فایل کامل رمان لهیب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان لهیب PDF دارای ۳۰۴۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان لهیب PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی، هیجانی

تعداد صفحات : ۳۰۴۲

خلاصه رمان : 

آیکان، بیزینس من موفق و معروفی که برای پیدا کردن قاتل پدرش، بعد از سال به ایران باز می‌گردد. در این راه رازهایی بر ملا می‌شود و در آتش انتقام آیکان، فرین، دختر حاج حافظ بزرگمهر مظلومانه قربانی می‌شود. فایل کامل رمان لهیب PDF انتقام، عشق و نفرت را به تصویر می‌کشد ;

قسمتی از داستان لهیب:

_فرین : از ماشین آیکان بدون حرفی آرام پیاده شد. بدنش از تحقیرهای او می‌لرزید، برای اولین تاکسی دست بلند کرد و سوار شد. جرات نگاه کردن به پشت سرش را نداشت اصلا نمی خواست برگردد و غرور خورد شده اش که از ماشین تا جلوی تاکسی ریخته بود را ببیند. در ماشین را بست و بدون

پلک زدن مات به جلو بود. دستش را جلوی دهانش گرفت تا راننده صدای هق هقش را نشنود. اشک مثل رود از چشمانش فرو می‌ریخت، اصلا چه شد؟ چه تقصیری داشت؟ مگر رفتن یا ماندن آیکان دست او بود؟ او با همان سن کمش دوست داشت آیکان دوستش داشته باشد. در آن دو سال که هم خانه

بودند، فقط از او کم محلی می‌دید ولی با این حال همیشه از سهم خوراکی هایش کمی در اتاق او می‌گذاشت تا از مدرسه که برمی‌گردد بخورد خوراکی ها هم همیشه دست نخورده می‌ماندند، ولی او باز هم به کارش ادامه می‌داد زمانی که آیکان از ایران رفت تا زمانی که رفتنش را درک کند اکثر

اوقات پشت پنجره منتظر می‌نشست تا برگردد. نگاه از پنجره گرفت سرش را به پشتی صندلی تکیه داد و چشمانش را بست ندانست چرا با آن همه تحقیر کارت دعوت را برایش جا گذاشت. وقتی در چشمانش خیره شد جز کینه چیز دیگری را هم حس کرد. حسی- ناشناخته، حسی که لمسش سخت بود ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.