فایل کامل رمان ن PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ن PDF دارای ۴۹۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ن PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۴۹۸

خلاصه رمان :

سلاله، دختری قوی و خود ساخته که به خاطر اتفاقات تلخی که تو خانوادش افتاد، تهران رو ترک کرد و همراه دوستش رفت شیراز; فال حافظ و فالوده و عطر بارون روی برگ‌ درخت های خیابون‌های شیراز حسابی چسبید بهش و یادش رفت زخم‌های دلش رو; قسم خورده بود برنگرده به تهرانی که براش فقط درد بوده و تنهایی، اما چرخ روزگار به ساز دل ادم ها نمی‌چرخه; بعد از سال ها، برخلاف خواسته‌ی دلش مجبور میشه برگرده تهرانو به خاطر وضعیت خانوادش میره دنبال کار و تو این مسیر با مردی آشنا میشه که;

قسمتی از داستان نازدانه پاییزی:

روی مبل سه نفره در کنار سحر و روشنک نشسته و پا روی پا انداخته بودم; نگاهم به آلبوم قدیمی و کهنه‌ ای بود که مختص عکس های خانوادگی و دوران کودکی و نوجوانی ما چند نفر بود; دورهمی های خانه خانجون و عکس هایی که من و سارا و شکیبا و روشنک را با موهای بافته شده در حال

شیطنت در حیاط خانه یا لب دریا نشان می‌داد; یا عکس هایی از کودکی های سحر و شیوا و رهام و شروین.‌.. ورق زدم و نگاهم افتاد به عکس قدیمی که چهره خندان شیوا و سحر را در حالی که دست دور گردن هم انداخته بودند را نشان می‌داد; دندان هایشان یکی در میان و افتاده بود و

پیراهن های گل گلی و رنگی تنشان بود و جفت! طبق معمول تمام آن سال ها که همه چیزشان با هم جفت بود; صدای خنده سحر بلند شد و در  همان حال گفت: خدایی این مامان ها هم چه صحنه هایی رو شکار می‌کنن ها من شبیه کدو تنبل افتادم; صدای خنده من و روشنک هم بلند شد‌.. نیم ساعتی

بود که مشغول ورق زدن آلبوم های قدیمی و مرور خاطرات بودیم; پنج روز از بحث رهام و شروین گذشته بود و جو کمی به حالت عادی برگشته بود; رهام دیگر مانند روز اول با روشنک سرسنگین نبود اما حالاتی از دلخوری هم در حرکاتش مشهود بود; سر و کله خانواده خاله لاله هم پیدا نشده بود ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.