فایل کامل رمان مهره اعتماد PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان مهره اعتماد PDF دارای ۲۴۰۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان مهره اعتماد PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۲۴۰۶
خلاصه رمان :
هدی همت کارش با همه دخترای این سرزمین فرق داره، اون یه نصاب داربست حرفه ایه که با پسر عموش یه شرکت ساختمانی دارن به نام داربست همت ! هدی تمام سعیاش رو داره میکنه تا از سایه نحس گذشته ای که مادر و پدرش رو ازش گرفته بیرون بیاد و به گذشته فکر نکنه اما درست زمانی که فکر میکنه از شر این سایه خلاص شده، با یه مهره کوچیک از گذشته مواجه میشه به نام یاکان اعتماد، که در معماری و عمران و ساخت و ساز نه تنها تو کشور، بلکه تو اروپا و آسیا حرف اول رو میزنه و نوری میشه تو تاریکی گذشته ی هدی;
قسمتی از داستان مهره اعتماد:
-قرارداد رو فسخش میکنیم. بى حال سر بالا انداختم و با صدای گرفته ای زمزمه کردم: به پولش احتیاج داریم مجید نمیشه بعدشم ما قرارداد امضاء کردیم اونوقت باید پول چه میدونم ضرر و زبان و این چرت و پرتا رو بدیم. جاوید در حالیکه داشت آنژیوکت را از دستم خارج میکرد با حرص
گفت: پس میخوای چیکار کنی؟ هر روز ببینیش و حرص بخوری؟ آخرشم اینجا خراب شی و برای من کار بتراشی؟ با اخمی که حاصل درد خارج کردن آنژیوکت و لبخند نیم بندی که برای حرف جاوید بود جواب دادم: کار تراشیدن رو خوب اومدی. صدای مجید از آن طرف به گوشم خورد که فدا سرت
از تو مهمتر نیستش که. قبل از اینکه جواب مجید را بدهم جاوید با حرص پنبهی آغشته به الکل را محکم پشت دستم فشرد و غر زد: مرده شور سیستم بدنیت رو ببرن که یه رگم به زور میشه پیدا کرد. وقتی هم که پیدا میشه یا پاره میشه یا آخرش کلی خونریزی داره. اخم هایم نمایشی درهم فرو
رفتند. -تو امروز با من موندیا! چه قدر غر میزنی. توپید: معلومه که به جونت غر میزنم رنگ صورتت مثل گچ همین دیواره بعد برای من بلند بلند شدی شال و کلاه کردی. من نمیفهمم تورو. -یه کاری کن بفهمی برادر من. من تا یک ساعت دیگه ترسم خونه عزیز منو تیکه تیکه میکنه تا الانشم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
