فایل کامل رمان ضماد PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ضماد PDF دارای ۳۴۴۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ضماد PDF :

نبات ملک‌زاده، دختر ساله‌ای که در دل روستایی قدیمی بزرگ شده، یکی از معدود کسانی است که برای ساختن آینده‌اش راهی شهر شده است. و اما خاقان، پسر بزرگ مرحوم جهانگیر ایزدی… مردی که جذابیت سرد و مغرورش، هیبتی ترسناک به او داده است! پس از مرگ تراژیک برادر و همسر برادرش، خاقان قاتل را به زندان می‌اندازند و فرزند پنج‌ماهه‌ ای آن‌ها را به سر پرستی می‌گیرند. اما در این میان، نبات برای نجات تنها برادرش باید به پذیرش سرنوشتی غیرمنتظره می‌شود…

خلاصه‌ فایل کامل رمان ضماد PDF

سری به عنوان تاسف برایشان تکان میدهد و به سمت پله ها قدم برداشته و به طبقه بالا میرود. از زمانی که یادش می آید بعد از اسب سواری عاشق کتاب و درس خواندن بود. اما برای کسی م ه در روستایی دور افتاده و در میان دل کوه ها به دنیا آمده بود درس خواندن غیرممکن به حساب می آمد. در روستا امکانات کافی وجود نداشته و بعد از چند سال هنوز هم وجود ندارد. مدرسه فقط تا کلاس پنجم وجود دارد، آن هم به لطف کدخدا که پسرش را به شهر فرستاده بود تا درس بخواند و بعد معلم شد و مدرسه زده شد. در زمستان مردم از حمل کردن نفت به خانه هایشان جان به لب میشدند.

فقط برق داشتند آنهم به لطف تیر برق های در جاده بود. وسیله نقلیه شان اسب و الاغ است جز چند نفر از کشاورزان که وضع خوبی داشتندد و تراکتور خریدند پدرش هم جز افرادی است که تراکتور دارد و برادرش رضا مغازه تعمیرکاری در بین جاده دارد. ور دارد و برادرش، و اگر رضا پشتش نمی ایستاد و حرف پدرش را میگرفت، اکنون ازدواج کرده و شاید دو فرزند هم داشت. با شنیدن صدای گیتی که نامش جیغ میزد از افکارش خارج شده و ساکش را برمیدارد. با عجله از پله ها پایین رفته و با خروش و گیتی که اخم کرده اند رو به رو میشود.

لبخند مصنوعی میزند که خروش از چهره بانمکش تک خنده ای میکند و دیگر از اخم هایش خبری نیست، اما گیتی بی شرفی زمزمه میکند و از ویلا خارج میشود. خروش شانه هایش را بالا می اندازد و آوار چند پله آخر راهم پایین می آید و از ویلا خارج میشود، خروش درب را قفل کرده و کلید را به نگهبان میسپارد و برای چندمین بار تاکید میکند که به برادرش از وجود همراهانش چیزی بازگو نکند. بعد از اینکه ماشین را روشن کرده درب بزرگ را با ریموت باز میکند و با سرعت خارج میشود. گیتی بخاطر خستگی پلک روی هم میگذارد و به خواب میرود. اما آوار کتاب درسی را از کیفش بیرون می آورد.

تا برای امتحان فردا مرور کند امروز بخاطر اصرار گیتی دوباره همراهشان به ویلای پدری خروش آمده بودند چون فردا که آخرین امتحانشان را هم میدادند و او باید تابستان را به روستا بازمیگشت. از زمانی که برادرش با هزار مکافات او را به نزدیک ترین شهر به روستایشان میبرد و می آورد تا درس بخواند، تصمیم گرفته بود تا سعی و تلاش بکند بهترین نمرات را بگیرد. حالا بعد از تمام شدن دوران دبیرستان در کنکور شرکت کرد و از رشته مورد علاقه اش حسابداری در تهران قبول شد. پدرش و حتی کدخدا هم او را تحسین کرد تا ادامه بدهد.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.