فایل کامل رمان غزل واره های دلم PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان غزل واره های دلم PDF دارای ۸۳۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان غزل واره های دلم PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی، اجتماعی، همخونه ای
تعداد صفحات : ۸۳۰
خلاصه رمان :
بهار یه زمانی گل سر سبد دانشکده اشون بوده کسی که کلی هواخواه داشته اما میون این همه هواخواه چشم بهار به دنبال گل پسر دانشکدهشونه عرفان مستوفی رادمرد و چشم و چراغ دانشکده بهار و عرفان تو یه روز خیلی قشنگ با هم ازدواج میکنن اما بهار تازه اونجاست که میفهمه زندگی به قشنگی داستان شاه پریون نیست سختی داره و محنت دقیقا تو همین روزهاست که بهار جا میزنه و عرفان میمونه و زخم هایی که از بهار و نااهلیش خورده حالا سالها از اون روزهای رنگین و در عین حال پر درد گذشته بهار بدجوری پشیمونه و دلش میخواد که دوباره با عرفان باشه و ;
قسمتی از داستان غزل واره های دلم:
با صدای نیمه کلفتی از جا پریدم و به مردقد بلندی که جلوی میز منشی شرکت ایستاده بود نگاه کردم. -خانم شفیع; آقای مستوفی هستن؟ منشی با دیدنش دست پاچه لبخندی زد; _بله; بله بفرمایید آقای سعیدی; چشم دوختم به قدم های مردی که تا اتاق عرفان رفت; دست به دستگیرهی در که برد
ضربان قلب من هم اوج گرفت. در که باز شد ناخواسته نگاه کنجکاوی از لای در به داخل اتاق انداختم; اما از جایی که ایستاده بودم فقط میتونستم میز بزرگ وسط اتاق رو ببینم ; در که پشت سر مرد بسته شد همهی امیدهام برای دیدن عرفان نا امید شد. آهی کشیدم و تو دلم نجوا کردم: با خودت
چه کردی بهار! چرا نفهمیدی زندگی بازی نیست. چرا نفهمیدی عشقی که داری از عرفان میگیری یه روزی ته میکشه یه روزی مثل امروز به خودت میایی و میبینی اگه همه چیز هم تو زندگی داشته باشی باز هم بی عشقی که عرفان بهت عرضه کرده هیچی! ایکاش بعد دانشگاه فرحنازو ملیسا برنمیگشتن
به شهرشون; اون ها برای من بی کله ای که تو جاده عشق و عاشقی فقط و فقط گاز میدادم و به هیچ چیز دیگه ای به جز خوش بودن خودم فکر نمیکردم مثل ترمز بودن; چقدر نصیحتم کردن; اما منه احمق فکر میکردم کار خودم درسته; وقتی هم درسمون تمام شد من موندم و دخترایی که ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
