پاورپوینت کامل قرآن، عقل الله
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل قرآن، عقل الله دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قرآن، عقل الله،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل قرآن، عقل الله :
۱
انگیزه و اهمیت نگارش۲
ساختار۳
سبک نگارش۴
بخش اولِ گزارش محتوا۴.۱
درباره وحی و چگونگی نزول قرآن کریم۴.۲
قرآن، اعتباری یا حقیقی؟۴.۳
قرآن و فلسفه۴.۴
قرآن کریم و مسئله پیشفرضها۴.۵
قرآن، عقل الله۵
بخش دومِ گزارش محتوا۵.۱
تفسیر سوره حمد۵.۲
راهی برای وصول به بسایط، جایگاه «حروف مقطعه» در قرآن۵.۳
توحید در قامت وحدت، تفسیر آیهالکرسی۵.۴
بررسی آیههای مشتمل بر نور در قرآن۵.۵
از قدر تا امر، رهیافتی به قدر و تقدیر در قرآن۵.۶
نفس و حق، تفسیر آیهای از سور مبارکه روم۵.۷
معاد در قرآن کریم بر پای آیههای سوره یس۵.۸
أسماء و صفات: تفسیر آیات پایانی سوره حشر۵.۹
سوره علق۵.۱۰
سوره قدر۵.۱۱
سوره عصر۵.۱۲
سوره اخلاص۶
پانویس۷
منابع مقاله۸
وابستهها
قرآن، عقل الله، این کتاب برآمده از گفتارهای غلامحسین ابراهیمی دینانی(متولد ۱۳۱۳ش) است که در پاسخ به کریم فیضی(متولد ۱۳۵۸ش) دربار اندیشههای عقلی و فلسفی در باب قرآن، بهویژه درک عمیق از کلام الهی، ارتباط آن با جهان هستی و چگونگی نزول و تنزیل آیات شریفه، به همراه تفسیری از سورههای «حمد»، «علق»، «قدر»، «عصر»، «اخلاص» و همچنین تفسیر «حروف مقطعه»، «آیهالکرسی»، آی «أَوَ لَم یَتَفَکَّرُوا فِی أنفُسِهِم…» از سوره روم، آیاتی از سور یس: «إن کُنتُم فی رَیبٍ مِنَ البَعث…» و آیات پایانی سور حشر است.
انگیزه و اهمیت نگارش
این گفتوگوها، ترغیبی در خواننده بهسوی تدبر در قرآن و گذر از سطح ظاهری به معانی باطنی ایجاد مینماید و چون بر ارتباط عقل و قرآن نظر دارد، بر این نکته تاکید میکند که قرآن نه فقط کلام خدا، بلکه عقل خدا نیز هست.[۱]
ساختار
این کتاب با دو مقدمه از ابراهیمی دینانی و کریم فیضی آغاز میشود و مباحثش را با دو فصلِ کلیاتی در بار «وحی» و تفسیر آیات و سورههای کوچکی از قرآن ارائه مینماید.
سبک نگارش
متن کتاب بیشتر بر اساس سلسله مباحثات و پرسش و پاسخهای فلسفی بین مصاحبهکننده و دکتر دینانی شکلگرفته است. تأکید اصلی بر بررسی موضوعات قرآنی از منظر عقل، فلسفه و حکمت است، و کتاب به مباحث عمیق کلامی و فلسفی میپردازد. شواهد قرآنی و روایی برای اثبات موضوعات فلسفی به کار گرفته شده است. بحثها در سطحی فراتر از خوانندگان عادی مطرح شده و نیاز به آشنایی با مفاهیم فلسفی و کلامی دارد.[۲]
بخش اولِ گزارش محتوا
درباره وحی و چگونگی نزول قرآن کریم
وحی بدون «نزول» فهمیده نمیشود. نزول قرآن به دو صورت تدریجی و دفعی صورتگرفته است. هرگاه از نزول سخن گفته میشود، منظور فرودآمدن چیزی از مرتب وجودی بالاتر به مرتبهای پایینتر است. قرآن کریم از عالم امر و غیب به عالم شهادت و ملکوت تنزیل یافته است و هر کس به معانی درونی آن دست یابد، خود را از یک عالم مقید رها میسازد و به عالم مطلق بازمیگردد. نزول و تنزیل از بالا در این بحث یک حرکت جغرافیایی نیست؛ درواقع، بالایی هست که با مقیاسهای حسی، خیالی و ظاهری و هنر هندسی قابلاندازهگیری نیست. از این رو، چنانچه بخواهیم از مقول معنا گفتگو کنیم و نیک میدانیم که معنا با هیچیک از جهات شش گانه مطابق نمیشود، ناچاریم برای تصور مفهوم نزول، از واژه «بالا» بهره بگیریم.[۳]
قرآن، اعتباری یا حقیقی؟
نزول قرآن واقعی است و به اعتبار نیست حتی جبرئیل نیز، که کلام حق را نازل کرده است، قرآن را برای خود «نزول» میداند.[۴]
قرآن از مکمن غیب آمده است و مکمن غیب هم همیشه غیب است. قرآن از باطن بهظاهر آمده است. پس بهجای تمرکز در جهات سته، باید روی ظاهر و باطن تمرکز کرد. [۵]
نکته دیگر دربار «قاب قوسین» است؛ قوسین دو نیمدایره است که به معنای هم هستی است. رسوال الله(ص) هر دو دایره را درنوردید و به «أَو أدنی» رسید. اینکه أو أدنی با حضرت حق چه نسبتی دارد، زبان آدمی گنگ میشود![۶]
قرآن و فلسفه
این قسمت به رابط میان فلسفه و قرآن کریم میپردازد. یک فیلسوف واقعبین پس از آنکه فلسفه را به کمال بخواند و تمام مکتبهای فلسفی را از سقراط و هراکلیتوس تا پارمنیدس و افلاطون و غیره را پشت سر بگذارد، بعد از دانستن امهات مباحث فلسفی، وقتی به آستان قرآن میرسد و مباحث آن را میخواند، اوج آنها و دقیقتر، تمیزتر، خلاصهتر و زیباترینشان را در قرآن کریم میبیند.[۷]
قرآن هیچ سخنی را بدون برهان نفرموده است؛ اما برهان منطقی بهصورت صغری و کبری هم در قرآن نیامده است. قرآن به زبان فلسفه سخن نگفته است. زبان قرآن زبان وحی است که خلاف برهان نیست. در قرآن متقنترین براهین منطقی دیده میشود.[۸]
قرآن کریم و مسئله پیشفرضها
مسئله اصلی در این قسمت آن است که آیا مراجعه به قرآن کریم بدون هیچ پیشفرضی ممکن است. باور بر این است که هر خوانندهای با پیشفرضهایی به سراغ قرآن میآید و فهم کامل آن بدون حکمت (پیششرطی عمیق) ممکن نخواهد بود. اگر خواننده قرآن را کلام خدا بداند، خود این امر یک پیشفرض مهم است. عدم توجه به پیشفرضها در نهایت منجر به قیاس گرفتن قرآن با کتب دیگر میشود و این موضوع نادرست است. بدون پیشفرض، انسان در حد ظاهری متوقف میشود. چنانچه پیشفرض ما این باشد که قرآن کتابی وحیانی است، نگاه ما متفاوت میشود با اینکه نخواهیم بدانیم این کتاب چرا اینقدر خواننده دارد.[۹]
دیگر اینکه ما با چه مقیاسی میخواهیم قرآن را بفهمیم؟ دنیای امروز در موقعیتی است که باید بگوییم فهمی از قرآن ندارد چرا که به علم تجربی بسنده نموده است.[۱۰]
قرآن، عقل الله
دینانی در این قسمت به پرسش فیضی که میگوید: قرآن را به لحاظ عقلی چگونه میبینید و عقل چه جایگاهی در قرآن دارد؟ اینگونه پاسخ میدهد که: قرآن کتاب عقل است. قرآن عقل الهی است؛ یعنی عقل الله است. البته بهتر است که واژ «آگاهی» را به کار بریم و بگوییم: قرآن مظهر آگاهی حقتعالی است.[۱۱]
آگاهی خداوند در همه جا حضور دارد و همین آگاهی است که به صورت یک «متن» و به صورت الفاظ درآمده و در اختیار انسان قرار گرفته است. این آگاهی او بوده که به واژه درآمده و تنزل یافته است تا به حضرت ختمیمرتبت(ص) رسیده و در قلب ایشان آشکار گشته است.
به بیان دیگر، قرآن از عالم «عقل کل» پایین میآید و در قالب کلمات قرار گرفته تا به مرتب حس پیامبر(ص) میرسد. این بدین معنی است که قرآن هم هستی را فراگرفته است؛ چون از مقام علم حق فرود آمده است.[۱۲]
بخش دومِ گزارش محتوا
تفسیر سوره حمد
این فصل آغاز مباحث تفسیری است که با سور مبارکه حمد شروع میشود. در این تفسیر بر «بسمالله الرحمن الرحیم» تأکید شده و بیان میشود که این جمله بهعنوان نقط شروع و پایان همه چیز در عالم هستی و خلقت عمل میکند.[۱۳]
همچنین، بحث بر این است که آیا «بسمالله» در واقع کلمهای است که قبل از هر کلمه و حتی قبل از هر فعل آمده، و آیا جزء سوره هست یا خیر.[۱۴]
در تفسیر سور حمد، بحث از مفهوم «اسم» و «صفت» مطرح شده و بیان میشود که «اسم» ظهور «صفت» است.[۱۵]
خداوند فاتح علیالاطلاق است و با قرآن عالَم را فتح کرده و میکند.[۱۶]
راهی برای وصول به بسایط، جایگاه «حروف مقطعه» در قرآن
برخی نکتهها در بار «حروف مقطعه» اینهاست: ما از طریق همین حروف به بطن قرآن منتقل میشویم. قرآن تدوین کونی عالم است، عالم هستی از ملک تا ملکوت و هاهوت «کون» است. قرآن همین تکوین را به «دیوان» تبدیل نموده است و بیان عالم هستی و حتی مافوق عالم هستی شده است که «حقتعالی» باشد. این عالم تدوین با این عظمت که معادل کل عالم هستی تا حقتعالی است، از هیولا تا حقتعالی، از حقتعالی تا هیولای اولی و از بدایت تا نهایت از حروف شکلگرفته است. قرآن کلمات مقطعه را در صدر سورههایی چند آورده است تا ما را از «مرکب» به «بسیط» ببرد.[۱۷]
خداوند خواسته است که راه بساطت را به ما بیاموزد و بگوید که «به راه بسایط بروید» ولی بیش از این که ما را به مقطعات تنبه دهد، پیشتر نمیبرد. شاید استعدادش را در آدمی ندیده است.
نکت دیگر این است که تمام جملهها از حروف شکلگرفته و حروف، خود از «الف» درست شده است. بدینگونه که اگر الف نبود، چیزی نبود. پس اصل الکلمات و الحروف، چه مقطعه، چه مفصّله و چه منفصله «الف» است.[۱۸]
توحید در قامت وحدت، تفسیر آیهالکرسی
برخی نکتهها در این باره، اینهاست: واژه «الله» در زبان عربی ناظر به «حیرت» است. «هو» به هرچه هست اشاره دارد و هر چه هست «الله» است. آنچه نیست و عدم است که مرجع برای ضمیر نمیشود. «هو» شکل مختصر و مفید «الله» است با این تفاوت که حیرت ندارد. «هو الحی القیوم» به یک معنا شناسنام عالم است.[۱۹]
برای برپا بودن عالم هستی، از ملک تا ملکوت، بهتر از دو صفت «حی» و «قیوم» صفت دیگری نمیتوان یافت. علامه طباطبایی در پاسخ به پرسش عرفان چیست؟ گفت: اذعان به اینکه «لَهُ مَا فِی السَّمَواتِ وَ الأرضِ».[۲۰]
کرسی تمثیلی از رفعت و بلندی است. عرش و کرسی همرتبهاند. خداوند قابل احاطهشدن نیست. علم مساوق احاطه است. بدین ترتیب، معنای آیه این است که لَایُحِیطُونَ بإحاطَتِهِ. با این حساب هم علم خدا احاطه است، هم علم ما و شما احاطه است.[۲۱]
«ولی» کسی است که از طبیعت شروع میکند و به بالا میرود. او از عقل به عقل برتر و از آنجا به عقل کل میرود.[۲۲]
در قرآن ما با کلمه «وجود» روبهرو نمیشویم. این کلمه در یونان باستان از سوی ارسطو و فیلسوفان پیش از او مطرح شده است. اما هر چه دربار وجود بگوییم، دربار نور هم درست است. سهروردی بااصالت دادن به نور میخواهد بگوید که ما ایرانیها فلسفه داشتهایم که از فلسف وجودی یونانیها بهتر بوده است. قرآن نیز با زبان «نور» سخن میگوید و هیچ جا واژ وجود را به کار نمیبرد. [۲۳]
از دیدگاه قرآن، زمین و آسمان چراغدان نور خداست. اگر آسمان و زمین نبود، نور خدا نه ظاهر و نه دیده میشد. ه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
