فایل کامل رمان آیه و عالیجناب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آیه و عالیجناب PDF دارای ۹۱۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آیه و عالیجناب PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی، اجتماعی،خانوادگی

تعداد صفحات : ۹۱۱

خلاصه رمان : 

آیه دختری جوان که همسرش درست شب عروسی باعث قتل می‌شه و برای رهایی محبور به طلاق آیه و ازدواج با شخصی دیکر می‌شه و آیه برای انتقام زندگی خودش و بهترین دوستش پا توی شرکت کسی می‌ذاره که باعث بدبختی آیه و بهترین دوستش هست.. اون شخص کسی نیست جز «آیهان حکمت» مردی مغرور و خودخواه که;

قسمتی از داستان آیه و عالیجناب:

از شرکت بیرون زدم که دستم از پشت کشیده شده با تعجب برگشتم با دیدن پژمان چینی به ابروهام دادم خیلی سریع نگاهی به شیشه پنجره های شرکت که نمی‌دونستم دقیق کدوم واسه اتاقه آیهان انداختم و دستمو عقب کشیدم. -آوا میام خونه حرف می‌زنیم. قبل اینکه اعتراض کنه قطع کردم

و نگاه غیظ آلودم رو به پژمان انداختم. -چته تو؟ -آیه نیا توی این شرکت! نیشخندی زدم: اتفاقا از شنبه تنها راهم به همین شرکت ختم میشه. برگشتم و با قدم های بلند ازش دور شدم صدای «آیه» گفتنش که بلند شد سریع و عصبی برگشتم و انگشت تهدیدم رو سمتش گرفتم. -خوب گوش کن ببین

چی بهت میگم پژمان من به آیهان قول دادم فقط واسه کار بیام این شرکت خب پس دورور من نپلک. نیشخندی زد. -آیهان؟ تا جایی که می‌دونم اینجا همه باید صداش بزنن عالیجناب تو نیومده چه زود خودمونی شدی؟ جلوتر اومد رنگ نگاهش پر از شک و سوءظن شده بود آروم با تردید و

تمسخر گفت: مطمئنی برای کار اومدی؟ نکنه اومدی که; با خشم و حرص از ادامه‌ی حرف نگفته‌ی پژمان تموم زورم رو توی دستم بردم و سیلی به صورتش زدم: خفه شو پژمان خفه شو. به سرعت برگشتم تا بغضی ک که به گلوم چنگ زده بود جلوی چشم های بی رحم پژمان سر باز نکنه ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.