فایل کامل رمان سهره مست PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سهره مست PDF دارای ۱۱۵۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سهره مست PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی

تعداد صفحات : ۲۵۱۵

خلاصه رمان : 

سهره دختر نامشروع حاج سعید راد که همه به اسمش قسم می‌خورن بعد از فوت مادرش، برای پیدا کردن پدرش به ایران میاد.. اما اینجا با مردی خشن و جذاب به اسم کیان روبرو میشه و به خاطر; قصه‌ی دختری بی پروا به اسم سِهره که در ایتالیا بزرگ شده; بعد از مرگ ناگهانی مادرش برای پیدا کردن پدرش به ایران میاد، غافل از اینکه تو ایران قراره تموم زندگیش زیر و رو بشه; حاج مرتضی راد، پدربزرگ پدری سهره، مرد مستبدی که با پیدا شدن ناگهانی سهره تو زندگیش، اون رو مجبور به ازدواج با مردی می‌کنه که;

قسمتی از داستان سهره مست:

خونه ام توسط علی سم پاشی شد اما من بخاطر ترسم خودم و به زور ضرب و شتم تو خونه‌ی اقدس خانم مهمون کردم و حتی وقتی به علی گفتم بره از تو خونه برام لباس راحتی و حوله و لوازم شخصیم و همراه کیف آرایشم بیاره اقدس خانم برام پشت چشم نازک کرد و گفت خودش میره میاره;

اما درست وقتی که من خودمو برای تنها موندنمون با علی آماده می‌کردم دست پسرش و گرفت و با گفتن اینکه علی تو هم همراهم بیا فهمیدم که اقدس خانم هم اونقدری که ادعا می‌کنه پردل و جرأت نیست و اونم از موش می‌ترسه; شاید هم بخاطر اینکه من با پسرش تنها نمونم گفته بود اما فرضیه

اولم به نظرم معقول تر بود چون من که نمی‌خواستم پسرش رو بخورم. تو فاصله‌ی رفتن اونا به طبقه‌ی پایین نگاهم رو دور تا دور سالن چرخوندم و بیشترین چیزی که تو خونه به چشم می‌خورد قاب عکس‌های قدیمی بود با لباس‌های جنگی .. روبروی یکی از عکس‌هایی که دسته جمعی گرفته شده بود

ایستادم و نگاه دوختم به چند جوون که اسلحه تو دستاشون بود و لباس های خاکی رنگی تنشون، اما لبخند روی لبشون اونقدر پر از حس بود که ناخودآگاه احساسات خوبی بهم القا کرد.. قاب عکس رو برداشتم و نگاه دقیقتری بهش انداختم.. همه‌ جوون های توی عکس به گفته‌ اقدس خانم شهید شده بودن؟

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.