فایل کامل رمان به گذشته برگردیم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
5 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان به گذشته برگردیم PDF دارای ۲۱۳۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان به گذشته برگردیم PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۲۱۲

خلاصه رمان : 

رمان راجع به سروان مازیار آرامش و دختری به نام سونیاست. سونیا دختری که بخاطر شیطنت‌هاش چند بار به دردسر میفته و تو جاهای مختلف دستگیر میشه، هربار هم مأمور رسیدگی به پرونده‌ش مازیاره. از اونجایی که سونیا خانواده‌ای نداره، آخرین بار که دستگیر میشه، مازیار برای آزادیش شرط می‌ذاره و اون شرط چیزی نیست جز ;

قسمتی از داستان به گذشته برگردیم:

حاج خانوم طول و عرض سالن رو طی می‌کرد و هر دودقیقه یکبار به گوشی مازیار زنگ میزد. از این بابت که خوابش برده بود و نتونسته بود سرا از کار مازیار و سونیا در بیاره کلافه و عصبی بود از فکر این که این دو نفر الآن یک جا هستن خون خونش رو می‌خورد هنوز هم نمی‌تونست قبول کنه که پسرش

به جای زهره یا حداقل دختری مثل زهره رفته سراغ یکی مثل سونیا! از طرفی خاموش شدن گوشی مازیار بعد از چندین تماس که بی پاسخ مونده بود باعث میشد کلی فکر به سر حاج خانوم خطور کنه که هربار با گفتن استغفار سعی می‌کرد ذهنش رو پاک کنه! با صدای زنگ آیفون حاج خانوم

راهش رو به سمت در کج کرد. دیدن ماشین پلیس و چند مأمور جلوی در چندان چیز عجیب و ترسناکی برای حاج خانوم نبود، به هر حال پسرش سروان مملکت بود و این یک اتفاق معمولی بود نمی‌دونست که این دفعه قضیه فرق می‌کنه حاج خانوم چادرش رو سرش کرد و بعد از اطمینان

یافتن از اینکه یک تار موش هم بیرون نیست در رو باز کرد. حاج خانوم که انتظار داشت مازیار پشت در باشه و بگه کاری براش پیش اومده با شنیدن حرف مأمورها و دیدن حکم بازداشت مازیار پسر دردونه ش، در عرض شاید کمتر از یک ثانیه رنگش شبیه گچ دیوار شد. دستش که چادرش رو گرفته بود ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.