پاورپوینت کامل واژه «رحم» در قرآن


در حال بارگذاری
11 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل واژه «رحم» در قرآن دارای ۷۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل واژه «رحم» در قرآن،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل واژه «رحم» در قرآن :

محتویات

۱ معنای رحم و مشتقات آن در قرآن
۲ موارد کاربرد رحم در قرآن
۳ پانویس
۴ منابع

معنای رحم و مشتقات آن در قرآن

الف. رَحِم:

«رَحِم» (بفتح اوّل و کسر دوّم) به معنای رَحِم زن و محل رشد جنین و جمع آن «ارحام» است: « هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاءُ …» [۱]. «… وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ …» [۲].

رحِم بمعناى فوق در قرآن همیشه جمع آمده است. به گفته راغب اصفهانی در «مفردات» به قوم و خویش از آن جهت رحم و ارحام گفته‌اند که آنها از یک رحم خارج شده‌اند، یعنى ریشه همه یک رحم است. ذو رحم یعنى صاحب قرابت و ذوى الارحام یعنى صاحبان قرابت.
«… وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ … [۳]؛ … از خدا و از ارحام بترسید و قطع رحم نکنید، مراد از ارحام، خویشان است…».

«… وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» [۴]. نظیر این آیه، آیه ششم احزاب است که فرموده: «النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِیَائِکُمْ مَعْرُوفًا کَانَ ذَلِکَ فِی الْکِتَابِ مَسْطُورًا». [۵]

بموجب این دو آیه وارث شخص متوفّى فقط ارحام اوست نه دیگران و در میان ارحام هم بعضى از بعض دیگر برتر است و با وجود ارحام نزدیک ارحام دیگر ارث نمى‌برند. مثلا با وجود اولاد، فرزندان اولاد و با وجود برادران برادر زادگان ارث نمى‌برند. مؤمنین و مهاجران و غیرهم با آنکه دوست و رفیق و برادر پیمانى شخص‌اند باز حقّى در ارث ندارند مگر آنکه بطور احسان چیزى بآنها داده شود و اینکه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بالاتر از خود مؤمنان بر آنهاست و زنانش مادران مؤمنین‌اند اینها هیچ یک سبب ارث نمیشوند و ترکه فقط مال ارحام است.

در المیزان از درّ المنثور نقل میکند که ابن عباس گوید: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله میان صحابه برادرى افکند و گفت که بعضى از بعضى ارث ببرند تا این آیه نازل شد «… وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ …» [۶] و توارث با نسب برقرار گردید.

در مجمع البیان از امام باقر علیه السّلام نقل شده که با برادرى ارث مى‌بردند (تا آیه آنرا نسخ کرد).
المیزان ذیل آیه دوم میگوید: این آیه توارثى را که در صدر اسلام بوسیله هجرت و موالات در دین بود نسخ میکند.
اهل بیت علیهم السلام با آیه «… وَأُولُو الْأَرْحَامِ …» آنطور که گذشت فتوا داده‌اند. در تفسیر صافى از الکافی نقل میکند چون یکى از غلامان آزاد کرده امام علی علیه السّلام فوت میکرد و وارث داشت، امام چیزى از ترکه او اخذ نمیکرد و میفرمود: «… وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ …» [۷].

ب. رحمه:

«رحمه» به معنای مهربانى: «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ …؛ [۸]؛ بال تواضع را براى آنها از روى مهربانى بخوابان …».
«… وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً …» [۹]

راغب اصفهانی میگوید: رحمت مهربانى و رقتّى است که مقتضى احسان است.
نسبت بشخص مرحوم گاهى فقط در مهربانى و گاهى فقط در احسان بکار میرود مثل: رحم اللّه فلانا. و چون خدا با رحم وصف شود مراد از آن فقط احسان است نه رقّت قلب، لذاست که روایت شده: رحمت از خدا انعام و تفضّل و از آدمیان رقّت قلب و عاطفه است.

در المیزان ذیل تفسیر بسمله میگوید:
رحمت انفعال و تأثر خاصى است که در وقت دیدن محتاج عارض قلب میشود و شخص را برفع احتیاج و نقیصه طرف وادار میکند. این معنى بحسب تحلیل به عطاء و فیض بر میگردد و بهمین معنى خداوند سبحان با رحمت توصیف میشود. یعنى رحمت در خدا بمعنى عطا و احسان است نه تأثر و انفعال قلب زیرا در ذات بارى انفعال نیست.

طبرسى در موارد بسیارى از جمله در تفسیر سوره حمد و ذیل آیه ۱۵۷ بقره رحمت را نعمت معنى کرده است و در سوره حمد پس از ذکر قول ابن عباس میگوید: خدا با رقّت و انفعال توصیف نمیشود پس مراد از رحمت نعمت و افضال است (نقل آزاد).

زمخشرى در تفسیر بسمله گوید:
اگر گوئى معنى توصیف خدا با رحمت یعنى چه؟ با آنکه رحمت بمعنى عاطفه و مهربانى است؟ گویم: آن مَجاز است از انعام خدا ببندگانش چون فرمانروا آنگاه که بمردم مهربان باشد به آنها انعام و احسان میکند.
کوتاه سخن آنکه رحمت بمعنى مهربانى و رقت قلب است که از دیدن شخص محتاج عارض میشود و شخص را به احسان وامیدارد، ولى در خدا فقط بمعنى احسان و نعمت است که خدا با رقّت و انفعال توصیف نمیشود.

در نهج البلاغه خطبه ۱۷۷ فرموده: «رحیم لا یوصف بالرّقّه».
«مَنْ یُصْرَفْ عَنْهُ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ …[۱۰]؛ هر که آنروز عذاب از وى دفع شود خدا احسانش کرده است …». «یُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَیَرْحَمُ مَنْ یَشَاءُ …[۱۱]؛ هر که را خواهد عذاب کند و هر که را خواهد مى‌بخشد و از عذاب نجاتش میدهد …».

«أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ …[۱۲]؛ آنانرا از پروردگارشان عنایات و احسانى است …». «وَرَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَهِ …»[۱۳]؛ خداى تو بى نیاز و صاحب احسان و نعمت است …».

«… خَیْرًا مِنْهُ زَکَاهً وَأَقْرَبَ رُحْمًا»[۱۴]. «رُحم» (بر وزن قُفل): در اکثر کتب لغت رُحم بمعنى مهربانى است چنانکه در قاموس المحیط، صحاح، اقرب الموارد، النهایه و غیره آمده استریال لذا رحم در آیه فوق بمعنى مهربانى است، نه از رحِم بمعنى قرابت. معنى «أَقْرَبَ رُحْمًا» یعنى نزدیکتر از جهت مهر و عاطفه.
بنا بر آنچه گذشت همه نعمتهاى خدا رحمت او هستند و بعضى از چیزها در قرآن بخصوص با کلمه رحمت توصیف شده‌اند که ذیلا ببعضى اشاره میشود:

۱- بهشت: «وَأَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَهِ اللَّهِ …» [۱۵].

۲- قرآن: «وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِکِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» [۱۶].

۳- تورات: «… وَمِنْ قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَهً …» [۱۷].

۴- نبوت: «قَالَ یَا قَوْمِ أَرَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّی وَآتَانِی مِنْهُ رَحْمَهً …» [۱۸].

۵- پیامبر: «… وَلِنَجْعَلَهُ آیَهً لِلنَّاسِ وَرَحْمَهً مِنَّا وَکَانَ أَمْرًا مَقْضِیًّا» [۱۹] و «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ» [۲۰].

۶- باران: «فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» [۲۱].

خداوند رحمت را بر خود حتمى فرموده و رحمتش به تمام موجودات شامل است و او از تمام مهربانها مهربانتر است: «… کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ …» [۲۲].«… رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَهً وَعِلْمًا …» [۲۳]. «… وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»[۲۴]. «… وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»[۲۵]. «… وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»[۲۶].

ناگفته نماند رحمت خدا دو گونه است: یکى رحمت عام که شامل تمام موجودات است و آن رحمت خلقت و رزق و غیره است، چنانکه فرموده: «… وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ …» [۲۷]. «… رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَهً وَعِلْمًا …» [۲۸]. و یکى رحمت خاصّ که مخصوص اهل ایمان است و دیگران در آن سهیم نیستند، مثل: «أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ …» [۱۲]. «… وَاللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشَاءُ …» [۲۹]. «… وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا»[۳۰].

ج. رحمن:

«رحمن» از نامهاى خداوند سبحان است و غیر خدا با آن توصیف نمیشود و ۱۶۹ بار در قرآن مجید آمده است؛ صد و سیزده بار در اوّل سوره‌ها ضمن بسمله و پنجاه و شش بار در اثناء آیات.
اکثریت قریب باتفاق اهل لغت و تفسیر آنرا کلمه عربى و مشتق از رحمت گرفته‌اند و احسان کننده و نعمت دهنده معنى کرده‌اند.

در صحاح میگوید: رحمن و رحیم دو اسم‌اند مشتق از رحمت مثل ندمان و ندیم و هر دو بیک معنى‌اند و چون صیغه دو اسم مختلف باشد تکرار آنها بر وجه تأکید جایز است چنانکه گفته‌اند: جاد مجد تنها فرق آنست که رحمن مختص بخداست بخلاف رحیم.
راغب نیز هر دو را از رحمت گرفته و رحمن را کسیکه رحمتش بهر چیز وسعت داده و رحیم را کثیر الرحمه معنى کرده است.

ابن اثیر در النهایه گوید: رحمن و رحیم هر دو از رحمت مشتق‌اند مثل ندمان و ندیم و هر دو صیغه مبالغه‌اند و رحمن از رحیم رساتر است. رحمن اسم خاصّ خداست و غیر خدا با آن توصیف نمیشود، بر خلاف رحیم.
طبرسى فرموده: رحمن و رحیم براى مبالغه‌اند و هر دو از رحمت مشتق میباشند جز آنکه وزن فعلان در مبالغه از فعیل رساتر است. همچنین است قول زمخشرى و بیضاوى که هر دو را از رحمت گرفته و رحمن را در مبالغه از رحیم رساتر گفته‌اند.

صاحب المنار گوید: رحمن صیغه مبالغه است و دلالت بر کثرت دارد و رحیم صفت مشبهه است که دلالت بر ثبوت دارد و این دو تأکید هم نیستند بلکه هر یک معنى مستقل دارد. المیزان نیز مانند المنار رحمن را صیغه مبالغه و رحیم را صفت مشبهه گرفته و گوید: لذا مناسب است که رحمن دلالت بر رحمت کثیره کند که بر مؤمن و کافر افاضه شده و آن رحمت عامّ است و در قرآن اکثرا در این معنى بکار رفته …
و لذا مناسب است که رحیم دلالت بر نعمت دائم و رحمت ثابت داشته باشد که بر مؤمن افاضه میشود چنانکه فرموده «… وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا» [۳۱]؛ و براى همین است که گفته‌اند: رحمن بر مؤمن و کافر عمومیت دارد و رحیم خاصّ مؤمن است. شیخ صدوق در کتاب التوحید بعد از ذکر معناى رحمن فرموده: رحمن براى جمیع عالم و رحیم فقط براى مؤمنان است.

خلاصه سخن آنکه: رحمن و رحیم هر دو از رحمت مشتقّ‌اند و هر دو صیغه مبالغه و یا رحمن صیغه مبالغه و رحیم صفت مشبهه است. ناگفته نماند اگر هر دو از رحمت باشند بهتر است رحمن را صیغه مبالغه و رحیم را صفت مشبهه بگیریم تا تکرار لازم نیاید و نیز خیلى جالب است که گفته شود رحمن دلالت بر کثرت و رحیم دلالت بر دوام دارد.
ناگفته نماند یکى از مختّصات «رحمن» آنست که در قرآن هر جا کلمه رحمن آمده میشود بجاى آن «الله» ذکر کرد و بالعکس، بر خلاف نامهاى دیگر خدا. مثلا در جاى «… لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ»[۳۲]، میشود گفت: «هو اللّه الرّحیم» و بجاى «… وَهُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ…»[۳۳]، میشود گفت: «وَهُمْ یَکْفُرُونَ باللَّه». و در آیات «… إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا…»[۳۴]؛ و «… إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ …» [۳۵]؛ نیز میشود بجاى رحمن، «اللّه» گذاشت و خلاصه تمام موارد استعمال رحمن در قرآن چنین است.

از طرف دیگر میشود بجاى «اللّه»، «رحمن» گذاشت، چنانکه آمده « وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.