فایل کامل رمان روزان دیروزم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان روزان دیروزم PDF دارای ۱۴۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان روزان دیروزم PDF :

سامه، دختری که پای به سفره عقده و داماد نمی‌گذارد; حالا در گذرگاهِ خاطراتِ پرپیچ‌ و خمش گام برمی‌دارد تا رازِ اشتباهاتش را بکاود؛ اشتباهاتی که شاید سرنوشتش را رقم زد ;

تکه ای از فایل کامل رمان روزان دیروزم PDF

-فرار کردی؟ به چهره‌ی زیادی خلافش که با ارایش غلیظی پوشانده شد بود نگاه کردم. -جا داری؟ حرفی نزدم; اگر بخوای امشب می‌تونم خونه‌ی یکی واست جا خواب و به حموم ردیف اماده کنم؟! هستی؟ لبخندی زدم و گفتم: جا دارم; دهنشو باز کرد و گفت:; ای ول; کجا؟ اسمت چیه؟ -ساناز; المیرا; تینا جسی جی آنی; و بلند زد زیر خنده. -من چی صدات کنم؟ -ساناز; خیلی وقته کسی ساناز صدام نکرده. -من دختر فراری نیستم ساناز; پاکت سیگارش و در آورد و گفت: اره حدس زدم; سیگار؟ -نمی‌کشم. و یاد بازی‌ای افتادم که با قدم بازی می‌کردیم; گردو; شکستم; سیگار; کشیدم; ساعت; تیک تاکه; ساناز: پس خانواده داری؟ -دارم. ساناز: تنها تو پارک نشستی؟ شونه‌هامو بالا انداختم و گفتم: خواستگارم ردم کرد; ساناز: چه از گلی بوده; -حق داشت; ساناز: هیچ مردی تو این دنیا

حق نداره; خیالت تخت خواب. لبخندی زدم و گفتم: من گرسنمه; میای بریم به چیزی بخوریم; نگاهی به هیکلم انداخت و گفت: اره; ولی; وسط حرفش گفتم: مهمون من; چشماش برقی زد و گفت: پاشو بریم یه رستوران ایتالیایی اینورا هست; -من دلم چلو کباب می‌خواد; چینی به بینی‌اش انداخت و گفت: سگ خور; پاشو بریم. از مجسمه و حوض آب خداحافظی کردم و در حالی که اون با چشم‌های گرد شده به من نگاه می‌کرد با هم به سمت خیابون رفتیم; بعد از صرف غذامون کیفمو پیشش گذاشتم تا برم دست‌های چربمو بشورم; توی رستوران به سمت دستشویی زنانه رفتم; به صورتم اب پاشیدم; مقنعه‌امو در آوردم و موهای رنگ شدمو نگاه کردم; که چی؟ از دستشویی بیرون اومدم ساناز داشت توی کیفمو نگاه می‌کرد. پشت ستون ایستادم و اجازه دادم وارسی

چیزهایی که نداشتم تموم بشه; وقتی کیف پولمو پیدا کرد جلو رفتم; کیفمو زیر میز برد و گفت: بریم؟ از توی زیپ مخفی کیفم کارت اعتباری مو برداشتم و گفتم: برم حساب کنم; بعد بریم. لبخندی زد و من هم به سمت صندوق رفتم. جلوی رستوران گفت: من دیگه برم; از اشنایی باهات خوشحال شدم; راستی شمارم اینه; ; -اگه جایی و نداری می‌تونی بیای خونه‌ی ما; چشم‌هاش برقی زد و گفت: واقعا؟ -اره. ساناز: جدی میگی؟ -اره. براش مهم نبود شبو کجا بگذرونه; خیلی راحت به من اعتماد کرد; درست همون اندازه راحت که من بهش اعتماد کردم; و الآن کیفم توی جیب جینش بود!; صدای مامان و شنیدم که به سحر گفت: دوستشه؟ مگه دوستم داره؟ حالا از کجا می‌شناستش؟ سحر: من چه می‌دونم; لابد از بچه‌های کلاسشونه; مامان با نگرانی گفت:

حالا چرا قیافه‌اش اینطوریه; شبیه معتادا است; سحر: وای مامان بیخیال; حالا به یار دوستشو آورده‌ها; من وارد اشپز خونه شدم و گفتم: من ساناز می‌ریم تو اتاق من; مامان دستمو کشید و گفت: این دختره تک فرزنده؟؟؟ خواهر برادر داره؟ نمی‌دونستم; دستمو از تو دست مامان بیرون کشیدم و با سینی شربت پرتقالی به اتاقم رفتم. جلوش نشستم و گفت: این گل‌مل‌ها رو خودت درست کردی؟ -اره ازشون خوشت اومده؟ساناز: ای ول; چه خوشگلن; سبد گل کوچولویی که شاید اندازه‌ی کف دست منهای پنج انگشت هم نبود رو به سمتش گرفتم و گفتم: این بهترین کارمه; مال تو; لبخندی زد و گفت: می‌خوام چیکار; نقاشی‌هامو نگاه کرد و گفت: کارت درسته; ای ول داری; سحر از پشت در گفت: آهای تپلی تنبلی; بیا اینو از من بگیر; از جام بلند شدم. در و باز کردم; سحر با ظرف میوه ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.