فایل کامل رمان یک قطره تا خون جلد دوم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان یک قطره تا خون جلد دوم PDF دارای ۲۱۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان یک قطره تا خون جلد دوم PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، رازآلود، تخیلی

تعداد صفحات : ۲۱۳

خلاصه رمان : 

سطح فرهنگی خانواده امم بالا بود. پدرم دکتر بود و مادرمم معلم بود.من تک پسر خاندان طاهریان بودم و عزیز دردونه. اولش مامانم مخالفت کرد ولی بعد که با قاطعیت پدرم مواجه شد سکوت کرد. خواهرمم اون موقع اینقدر بچه بودند که اصلا این چیزها براشون مهم نبود.

قسمتی از داستان یک قطره تا خون:

یک ماهی می‌گذشت که به پاریس اومده بودم و بابا رو پیدا کرده بودم و در این مدت تنها از پشت تلفن جویای حال رایان بودم گهگاهی هم کیان چند تا عکس ازش می‌گرفت و برام ایمیل می‌کرد! با اینکه می‌گفت حالش خوبه اما از غم نگاهش میشد فهمید که خوب نیست دیگه چشم‌هاش اون برق خاص

و شفافیت رو نداشت لاغر شده بود و قامت بلندش روز به روز تکیده تر میشد همه اینها رو از توی عکسای ارسالی کیان شاهد بودم. اوایل، پدرم خیلی بهم سختگیری می‌کرد و نمی‌خواست لام تا کام راجع به اون پسره نیکلاس تارتیچ” هیچ حرفی بزنه! اما به مرور که اصرار من رو دید، لب باز کرد

و به حرف اومد! اما بازهم معلوم بود که داره چیز مهمی رو از من پنهان می کنه چون دقیقا همون حرف هایی رو برام بازگو کرد که توی تحقیقاتش خونده بودم! دیگه کلافه شده بودم به هر دری می‌زدم تهش به بن بست می‌خوردم ذهنم اشفته بود از اینکه رایان داشت توی اون پژوهشگاه خراب

شده، ذره ذره اب میشد و من نمی‌تونستم برای کمک بهش قدم از قدم بردارم، از خودم بیزار بودم اون شب رو خوب به خاطر دارم یکی دیگه از شب های سرد ماه بود پدر جلوی شومینه کوچیکی که با کمک هم گوشه‌ی ازمایشگاه، بنا کرده بودیم، روزنامه به دست روی صندلی بلند و قهوه ای رنگ که ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.