فایل کامل رمان بوی نارنگی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان بوی نارنگی PDF دارای ۲۲۰۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان بوی نارنگی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات : ۲۲۰۳

خلاصه رمان : 

سامان پایدار برادر سارا که معرف حضورتون هست آقای جذاب ورزشکار و به شدت غیرتی! البته گاهی هم بی‌اعصاب و در زمان خودش مهربون و شوخ که هر بار حضورش شوکی در رمان سد سکوت (جلد اول) ایجاد کرد و جذابیتش امیر رضا رو مجبور به چنین اعترافی کرد که: سامان زیادی خوش قیافه و خوش استایل و البته خوش پوش نیست؟ شاید حضور کسی مثل او در زندگی سارا دلیل دیده نشدن من است! ” سامان خان اینجا بیشتر از سد سکوت کولاک می‌کنه و کم کم ;

قسمتی از داستان بوی نارنگی:

روبروی آینه ایستاده چادر کش دارم را روی سرم مرتب کردم. آه سنگینی از سینه ام کنده شد. فکر نمی‌کردم قادرخان به همین راحتی جلوی چشم مادرم همه چیزم را به همسرش بسپارد و آن زن بی صفتش که تمام مرزهای حیا را رد کرده آن طور با وقاحت تمام از مسئولیت و آبرو داری بگوید که

حضورم خدشه دارش کرده و بهتر است مدتی دور باشم. زنی که به بهانه حرف زدن حتی برای شوهر خواهرم عشوه می‌آید تا از خانه‌ پدری ام بیرونم کند، خانه ای که روزی در آن مهمان بود و من و مادر و خواهرم با تمام احساسمان میزبانش بودیم ولی حالا; پلک بستم تا چشمم از یادآوری گذشته‌ ای که

نمیشد تغییرش داد و در آن هیچ کاره بودم به اشک ننشیند. قسم خورده بودم این زن گربه صفت مار زبان دیگر اشکم را نبیند. نه اینکه آدم محکم و مقاومی باشم! نه; فقط خسته ام; خسته ام از جنگیدن برای آرامش و آسایش مادری که جنگیدنم هر بار فقط تنهاتر و منزوی ترش کرد! وقتی دست

فتانه‌‌ی بی‌ شرم برای مقابله با من و تلاشم برای زندگی آرامم کوتاه بود برای تلافی بی‌شرمانه به جان آبرویم افتاد تا مادرم را بیشتر آزار دهد و کوتاه بیایم بی آن که فکر کند خودش ساکن این خانه است و همسر قادری که دخترش را به گند کشیدند! در اتاق بدون در زدن و ناگهانی باز شد چشم باز نکردم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.