فایل کامل رمان در مسیر بهار PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان در مسیر بهار PDF دارای ۴۶۸۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان در مسیر بهار PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، ازدواج اجباری

تعداد صفحات : ۴۶۸۱

خلاصه رمان :

بهار، دختر تنهایی که بعد از مرگ عموش تو رأس یه مثلت عشقی بین دو برادر قرار می‌گیره و بعد از ازدواج اجباریش و عشقی که به دلش راه پیدا می‌کنه، متوجه زوایای تاریک زندگی همسرش می‌شه. مردی که یه مشکل روانی داره. مردی که بعد از ازدواجش، همسر جوون و عاشقش رو زندانی می‌کنه تا همیشه مال خودش باشه و اجازه نمیده هیچ مردی به عشقش نزدیک بشه، حتی برادر خودش;

قسمتی از داستان در مسیر بهار:

روی مبل نشستم به سالن به هم ریخته نگاه می‌کردم که زن عمو وارد سالن شد.به اتاقش رفت و با یه چادر سیاه برگشت.  در حالی که چادر به سر می‌کرد به من نگاه کرد. _خونه رو مرتب کن، الان میام.‌ زیر لب چشمی گفتم و پیچ و تابی به بدنم دادم زن عمو رفت و من مشغول شدم. همه کارها رو

انجام دادم شام گذاشتم. باقالی پلو، غذایی که حامد خیلی دوست داشت از همه توانم استفاده کردم که خیلی خوشمزه بشه. تو که از دستش دلخوری، پس چرا به فکرشی؟ اهمیتی به ندای شیطانی درونم ندادم این غذا باید بی نقص میشد. از پنجره آشپزخونه نگاهم به حیاط افتاد. در تا نیمه باز بود.

یعنی زن عمو در رو نبسته بود؟ شاید هم برگشته، شاید هم یکی از پسرها به خونه اومده. با فکر به پسر عموهام روسری دور گردنم رو بالا کشیدم. به طرف در راهرو رفتم با دقت و از زاویه جدید در نیمه باز رو وارسی کردم چادر سیاه و گل برجسته زن عمو رو شناختم خیالم راحت شد حتماً با یکی از

همسایه ها هم کلام شده بود. شیطنتم گل کرد به سمت آیفون رفتم بی صدا گوشی رو برداشتم. دستم رو جلوی دهنی گوشی گرفتم تا صدایی بیرون نره صدای همسایه ته کوچه می اومد. _بازم خدا خیرت بده زرین خانوم! این دختر که کسی رو نداره. حالا صدای زن دیگه ای می‌اومد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.