پاورپوینت کامل ابوعبدالله محمد بن خفیف شیرازی


در حال بارگذاری
16 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
30 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ابوعبدالله محمد بن خفیف شیرازی دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ابوعبدالله محمد بن خفیف شیرازی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ابوعبدالله محمد بن خفیف شیرازی :

۱
تولد۲
اساتید۳
آراء و طریقت۴
شاگردان۵
وفات۶
آثار۶.۱
تألیفات‌ مفصل‌۶.۲
تألیفات‌ مختصر۷
پانویس۸
منابع مقاله۹
وابسته‌ها

ابن خَفیف‌، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ خفیف‌ بن ‌اَسفکُشاذ(اسفکشار) ضبّى‌ (د ۳۷۱ق‌/۹۸۱م‌)، معروف‌ به‌ شیخ‌ کبیر، از مشایخ‌ بزرگ‌ صوفیه فارس‌ و مؤسس‌ سلسله خفیفیه‌.

شاگرد او ابوالحسن‌ دیلمى‌ کتابى‌ در سیرت‌ استاد خود نوشته‌ و از دیده‌ها و شنیده‌های‌ خود نکات‌ و روایات‌ بسیار درباره احوال‌ و اخلاق‌ او نقل‌ کرده‌ است‌. اصل‌ این‌ کتاب‌ از میان‌ رفته‌، ولى‌ ترجمه فارسى‌ آن‌ به‌ قلم‌ رکن‌الدین‌ یحیى‌ بن‌ جنید شیرازی‌ (سده ۸ – ۹ق‌) در دست‌ است‌ و مهم‌ترین‌ مأخذ درباره زندگانى‌ ابن‌ خفیف‌ به‌ شمار مى‌رود.

تولد

به‌ گفته دیلمى‌، خفیف‌، پدر شیخ‌ از شهر کلاشم‌ِ دیلمان‌ بوده‌ و در سپاه‌ عمرولیث‌ صفاری‌ خدمت‌ مى‌کرده‌ است‌ و هنگامى‌ که‌ عمرولیث‌ از خراسان‌ بیرون‌ آمد، خفیف‌ در نیشابور از سپاهی‌گری‌ توبه‌ کرده‌ و در همان‌جا، دختر یکى‌ از بزرگان‌ کرّامیه‌ را به‌ همسری‌ گرفت‌، اما دیری‌ نگذشت‌ که‌ باز به‌ سپاه‌ عمرولیث‌ پیوست‌ و به‌ شیراز رفت‌. ابن‌ خفیف‌ در همین‌ زمان‌ در شیراز به‌ دنیا آمد و هنگامى‌ که‌ عمرولیث‌ بار دوم‌ از فارس‌ به‌ خراسان‌ مى‌رفت‌ وی‌ هشت‌ماهه‌ بوده‌ است‌. این‌ وقایع‌ بایست‌ در فاصله میان‌ سال‌ ۲۶۶ق‌/۸۸۰م‌ که‌ عمرولیث‌ به‌ حکومت‌ رسید و از جندی‌ شاپور به‌ فارس‌ و از آن‌جا به‌ سیستان‌ و خراسان‌ رفت‌ و سال‌ ۲۷۰ق‌/۸۸۳م‌، که‌ عمرولیث‌ بار دوم‌ در اوایل‌ حکومت‌ خود از فارس‌ رهسپار سیستان‌ و خراسان‌ شد، روی‌ داده‌ باشد. بنابراین‌ مى‌توان‌ ولادت‌ او را در حدود ۲۶۹ق‌ دانست‌ و این‌ تاریخ‌ با آن‌چه‌ او درباره طول‌ عمر خود بیان‌ کرده‌ و دیگران‌ درباره آن‌ نوشته‌اند و مدت‌ عمر او را ۱۰۴ سال‌ گفته‌اند بسیار نزدیک‌ و موافق‌ است‌.

روایت‌های‌ دیگری‌ که‌ برای‌ سالهای‌ عمر او آورده‌اند: ۹۵ سال‌، ۱۰۵ سال‌ و حتى‌ ۱۱۰، ۱۱۴ و ۱۲۴ سال‌ درست‌ به‌ نظر نمى‌رسد. تذکره‌ها و کتب‌ طبقات‌ او را از ابنای‌ ملوک‌ گفته‌اند و این‌ نسبت‌ دور از احتمال‌ نیست‌، زیرا نام‌ جدش‌ «اسفکشاذ» یا «اسفکشار» (ظاهراً به‌ معنى‌ «پرورش‌ دهنده اسب‌») تعلق‌ او را به‌ طبقه‌ امرا و سران‌ سپاه‌ به‌ خاطر القا مى‌کند. مادرش‌ «ام‌ّ محمد» زنى‌ پرهیزگار بود و ابن‌ خفیف‌ خود از صفای‌ باطن‌ او حکایتى‌ نقل‌ کرده و جنید شیرازی‌ و جامى‌ نام‌ او را در شمار زنان‌ زاهد و عارف‌ یاد کرده‌اند. چنین‌ به‌ نظر مى‌رسد که‌ مشوّق‌ ابن‌ خفیف‌ در پیوستن‌ به‌ طریقه صوفیه‌ مادرش‌ بوده‌ است‌.
ابن‌ خفیف‌ در آغاز جوانى‌ ناگزیر شده‌ است‌ که‌ برای‌ تأمین‌ معاش‌ خود و مادرش‌ به‌ کارهایى‌ چون‌ گازری‌ و دوک‌تراشى‌ و حقه‌گری‌ بپردازد. او خود گفته‌ است‌ که‌ «چهل‌ سال‌ بر من‌ بگذشت‌ که‌ زکات‌ فطر بر من‌ واجب‌ نگشت‌».

اساتید

نخستین‌ استادان‌ او در شیراز، ابوالعباس‌ احمد بن‌ یحیى‌، مؤمل‌ جصّاص‌ و جعفر حذّاء بودند و از صحبت‌ ابوبکر محمد عتایدی‌، ابوبکر شعرانى‌ و مشایخ‌ دیگری‌ که‌ در فارس‌ بودند بهره‌ مى‌گرفت. وی‌ در همان‌ اوقات‌ نزد محدثان‌ معروف‌ شیراز، چون‌ عبدالله‌ بن‌ احمد شاردانى‌ و عبدالله‌ بن‌ جعفر ارزکانى‌ و ابراهیم‌ بن‌ روزبه‌ علم‌ حدیث‌ مى‌آموخت‌ و در مجلس‌ درس‌ ابوالعباس‌ ابن‌ سُریج‌ برای‌ تحصیل‌ فقه‌ حاضر مى‌شد. در آغاز جوانى‌ در بصره‌ به‌ مجلس‌ درس‌ ابوالحسن‌ اشعری‌ پیوست‌. در سفرهایى‌ که‌ در دوره‌های‌ بعد به‌ حجاز و عراق‌ و شام‌ داشت‌، با جمعى‌ از بزرگان‌ صوفیه‌ چون‌، ابوالحسن‌ مزین‌، ابوعلى‌ رودباری‌، ابوبکر کتانى‌، ابوالحسین‌ درّاج‌، ابویعقوب‌ نهر جوری‌، ابوعمرو زجاجى‌، رویم‌، ابن‌ عطاء جریری‌، شبلى‌ و عمر بن‌ شلّویه‌ دیدار کرد و از صحبت‌ آنان‌ بهره‌ گرفت‌ و حسین‌ بن‌ منصور حلاج‌ را در زندان‌ ملاقات‌ کرد، اما درباره دیدار او با جنید اقوال‌ مختلف‌ است‌. بنابر روایتى‌ که‌ در بعضى‌ از کتب‌ آمده‌ است‌، هنگامى‌ که‌ وی‌ در سفر مکه‌ به‌ بغداد رسید، از سر نخوت‌ به‌ دیدار جنید نرفت‌، ولى‌ در بازگشت‌، پس‌ از واقعه‌ای‌ که‌ در بیابان‌ بر او روی‌ داد، به‌ جامع‌ بغداد رفت‌ و جنید که‌ در آن‌جا بود، او را دید و با اشاره‌ به‌ آن‌چه‌ در بیابان‌ بر او گذشته‌ بود، او را از این‌که‌ در آن‌ واقعه‌ صبر پیشه‌ نکرده‌ بود سرزنش‌ کرد.
طبق‌ روایت‌ دیگری‌، وی‌ در مجلسى‌ که‌ جنید درباره حلاج‌ سخن‌ مى‌گفت‌ و او را به‌ سحر و شعبده‌ متهم‌ مى‌کرد، حضور داشت‌ و بر سر این‌ مسأله‌ با جنید به‌ گفت‌وگو و مشاجره‌ پرداخت‌، ولى‌ از سوی‌ دیگر، بنابر روایتى‌ که‌ سلمى‌ و پس‌ از او انصاری نقل‌ کرده‌اند، روزی‌ ابن‌ خفیف‌ و على‌ بن‌ بندار صیرفى‌ در راهى‌ مى‌رفتند و چون‌ به‌ پلى‌ رسیدند، ابن‌ خفیف‌ از على‌ بن‌ بندار خواست‌ که‌ درگذشتن‌ از پل‌ بر او پیشى‌ گیرد و در بیان‌ سبب‌ این‌ درخواست‌ گفت‌ که‌ تو جنید را دیده‌ای‌ و من‌ او را ندیده‌ام‌. اما روایت‌های‌ اول،‌ ظاهراً درست‌ به‌ نظر نمى‌رسد، زیرا در زمان‌ حیات‌ جنید، که‌ در ۲۹۷ق‌/۹۱۰م‌ وفات‌ کرد، ابن‌ خفیف‌ دوران‌ جوانى‌ را مى‌گذرانده‌ و در حد آن‌ نبوده‌ است‌ که‌ نخوت‌ صوفیانه‌ او را از رفتن‌ به‌ دیدار جنید باز دارد و یا چنان‌که‌ ماسینیون‌ یادآور شده‌ است‌، بر سخن‌ شخصى‌ چون‌ جنید اعتراض‌ کند. دیلمى‌ نیز که‌ همه کسانى‌ را که‌ ابن‌ خفیف‌ در عراق‌ ملاقات‌ کرده‌ است‌، یک‌به‌یک‌ برمى‌شمرد، از دیدار او با جنید چیزی‌ نمى‌گوید، ولى‌ با شاگردان‌ و اصحاب‌ جنید چون‌ ابن‌ عطا و جریری‌ و رویم‌، مصاحبت‌ و ارتباط داشته‌ و گفته‌اند که‌ از دست‌ رویم‌ خرقه‌ پوشید، و از مباحثه او با ابن‌ عطا نیز در سیره دیلمى‌ سخن‌ رفته‌ است‌. در بازگشت‌ از سفر مکه‌ در بغداد به‌ زندان‌ حسین‌ بن‌ منصور راه‌ مى‌یابد و با او آشنا مى‌شود و پیامى‌ از او به‌ ابوالعباس‌ بن‌ عطا که‌ ظاهراً چیزی‌ از نوشته‌های‌ حلاج‌ نزد او بوده‌ است‌، مى‌رساند.

ابن‌ خفیف‌ به‌ شهرهای‌ حجاز، عراق‌، شام‌ و فلسطین‌ سفر کرد و چند بار حج‌ گزارد.
ابن‌ خفیف‌ از اواسط عمر در شیراز اقامت‌ گزید و تا پایان‌ عمر به‌ تعلیم‌ و ارشاد طالبان‌ و مریدان‌ اشتغال‌ داشت‌. از زندگانى‌ خصوصى‌ او اطلاع‌ چندانى‌ در دست‌ نیست‌. برخى‌ از منابع‌ از ازدواج‌های‌ متعدد او سخن‌ گفته‌اند‌. او ظاهراً فرزندی‌ داشته‌ به‌ نام‌ عبدالسلام‌ که‌ در آغاز جوانى‌ درگذشته‌ است‌ و دو تن‌ به‌ نام‌های‌ ابواحمد کبیر و ابواحمد صغیر تا پایان‌ عمر خدمت‌ او مى‌کردند و هر دو در طریقت‌ به‌ مقاماتى‌ رسیده‌ بودند. اولى‌ در ۳۷۷ق‌/۹۸۷م‌ و دومى‌ در ۳۸۵ق‌/۹۹۵م‌ درگذشتند.

آراء و طریقت

عرفان‌ ابن‌ خفیف‌ از لحاظ عملى‌ با زهد و ریاضت‌ و در عین‌ حال‌ التزام‌ تمام‌ به‌ احکام‌ و فرایض‌ دینى‌ همراه‌ بود و از لحاظ نظری‌ و فکری‌ اساس‌ آن‌ بر تطبیق‌ طریقت‌ با شریعت‌ قرار داشت‌.

اغلب‌ مؤلفانى‌ که‌ به‌ ذکر احوال‌ او پرداخته‌اند، از دانش‌ او در علوم‌ دینى‌ و پای‌ بندیش‌ به‌ احکام‌ شریعت‌ سخن‌ گفته‌اند. سلمى‌ او را «اوحد المشایخ‌ فى‌ وقته‌» و «عالماً بعلوم‌ الظاهر و علوم‌ الحقائق‌» و متمسک‌ به‌ علوم‌ شریعت‌ در کتاب‌ و سنت‌ گفته‌ است‌، ابونعیم‌ اصفهانى‌ او را شیخ‌ وقت‌ در علم‌ و حال‌ دانسته، انصاری‌ گوید که‌ او را «شیخ‌ الاسلام‌» مى‌خوانده‌اند، هجویری‌ او را «عالم‌ به‌ علوم‌ ظاهری‌ و باطنى‌»، عطار او را یگانه عالم‌ در علوم‌ ظاهر و باطن‌ دانسته‌، یاقوت‌ او را از دانشمندترین‌ مشایخ‌ در علوم‌ ظاهر شمرده‌ و ابن‌ ملقن‌ گوید که‌ وی‌ از رویم‌ و جریری‌ و ابن‌ عطا به‌ علوم‌ ظاهر داناتر بوده‌ است‌.
ابن‌

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.