پاورپوینت کامل زید بن­ علی ­بن ­الحسین


در حال بارگذاری
24 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل زید بن­ علی ­بن ­الحسین دارای ۸۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زید بن­ علی ­بن ­الحسین،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل زید بن­ علی ­بن ­الحسین :

محتویات

۱ ولادت و نسب
۲ شخصیت علمی و اخلاقی
۳ قیام و شهادت زید
۴ قیام زید در نظر ائمه علیهم السلام
۵ زیدیه
۶ مقالات مرتبط
۷ پانویس
۸ منابع

ولادت و نسب

«زید بن علی» پسر امام سجاد (علیه السلام)، امام چهارم شیعیان‌ است‌. و مادر او، کنیزی شایسته و بانجابت به نام حوراء است که مختار بن ابی‌‏عبیده ثقفی او‌ را‌ خرید و هنگامی که در‌ چهره‌ او آثار پاکی و بزرگی را مشاهده کرد، او را به‌عنوان هدیه خدمت امام سجاد فرستاد. این‌ بانو از امام دارای چهار فرزند شد که عبارتند از: زید، عمر، علی‌ و خدیجه‌.

اگرچه تاریخ دقیق ولادت زید مشخص نیست، اما از تاریخ شهادت و سن او در هنگام شهادت مى‌توان حدس زد که زید در چه سالى متولد شده است. چون زید در سال ۱۲۰ یا ۱۲۱ به شهادت رسیده و از سوى دیگر شیخ مفید سن او را در هنگام شهادت ۴۲ سال مى‌داند[۱]؛ پس روشن مى‌شود که وى در حدود سال ۷۸ هجرى پا به عرصه وجود نهاده است.

شخصیت علمی و اخلاقی

شیخ مفید (م، ۴۱۳ ق) در الارشاد درباره شخصیت زید بن على علیه‌السلام مى‌ گوید: زید بن على بن حسین علیه‌السلام پس از برادر بزرگوارش امام محمدباقر علیه‌السلام، از سایر برادران خود بزرگوارتر و برتر بود. وى مردى پارسا، پرهیزکار، فقیه، سخاوتمند و دلاور بود که شمشیر بدست گرفت و با قیام خود امر به معروف و نهى از منکر کرد و از کشندگان امام حسین علیه‌السلام خونخواهى نمود.[۲]

زید در علم کلام، فقه‌، حدیث‌ و…، کتاب‌هایی تألیف نمود، از جمله کتاب «الصفوه» که در باب مسئله امامت و خلافت ائمه(ع)، مباحثی را مطرح و بررسی کرده است. او در این کتاب با‌ الهام‌ و استمداد از قرآن‌ و استدلال‌ به بیش از ۱۵۰ آیه، مسئله امامت‌ را‌ بررسی‌ کرده است.[۳] کتب دیگری نیز به زید بن علی منسوب کرده اند، از جمله: المجموع فی الفقه؛ أخبار زید بن علی؛ تثبیت الإمامه؛ مناسک یا منسک الحج؛ رساله فی حقوق اللّه؛ کتاب فی الرد علی القدریه من القرآن و… .[۴]

برخی راویان از زید عبارتند از: امام صادق(علیه‌السلام)؛ محمد بن مسلم زهری؛ شعبه بن حجاج؛ عبدالرحمن بن ابی‌الزناد؛ عبدالرحمن بن حارث بن عیاش؛ بسام صیرفی.

همچنین درباره شخصیت عبادى وى، زیاد بن منذر معروف به ابو الجارود گفت: من به مدینه رفته و از هر کسى درباره زید بن على علیه‌السلام پرسش کردم، به من گفتند: ذاک حلیف القرآن؛ او حلیف (هم سوگند) قرآن است. همچنین هشام بن هشام گفت: از خالد بن صفوان که شخصیت زید بن على علیه‌السلام را براى ما تعریف مى‌ کرد، پرسیدم: زید را در کجا دیدار کردى؟ گفت: در رصافه کوفه. پرسیدم: او چگونه مردى بود؟ گفت ترس از خدا به حدى در او اثر گذاشته بود که اشکش جارى است.[۵]

قیام و شهادت زید

در زمان امام باقر علیه‌السلام، زید برای شکایت از دست والی مدینه خالد بن عبدالملک به شام رفت اما خلیفه وقت اموی هشام بن عبدالملکنه تنها به شکایت‌ هاى زید اعتنایى نکرد، بلکه به او و امام باقر علیه السلام توهین نمود. این جریان باعث شد که زید برای قیام انگیزه‌ای قوی پیدا کند.

از برخى روایات بدست مى‌ آید که شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم‌السلام در کوفه با آگاهى از روحیه مبارزه‌ جویى زید بن على علیه‌السلام و مخالفت پنهان و آشکار او با دستگاه خلافت بنى‌ امیه، از او دعوت کردند که از مدینه به کوفه رفته و رهبریت قیام ضد اموى را بر عهده گیرد. زید با برادر بزرگوارش امام محمدباقر علیه‌السلام در این باره مشورت کرد لیکن امام علیه‌السلام او را از این کار باز داشت و قیام او را بی نتیجه دانست که منجر به شهادت او شده و آزار و اذیت بنی امیه را به شیعیان و خاندان اهل بیت زیادتر می کند.

اما در زمان امام صادق علیه السلام زید بن علی، داود بن علی بن عبدالله بن عباس و محمد بن عمر بن علی به عراق رفتند. در آن زمان خالد بن عبدالله قسری والی آنجا بود که از ورود آن‌ها استقبال کرد و به آن‌ها پولی بخشید و سپس به مدینه بازگشتند. پس از آن، خالد بن عبدالله قسری در سال ۱۲۰ هجری عزل شد و یوسف بن عمر ثقفی ولایت عراق را پس از او بر عهده گرفت. یوسف به هشام نامه ای نوشت و نام‌های آن‌ها و پولی که خالد به آن‌ها بخشیده بود را به او اطلاع داد و ادعا نمود که خالد قسری شیعه اهل بیت است. او همچنین به هشام گفت که خالد زمینی را در مدینه به ده هزار دینار خریده و سپس زمین را به او بازگردانده است. هشام به والی مدینه نوشت که آن‌ها را به دمشق بفرستد. هنگامی که آن‌ها به نزد هشام رفتند، از آن‌ها در این مورد سؤال کرد. آن‌ها به دریافت هدیه اقرار کردند، اما بقیه موارد را انکار کردند. هشام آن‌ها را قسم داد و آن‌ها قسم خوردند، و او آن‌ها را تصدیق کرد. سپس به آن‌ها دستور داد که در بازگشت به عراق بروند تا با خالد این مساله را روبرو کنند.[۶]

هشام از آنجا که از طرف زید احساس خطر می کرد و در نامه خود به یوسف بن عمر نوشت: “هنگامی که زید بن علی نزد تو آمد، او را با خالد جمع کن و حتی یک ساعت هم در نزد تو نماند.”[۷]

زمانی که زید و همراهانش نزد یوسف آمدند، یوسف به دنبال خالد فرستاد و او را حاضر کرد و آنها را با هم روبرو کرد و زید را از اتهامی که متوجه او بود تبرئه نمود. پس از آن زید می خواست در کوفه بماند اما یوسف بن عمر به او گفت: «امیرالمؤمنین به من دستور داده است که به محض ورودت به کوفه، تو را از آنجا خارج کنم.» و زید را با محافظت سربازان از کوفه خارج کرد تا به عذیب رسید و سربازان بازگشتند. اما زید بعد از درخواست شیعیان از او و پیمان و میثاق محکمی که با او برای یاری اش بستند، به کوفه بازگشت.[۸]

یوسف بن عمر زمانی از ورود زید به کوفه مطلع شد که خودش به حیره رفته بود و مردی به نام حکم بن­ صلت جانشین وی در کوفه بود. از این­رو به عامل خویش در کوفه، دستور داد او را از شهر خارج کند.[۹]

اما زید ده ماه در کوفه و بصره مخفیانه مردم را به نهضت و قیام و بیعت با خود دعوت می­ کرد[۱۰] و در این مدت زید در منازل شیعیان کوفه و بصره بسر می ­برد و گاه گاهی نیز به جهت امنیتی محل سکونتش را تغییر می ­داد.[۱۱] و مردم مخفیانه با او بیعت می کردند. گفته شده در این مدت پنجاه هزار نفر از کوفیان با او بیعت کردند؛[۱۲] این تعداد غیر از مردمی بودند که در مدائن و بصره و واسط و موصل و ری و گرگان با او بیعت کرده بودند.[۱۳] چرا که زید علاوه بر کوفه به دیگر شهرهای مهم عراق و حتی مراکز دوردست فرستادگانی را گسیل داشته بود تا برای او از مردم بیعت بگیرند.[۱۴] جمعیت بسیاری به نهضت زید پیوستند که از جمله آنان می­ توان به برخی علمای طراز اول اهل سنت هم­چون ابوحنیفه اشاره داشت، گفته شده زید نامه ­ای برای ابوحنفیه فرستاد و او را به کمک خود و جهاد بر ضد حکومت بنی­ امیه دعوت نمود، ابوحنیفه نیز برای زید کمک مالی فرستاد و با امکانات خود او را یاری داد.[۱۵]

در نهایت لو رفتن مقر زید و دستگیری و شهادت دو نفر از یاران نزدیک او و احتمال حمله غافلگیرانه دشمن، سبب شد که زید و یارانش زودتر دست به کار شوند و قبل از هجوم دشمن مواضع خود را مستحکم کنند و رسماً آماده نبرد گردند.[۱۶]

آنها شامگاه سه ­شنبه (مصادف با شب اول صفر) از شهر خارج شدند و خود را برای جنگ مهیا ساختند.[۱۷] یک روز قبل از خروج زید (یعنی روز سه شنبه) از طرف حکم بن صلت عامل یوسف بن عمر در کوفه حکومت نظامی اعلام شده، رهبران طوایف و نگهبانان و بزرگان و جنگاوران قوم[۱۸] و به نقلی همه مردم کوفه[۱۹] را در مسجد اعظم کوفه جمع نمودند. او دستور داد که منادی در شهر ندا دهد که «هر که به این دستور سرپیچی کند، حرمت از او برداشته می ­شود (و خونش هدر است)».[۲۰] درهای مسجد و بازار بسته شدند و مردم در آن­جا زندانی شدند.[۲۱]

زید در این شب در بیرون کوفه به سر می­ برد، آن شب زید به همراه همراهان خود در بیابان آتش افروختند و دسته­ های نی آتش می­زدند و با شعار «یا منصورُ اَمِت» شب را صبح کردند.[۲۲] اما از آن پنجاه هزار نفری که با او بیعت کرده ­اند، تنها دویست و هشتاد نفر[۲۳] و به نقلی سیصد نفر اطراف او را گرفته بودند.[۲۴]

زید در روز چهارشنبه اول صفر سال ۱۲۱ (یا ۱۲۲) هجری، قیام خود را آغاز نمود.[۲۵] و لشکر خود را به سوی شهر حرکت داد. نخستین برخورد در اطراف کوفه در منطقه صیادین (صائدین) انجام شد که به پیروزی یاران زید انجامید.[۲۶] با پیشروی یاران زید، جنگ به کوفه کشیده شد و زید به همراه تنی چند از یاران یارانش توانستند، خود را تا در مسجد برسانند آنان به دستور زید پرچم­ها و علم­های خود را به اهتزاز درآورده، داخل مسجد کردند تا مردم داخل مسجد پرچم­ها را ببینند.[۲۷] در این زمان نصر بن خزیمه از یاران زید فریاد زد: «ای اهل مسجد از خواری و ذلت به عزت درآیید، خارج شوید به سوی دین و دنیا چرا که اکنون نه دنیایی دارید و نه دینی».[۲۸]

اما کوفیان به این ندای او پاسخی ندادند و حرکتی از خود نشان ندادند تا اینکه لشکر تازه نفس یوسف بن عمر از راه رسیدند و به سوی مسجد آمدند و با زید و یارانش به نبرد پرداختند.[۲۹] زید و یارانش خود را به محله­ دیگر شهر (دار الرزق) رساندند،[۳۰] و به جنگ ادامه دادند که نبرد در این منطقه نیز با پیروزی زید و یارانش همراه بود.[۳۱] اولین روز جنگ با موفقیت نسبی یاران زید به پایان رسید.

نبرد سخت زید و یارانش در صبح روز دوم نیز پیروزی زید و یارانش را به دنبال داشت.[۳۲] اما در ادامه جنگ عمال اموی چون دیدند که سواران و پیادگان آن­ها را یارای نبرد با سواران و پیادگان زید و یارانش نیست، از یوسف بن عمر تقاضای تیرانداز کردند.[۳۳] با اعزام گروه­های تیرانداز به صحنه جنگ و آغاز تیراندازی، کار بر زید و یارانش دشوار گردید. در این روز معاویه بن اسحاق فرمانده دیگر زید نیز به شهادت رسید[۳۴] و او را غرق در اندوه کرد. غروب این روز زید نیز بر اثر اصابت تیری که به پیشانی او اصابت کرد، به شدت مجروح گردید.[۳۵]

پس از مجروحیت زید، یارانش او را به منزل یکی از اصحاب به نام حران بن ابی ­کریمه برده،[۳۶] برای معالجه ­اش طبیب آوردند؛ اما متأسفانه تلاش طبیب برای مداوای زید ثمری نداشت و او پس از بیرون کشیده شدن تیر از پیشانی‌اش،[۳۷] در روز جمعه سوم صفر سال صد و بیست و یک هجری،[۳۸] در سن چهل و دو[۳۹] یا چهل و شش سالگی به شهادت رسید.[۴۰]

یاران زید پس از مشورت با یکدیگر تصمیم گرفتند برای این­که جسدش بدست مأموران اموی نیفتند، او را تا «عباسیه» ببرند و در آن­جا دفن کنند.[۴۱] آن­ها کنار جوی آبی فرود آمدند و پس از انحراف آب نهر از مسیرش جسد زید را در بستر نهر دفن کردند، سپس آب را در مسیر خود جاری ساختند تا دشمن متوجه بدن نگردد.[۴۲]

بازماندگان سپاه زید و فرزندان او از جمله یحیى بن زید، پس از دفن بدن وى پراکنده شده و بسیارى از آنان توانستند از کوفه گریخته و به شهرهاى دیگر روند. یوسف بن عمر که براى پیداکردن جسد زید جایزه مهمى تعیین کرده بود با راهنمایى یکى از آنانى که شاهد دفن وى بود، مدفن او را پیدا کرد و پس از نبش قبر سرش را از بدن جدا کرد و براى هشام بن عبدالملک در شام فرستاد و بدنش را در محله کناسه کوفه به دار آویخت.[۴۳]

هشام، پس از دریافت سر زید و نصب آن در شام، دستور داد آن را به مدینه بفرستند. حاکم مدینه به مدت هفت روز آن را در مسجد النبی صلی الله علیه و آله آویخت و اهالی این شهر را به دیدن آن و شنیدن خطبه‌های سخنرانان حکومتی که بر ضد اهل بیت علیهم‌السلام سخن پراکنی می‌کردند، مجبور نمود. آنگاه این سر مطهر را به دستور هشام به مصر فرستاد. ابوحکم بن ابی‌ابیض قیسی که حامل سر زید بود، در روز دهم جمادی الثانی سال ۱۲۲ قمری، آن را وارد مصر گردانید و اهالی این منطقه را برای دیدار از سر مقدس زید و ترساندن مخالفان حکومت تحت فشار قرار داد. هم‌اکنون در حد فاصل قاهره و برکه قارون در نزدیکی مسجد ابن طولون، زیارتگاهی است که گفته می‌شود سر زید در آن مدفون است.[۴۴]

به همراه زید، بدن برخى از یاران نزدیک او چون نصر بن خزیمه، معاویه بن اسحاق و زیاد بن عبدالله فهرى نیز به دار آویخته شد. بدین ترتیب، قیامى که مى‌ رفت ریشه ظلم و تجاوز را در جامعه اسلامى، به ویژه در منطقه عراق بخشکاند و نهال عدالت اسلامى را بارور کند، بدست دژخیمان خلیفه اموى به شکست و نابودى کشیده شد.

این واقعه، به همان صورتى که امام محمدباقر علیه‌السلام و امام جعفرصادق علیه‌السلام پیش‌ گویى و پیش‌ بینى کرده بودند، واقع گردید. به دستور دستگاه خلافت جسد زید و یارانش بر بالاى چوبه‌ هاى دار باقى ماندند و براى نگهدارى از آن‌ ها چهارصد نفر را مأمور کردند. پس از گذشت چهار سال که یحیى فرزند زید در خراسان ق

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.