداختم. سریع به علی پیام دادم «رسیدی، امیرعلی؟» زیر پتو قایم شدم تا جوابم رو بده علی فقط چند ماه بود که تونسته بود با حقوق کارای پاره وقتش برای خودش گوشی

بخره. اصلاً به واسطه‌ همین کاراش بود که یه بار توی کوچه من رو دید و به قول خودش به دل نه صد دل عاشقم شد. از همون موقع به مدت دوماه هر روز میومد دم خونه و مدرسه یا این که برام نامه می‌فرستاد. اون اوایل خیلی می‌ترسیدم و همه‌ش سعی می‌کردم از جلوی چشمش فرار کنم تا این که

وایسادنش رو به روی در و دیدن هر روزه‌ش واسم تبدیل به یه عادت شد. این که هر بار کسی می‌خواست توی خیابون اذیتم کنه سریع پشتم در میومد یا یواشکی یه شاخه گل توی جیب مانتوم می‌انداخت و هر روز قدم به قدم از مدرسه تا خونه همراهیم می‌کرد باعث شد کم کم به کاراش وابسته بشم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.