فایل کامل رمان آشپز باشی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آشپز باشی PDF دارای ۳۲۸۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آشپز باشی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۳۲۸۸

خلاصه رمان :

لاله زن مطلقه‌ایه که برای اولین بار و به پیشنهاد خواهرش پا به یک مهمونی ممنوعه می‌ذاره و برای اولین بار نوشیدنی می‌خوره و گیج میشه; طوری که وقتی صبح بیدار می‌شه خودشو کنار مردی می‌بینه که نمی‌دونه کیه و چه‌طور باهاش اومده به تخت; مردی به نام امیرحسین بردبار که;

قسمتی از داستان آشپزباشی :

او که رفت کارتن هایی که هفته پیش خریده بودم را وسط هال ریختم چسب کاغذی را هم کنار دستم گذاشتم; اول باید وسایل آشپزخانه را جمع می‌کردم روزی که با پدرم برای اولین بار با آینه و قرآن به این خانه آمده بودم؛ کجا فکرش را می‌کردم اینطور دل شکسته ترکش کنم؟ از کجا می‌خواست

بداند دردانه برادرش که قسم راستش جان او بود، خیانت کند; آن هم به منی که هیچ چیز برایش کم نگذاشته بودم! شاید هم گذاشته بودم به قول فرناز، کیسان حق داشت به زنی خیانت کند که همیشه تنش بوی پیاز داغ و بادمجان سرخ کرده می‌دهد; دو روز از دیدن هادی می‌گذشت، حنانه

همچنان در افق محو بود. مامان روحی هم یکی دوباری با آژانس غذا فرستاد; دستپخت خودش را با این که خودم سال ها آشپزی می‌کردم دستپخت او برایم چیز دیگری بود; خودم هم نمی‌خواستم کسی به دیدنم بیاید، دوست داشتم هرچه زودتر جمع و جور کنم و از آنجا بگریزم. قفل در را

همان دو ماه پیش عوض کردم فردای همان شبی که کیسان و فرناز را توی خانه ام پیدا کردم. کیسان اگر کلید داشت دمش درازتر از این حرف ها بود. با یادآوری فرناز و کیسان خاطره چند شب پیش خودم و آن مردک در ذهنم آمد. حالا دیگر همه اش یادم بود! لبم را گزیدم. کاش هیچوقت با آن مرد روبه رو نشوم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.