فایل کامل رمان ستیز PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان ستیز PDF دارای ۵۵۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان ستیز PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۵۵۱
خلاصه رمان :
هیمن کنارم خم شده; آفتابی که میتابه موهای قهوه ای روشنش رو عسلی رنگ کرده; موهای لخت و قشنگی که عجیب منو یاد ماهی میندازه; هیمن زل زده به داسی که دستم گرفتم و من نگاه از اون میگیرم; با چشم دنبال اون یکی میگردم; دخترم رو میگم; صدا ی برخورد داس ها روی محصول برنج و برداشت اون ; صدای ریز ریز خندیدن دو تا زن کمی دور تر از من، قاطیه صدای گنجشگ بازیگوشی که چپ میره;
قسمتی از داستان ستیز:
کوزه رو روی شونهم جا به جا میکنم; جای نفرت انگیز این کوزه بردن اینه که مالکش عزت خانه; که عزت خان آب لوله کشی نمیخوره و حتما باید از چشمهی بالای ده، توی کوزه براش آب ببری; برای یه روزش و این کار هر روزهی منه; آبان ماهه و هوا خنک; ولی گرمم میشه; زیر شال سیاه
رنگم نور آفتاب انگار تند تر میتابه; حوصلهی از وسط آبادی رفتن رو ندارم; از بین اونا گذشتن; تحمل نگاه های پر از حرفی که بهم میگن شوهرش مرده و عین خیالش نیست; انگاری بعد از برهان باید منو هم دفن میکردن; کسی چه میدونه ازدواج با میران برام از صد بار مردن دردناک تره؟!
راهم رو کج میکنم سمت کوه. من پیچ و خم اینجا ها رو خوب بلدم; شکل کف دستم; دست دیگهم رو به دنبالهی دامنم میگیرم و بالا نگهش میدارم; راه میافتم; تا نیمهی راه میرم و کسی که میگه: هیما ! یکی پاهام رو به زمین میخ میکنه; جوری که نه عقب برمیگردم; نه جلو میرم; حتی
کوزه رو از روی شونهم پایین نمیارم. زل میزنم به دار و درخت رو به روم; با خودم میگم توهمه; یه توهم بیخودی اما میشنوم: نگام نمیکنی؟; روح از تنم جدا میشه; انگار! ; روی پاشنه پا عقب برمیگردم; میبینمش!; درشت و مردونه.. قد بلند.. چشمای رنگی و موهای بور.. مامان همیشه میگفت ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
