فایل کامل رمان دختری با قلب زرد (نگاریسم) PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
6 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان دختری با قلب زرد (نگاریسم) PDF دارای ۱۵۶۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان دختری با قلب زرد (نگاریسم) PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۵۶۹

خلاصه رمان :

نگار یه دختر خجالتی از یه خانواده متوسط رو به پائینه. مردی که فکر می‌کرد خواستگار مادرشه، در واقع خواستگار خودش بوده، یه مرد عجیب، پولدار و; مرموز; در گیر و دار زندگی نگار مرد دیگه ای وارد داستان میشه. مردی با گذشته و کودکی ای مثل نگار ;

قسمتی از داستان دختری با قلب زرد:

نامی رفت پشت سیستم نشست. ساعت شد ، شد یک، شد دو، منو مامان خوابمون برد. دم صبح تو هوا گرگ و میش صدای نامی رو شنیدم که چیزی گفت.‌ اما از زور خستگی و ضعف دوباره خوابم برد. صبح بیدار شدم نه مامان بود نه نامی ساعت بود از ضعف لرز کرده بودم از بچگی بنیه

نداشتم. این چند روزم درست غذا نخورده بودم حالا لرز و ضعف باعث شده بود از سرما بلرزم دستمم انقدر می‌لرزید نمی‌تونستم شماره بگیرم. به زور برا خودم آب قند درست کردم. تخم مرغ گذاشتم بپزه و یکم بهتر شدم زنگ زدم مامان اون جواب نداد زنگ زدم نامی نامی سریع جواب داد و گفت:

-نگار ما آگاهی هستیم بهت زنگ میزنم موقعیت مناسب شد. صداش مضطرب بود استرس حالمو بدتر کرد. به زور چندتا لقمه خوردم فقط پس نیفتم‌. زمان نمی‌گذشت دست و دلمم به هیچی نمی‌رفت. خرید نرفته بودیمو یخچال نیمه خالی بود سر هم کردمو به زور نهار درست کردم نزدیک ظهر مامان

و نامی اومدن مامان چشماش خیس متورم نامی هم داغون دهنم باز نمی‌شد بپرسم چی شده، نامی خودش گفت: طرفو میگن گرفتن. -خب؟ نامدار کجاست پس؟ مامان بابغض گفت: لو نمیده; بهمون گفتن احتمالا; زد زیر گریه; خشک شده بودم. نامی گفت: مامان مامان آروم باش اونا گفتن ممکنه‌ ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.