فایل کامل رمان من سیندرلا نیستم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان من سیندرلا نیستم PDF دارای ۱۲۰۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان من سیندرلا نیستم PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۲۰۳

خلاصه رمان : 

البرز پاکنهاد یه کارخونه داربزرگه،کسی‌که کم‌ترین توجهی به بقیه نداره! تا وقتی که یه دختر ریزه‌میزه و معصوم نگاهشو معطوف خودش می‌کنه،همش از یه توجه کوچیک شروع می‌شه اما وقتی به خودش میاد کل دین و ایمونشو به اون دوتا چشم مظلوم باخته و;

قسمتی از داستان من سیندرلا نیستم:

ساعتی بود که از کانتینر کارگرها صدای خنده و پچ پچ نمی‌ آمد. ماه کامل در آسمان می‌درخشید و صدای جغد از شاخه درختی در آن نزدیکی می‌آمد. از زیر درختچه ای که از صبح تبدیل به مخفیگاهم شده بود بیرون خزیدم. حتی صدای برگ های خشکی که در زیر دست هایم صدا می‌داد، باعث وحشتم

میشد. گرسنگی چاره ای جز بیرون رفتن و مواجهه با دنیای بیرون برایم نگذاشته بود. روز به جنگل می‌رفتم اما شب را از ترس گرگ ها نزدیک کمپ مخفی می‌شدم و از دور به کارگرها و آتش هایی که برپا می‌کردند، نگاه می‌کردم و در خیالم با فکر کردن به گرمای آتش، گرم می‌شدم. بوهای خوبی

که از ظرفهای روی اجاق می‌آمد مرا به یاد خانه می‌انداخت. معدهام از درد به هم پیچید. از زمین بلند شدم و پاورچین به جایی که در طول شب کارگرها آنجا غذاکشان را می‌خورند، نزدیک شدم. سطل زباله قهوه ای همانجا، کنار نیمکت، بود. نان و پنیری که در بقچه‌ام گذاشته بودند، همان روز اول تمام

شده بود. دو روز بود که به جز آب رودخانه چیزی نخورده بودم دیگر جایی برای وسواس نداشتم. به سرعت دستم را درون سطل فرو بردم. هنوز چیزی به دستم نیفتاده بود که بوی توتون و حس حضور کسی پشت سرم، بی حرکتم کرد. لحظه ای حتی نفس کشیدن را فراموش کردم. در دلم شروع به ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.