فایل کامل رمان ب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ب PDF دارای ۲۹۹۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ب PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی

تعداد صفحات : ۲۹۹۸

خلاصه رمان : 

عشق کامران ساله به سلوای ساله و آغاز ماجرا خواستگاری و پس زدن شدن کامران از طرف سلوا اون میبره به سال بعد بابا لنگ دراز مهربون داستان بعد سال از تهران به تبریز برمیگرده که عشق زیر خاکسترش و باز شعله ور کنه سلوای که خود دل به همبازی دوران کودکی خود بسته و با حادثه ای که برای امید اتفاق میوفته زندگی سلوا به کل دچار تغییر میشه ;

قسمتی از داستان بازنده ها نمیخندند:

با شنیدن موبایلش نگاه به سمت راست کج کرد و با دیدن گوشی در دست رفیقش بی توجه باز هالتر را تا بالای سرش کشید. -بابا خودشو کشت! یکی دو ثانیه هالتر را بالای سرش نگه داشت و نیم نگاهش باز سمت رفیقش رفت. -کیه؟ مهیاد شانه بالا داد: اسم نداره. با بی میلی هالتر را سر جای خود

قرار داد و کمرش را از دستگاه کند: بده ببینم کدوم نره خریه. لب مهیاد به لبخندی کشیده شدو در حال دادن گوشی نگاهش را روی تن عرق کرده‌ رفیقش حرکت داد، نمی‌توانست به خود دروغ بگوید حالش از بازگشت او واقعا خوب بود حوله‌ روی میله را برداشت و به سمت او پرت کرد: اینو بنداز رو دوشت

هوا سرده. موبایل را دم گوشش نگه داشت و در حالی که نیمچه چشم غره ای هم سمت مهیاد می‌رفت حوله را روی دوشش انداخت و در حالیکه صدایش را جدی می‌کرد گفت: بله بفرمایید. سکوت لحظه ای و بعد صدای فوق نازک پشت خطی ابرویش را بالا پراند: سلام مهندس سعادت بی وفا.

خطی به پیشانی انداخت و سعی کرد این صدای نازکی را که بدون شک شنیده بود ولی اینقدر اهمیت نداشت که شماره‌ش را سیو داشته باشد به یاد بیاورد. -سلام در خدمتم. صدا لحن ناراضی به خود گرفت: موسوی‌ام الینا موسوی گوشه ابرویش را خاراند موسوی؟ ارزش تمرکز و نشسته جواب دادن را نداشت ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.