پاورپوینت کامل واکنش ولید به نامه یزید برای بیعت
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل واکنش ولید به نامه یزید برای بیعت دارای ۴۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل واکنش ولید به نامه یزید برای بیعت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل واکنش ولید به نامه یزید برای بیعت :
منبع: مقتل جامع سیدالشهداء
مقالات مرتبط: بیعت نکردن امام حسین با یزید.
پاورپوینت کامل واکنش ولید به نامه یزید برای بیعت، از مباحث مرتبط به درخواست بیعت از امام حسین (علیهالسلام) و بیعت نکردن امام با یزید است. پس از درگذشت معاویه و به قدرت رسیدن یزید، او طی دستوری به حاکمان تمامی بلاد، از جمله مدینه، فرمان داد تا از مردم بیعت اخذ نمایند. در آن زمان، ولید بن عتبه بن ابی سفیان، برادرزاده معاویه، بر مسند استانداری مدینه تکیه زده بود. بر اساس منابع و مآخذ تاریخی، یزید در این دستور اکیداً از ولید خواسته بود که از امام حسین (علیهالسّلام) بیعت بگیرد و در صورت امتناع ایشان از بیعت، سر ایشان را از تن جدا کرده و به نزد یزید بفرستد. ولید پس از دریافت نامه یزید و مشورت با مروان بن حکم، که از جمله یاران نزدیک معاویه بود، امام حسین (علیهالسّلام) و عبدالله بن زبیر را به کاخ دارالاماره احضار کرد.
فهرست مندرجات
۱ – شرح واقعه
۲ – پانویس
۳ – منبع
۱ – شرح واقعه
بر اساس گزارش منابع تاریخی ولید بعد از آگاهی از خبر مرگ معاویه و دستور یزید برای اخذ بیعت از امام حسین، به مشورت با مروان می پردازد. مروان به ولید پیشنهاد میدهد که سریعاً افراد را جمع و از آنها برای یزید بیعت بگیرد و در صورت امتناع، قبل از اطلاع از مرگ معاویه آنها را سرکوب نماید.
• «لَمّا اتاهُ ایِ الوَلیدَ بنَ عُتبَهَ نَعیُ مُعاوِیَهَ فَظِعَ بِهِ وکَبُرَ عَلَیهِ، فَبَعَثَ الی مَروانَ بنِ الحَکَمِ فَدَعاهُ الَیهِ، وکانَ الوَلیدُ یَومَ قَدِمَ المَدینَهَ قَدِمَها مَروانُ مُتتَکارِها. فَلَمّا رَای ذلِکَ الوَلیدُ مِنهُ شَتَمَهُ عِندَ جُلَسائِهِ، فَبَلَغَ ذلِکَ مَروانَ، فَجَلَسَ عَنهُ وَصَرَمَهُ، فَلَم یَزَل کَذلِکَ حَتّی جاءَ نَعیُ مُعاوِیَهَ الَی الوَلیدِ، فَلَمّا عَظُمَ عَلَی الوَلیدِ هَلاکُ مُعاوِیَهَ وما اُمِرَ بِهِ مِن اخذِ هؤُلاءِ الرَّهطِ بِالبَیعَهِ، فَزِعَ عِندَ ذلِکَ الی مَروانَ ودَعاهُ. فَلَمّا قَرَاَ عَلَیهِ کِتابَ یَزیدَ استَرجَعَ وتَرَحَّمَ عَلَیهِ، وَاستَشارَهُ الوَلیدُ فِی الاَمرِ وقالَ: کَیفَ تَری ان نَصنَعَ؟ قالَ: فَاِنّی اری ان تَبعَثَ السّاعَهَ الی هؤُلاءِ النَّفَرِ فَتَدعُوَهُم الَی البَیعَهِ وَالدُّخولِ فِی الطّاعَهِ، فَاِن فَعَلوا قَبِلتَ مِنهُم وکَفَفتَ عَنهُم، وان ابَوا قَدَّمتَهُم فَضَرَبتَ اعناقَهُم قَبلَ ان یَعلَموا بِمَوتِ مُعاوِیَهَ؛ فَاِنَّهُم ان عَلِموا بِمَوتِ مُعاوِیَهَ وَثَبَ کُلُّ امرِئٍ مِنهُم فی جانِبٍ واظهَرَ الخِلافَ وَالمُنابَذَهَ ودَعا الی نَفسِهِ.»
[۱] محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیهالسلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۳۷۲.
[۲] طبری، محمد ابن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۲۵۰.
در کتاب تاریخ طبری به نقل از ابومخنف آمده است: چون خبر مرگ معاویه به ولید بن عُتبه رسید، این امر برایش گران و سنگین آمد. پیکی را نزد مروان فرستاد و او را نزد خود فرا خواند. روزی که ولید وارد مدینه شد، مروان با اکراه از او استقبال کرد. ولید چون این حالت را از مروان دید، او را نزد همنشینانش سرزنش کرد. چون خبر این شماتت و سرزنش به مروان رسید، از او کنارهگیری کرد و در خانه نشست و بر همین روش بود تا خبر مرگ معاویه به ولید رسید. چون این خبر و نیز اجرای فرمان یزید نسبت به بیعت گرفتن از آن گروه بر وی سنگین و گران آمد، به مروان پناه آورد و او را نزد خود فرا خواند. وقتی ولید، نامه یزید را برای مروان قرائت کرد، مروان استرجاع گفت و برای معاویه طلب رحمت کرد. ولید از وی مشورت خواست که چه کند. مروان گفت: به نظر من، به سرعت، آنان را فرا بخوان و آنان را به بیعت با یزید و گردن نهادن به فرامین او دعوت کن. اگر پذیرفتند، از آنان بپذیر و آنان را رها کن و اگر امتناع کردند، پیش از آن که از مرگ معاویه مطّلع گردند، آنان را گردن بزن؛ چرا که اگر آنان از مرگ معاویه مطّلع شوند، هر کدام به سمتی میروند و پرچم مخالفت و جدایی بر میدارند و مردم را به سمت خود، فرا میخوانند.
[۳] محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیهالسلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۳۷۳.
• «عن زُریق مولی معاویه: لَمّا هَلَکَ مُعاوِیَهُ بَعَثَنی یَزیدُ بنُ مُعاوِیَهَ الَی الوَلییدِ بنِ عُتبَهَ، وهُوَ امیرُ المَدینَهِ، وکَتَبَ الَیهِ بِمَوتِ مُعاوِیَهَ، وان یَبعَثَ الی هؤُلاءِ الرَّهطِ، وان یَامُرَهُم بِالبَیعَهِ. قالَ: فَقَدِمتُ المَدینَهَ لَیلاً فَقُلتُ لِلحاجِبِ: اِستَاذِن لی، فَقالَ: قَد دَخَلَ ولا سَبیلَ لی الَیهِ، فَقُلتُ: انّی جِئتُ بِاَمرٍ، فَدَخَلَ فَاَخبَرَهُ، فَاَذِنَ لَهُ وهُوَ عَلی سَریرِهِ. فَلَمّا قَرَاَ کِتابَ یَزیدَ بِوَفاهِ مُعاوِیَهَ وَاستِخلافِهِ جَزِعَ مِن مَوتِ مُعاوِیَهَ جَزَعا شَدیدا، فَجَعَلَ یَقومُ عَلی راحِلَتِهِ، ثُمَّ یَرمی بِنَفسِهِ عَلی فِراشِهِ. ثُمَّ بَعَثَ الی مَروانَ، فَجاءَ وعَلَیهِ قَمیصٌ ابیَضُ ومُلاءَهٌ مُوَرَّدَهٌ، فَنَعی لَهُ مُعاوِیَهَ، واخبَرَهُ انَّ یَزیدَ کَتَبَ الَیهِ ان یَبعَثَ الی هؤُلاءِ الرَّهطِ فَیَدعُوَهُم الَی البَیعَهِ لِیَزیدَ، قالَ: فَتَرَحَّمَ مَروانُ عَلی مُعاوِیَهَ، ودَعا لَهُ بِخَیرٍ، وقالَ: اِبعَث الی هؤُلاءِ الرَّهطِ السّاعَهَ، فَادعُهُم الَی البَیعَهِ، فَاِن بایَعوا والّا فَاضرِب اعناقَهُم. قالَ: سُبحانَ اللّه ِ! اقتُلُ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ وَابنَ الزُّبَیرِ؟ ! قالَ: هُوَ ما اقولُ لَکَ.»
[۴] محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیهالسلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۳، ص۳۷۴.
[۵] ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۱۷.
در کتاب تاریخ دمشق به نقل از زُرَیق، غلام معاویه روایت شده است: وقتی معاویه از دنیا رفت، یزید، مرا به نزد ولید بن عُتبه که فرماندار مدینه بود فرستاد و برای وی، خبر مرگ معاویه را نوشت و به وی دستور داد آن گروه را فرا بخواند و آنان را به بیعت، فرمان دهد. شبانه وارد مدینه شدم و به دربان گفتم: برایم اجازه ملاقات بگیر. دربان گفت: ولید به اندرونی رفته و به وی دسترس ندارم. گفتم: خبر مهمّی دارم. دربان رفت و به وی خبر داد و او اجازه ورود داد و بر تختش نشست و چون نامه یزید را خواند و از مرگ معاویه و جانشینیِ یزیدْ آگاه شد، بسیار بیتابی کرد. بلند میشد و خود را بر زمین میافکند. سپس به دنبال مروان فرستاد. مروان، وارد شد و لباس سفید و ردایی رنگارنگ بر تن داشت. مرگ معاویه را به وی خبر داد و به او گفت که یزید، نامه نوشته که باید این گروه را فرا بخواند و برای یزید از آنان بیعت بگیرد. مروان بر معاویه رحمت فرستاد و برا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
