فایل کامل رمان غبار الماس PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان غبار الماس PDF دارای ۳۶۲۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان غبار الماس PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی

تعداد صفحات : ۳۶۲۳

خلاصه رمان : 

من نوه‌ی جهانگیرخان فرهمند، رئیس کارخانه‌ی نساجی معروف را به دنیا آورده بودم. اما هیچکس اطلاعی نداشت! تا اینکه دست سرنوشت پدر و دختر را مقابل هم قرار داد. او نباید می‌فهمید رزا دختر اوست، اما شباهت دخترم با او غیر قابل انکار است! دختر چهار ساله ام دل و دین پدرش را برد و قلبش را تسخیر کرد! محمد فرهمند! شاید دل دخترم را برده باشد اما من هرگز دیگر به او شانس دوباره ای نخواهم داد! این عشق را خودم با دست خودم به خاک سپردم.

قسمتی از داستان غبار الماس:

نگاهش می‌کنم و وقتی زبانش امید به من تزریق می‌کند و چشمان پر مهرش از نگرانی می‌لرزند، گویی که قدرت به وجودم بر می‌گردد. که گذشته را فراموش کنم که اگر اینجام فقط و فقط برای هدفم آمده ام. افسار نگاهم را دلم را دستم را می‌کشم تا مبادا دو دو بزنند مبادا بلرزند مبادا نوازش

بخواهند و طلبش کنند. سرم را بلند می‌کنم و با نفس عمیقی قدم داخل اتاقش می‌گذارم به محض حضورمان از جا بلند می‌شود. قدمی به سمتمان بر می‌دارد که به قدم دوم نرسیده سرجایش خشک می‌شود. نگاهش را بین منو مهشید میگرداند و بعد روی من ثابت می‌شود. زمان متوقف می‌شود چشمانش

را می‌جویم چرا که در این نگاه من آرزوهایم را می‌دیدم یک زمان هایی.. زمان هایی نه خیلی دور من تمامیتم را به پایش ریخته بودم آن زمانی که فکر می‌کردم که مردی و مردانگی درون چشمان محجوبش خلاصه شده است. وقتی که برای اولین بار در تمام زندگی ام طعم حمایت های مردانه را به من

بی سایه‌ی سر چشانده بود. وقتی که برای منه ندیده و نشناخته یقه پاره کرد و تمام کوچه را روی سرش گذاشته بود وقتی که; تمام نمی‌شود طومار نداشته های منی که تمامش را در او یافته بودم زمان‌های نه خیلی دوری که سخت گذشت اما گذشت، حالا هم بگذریم; سرم را برای لحظه‌ای پایین می اندازم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.