فایل کامل رمان فودوشین PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان فودوشین PDF دارای ۳۷۶۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان فودوشین PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۳۷۶۴
خلاصه رمان :
کلمهای ژاپنی به معنای: (قلبت را بیحرکت نگه داری، پابرجا در مقابل شادی و اندوه) ماجرای زندگی آرامش، دختر جوان و سرکشی است که چون در کودکی مورد دست درازی برادر حیوون صفتش قرار میگرفته، حالا در خانهای مستقل و دور از خانواده زندگی میکند و طی اتفاقاتی مجبور به ازدواج با طوفان، مردی رنج کشیده، جوانمرد و سرد میشود که از او متنفر است و شروع این زندگی مشترک و پر از تنفر همراه با رخ دادن ماجراهای عجیب و برملا کردن رازهایی از گذشتهی هر دویشان میباشد. رازهایی که عادی نیست بلکه;
قسمتی از داستان فودوشین:
زیر نگاه های متفاوت افراد توی سالن چند پلهی ابتدایی را بالا رفتم. احساس غربی و ناراحتی میکردم توی این خانه و میان جمعیتی که هیچ شناختی از آنها نداشتم و بنظرم از من خیلی بهتر و برتر بودن. هر گوشه از داخل خانه را که می دیدم بیشتر جذبش میشدم و خوشم میآمد من دانشجوی
رشته عمران بودم و مطمئناً طرز نگاهم به هر بنا و ساختمانی متفاوت با آدم های دیگر بود من زیبایی نهفته در بطن هر خانه ای را میتوانستم به خوبی حس کنم و حتی تصور. طبقه پایین نشیمن و پذیرایی بود و طبقه بالا مختص اتاق خواب ها. طبقه بالا بواسطه همین پله های پهن و بزرگ در
وسط سالن پایین بود که خیلی راحت قابل دسترس شده بود. سیاهی شب از پنجره های قدی در پاگرد پله ها به داخل خانه نفوذ پیدا کرده بود و دیوارهای وسیع طبقه بالا هم مثل طبقهی پایین با تابلوهای هنری خیلی بزرگ تزئین شده بود. توی راهرو و جلوی اولین دراتاق خواب توقف کردم. انگشتانم
را گرد کردم و چند ضربه روی در نواختم. همانطور که توقع داشتم صدایی از داخل اتاق به بیرون نیامد چون لامپش خاموش بود دستگیره بزرگ و طلایی رنگ را پایین کشیدم و داخل اتاق شدم. بواسطه نور ضعیف آباژور کنار تخت خیلی زود کلید برق را یافتم و نور را مهمان اتاق کردم. یک اتاق ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
