پاورپوینت کامل وَلْی (مفرداتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وَلْی (مفرداتقرآن) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وَلْی (مفرداتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وَلْی (مفرداتقرآن) :
منبع: وَلْی (قاموس قرآن (جلد ۷))
مقالات مرتبط: وَلِیُّ (لغاتقرآن)، وَلْی (مفرداتنهجالبلاغه)، ولایت.
وَلْی (به فتح واو و سکون لام) از واژگان قرآن کریم به معنای نزدیکی و قرب است.
مشتقات وَلْی که در آیات قرآن آمده عبارتند از:
تَوْلِیَه (به فتح تاء، سکون واو، کسر لام و فتح یاء) به معنای اعراض، رو کردن و سرپرست کردن؛
تَوَلِّی (به فتح تاء، واو و کسر لام مشدد) به معنای اعراض، دوست اخذ کردن و سرپرست؛
وَلی (به فتح واو و کسر لام) سرپرست و اداره کننده امر؛
اولیاء (به ضم همزه و کسر لام) جمع وَلى؛
مَولی (به فتح میم و لام) به معنای سرپرست، مالک عبد، صدیق و غلام؛
اَولی (به فتح همزه و لام) به معنای نزدیکتر و سزاوارتر؛
وَلایَه (به فتح واو و یاء) و وِلایَه (به کسر واو و فتح یاء) به معنای قرابت است.
فهرست مندرجات
۱ – معنای وَلْی
۲ – کاربردها
۲.۱ – یَلونَکُمْ (آیه ۱۲۳ سوره توبه)
۲.۲ – تَوْلِیَه
۲.۲.۱ – وَلَّی (آیه ۷ سوره لقمان)
۲.۲.۲ – وَلَّوْا (آیه ۲۹ سوره احقاف)
۲.۲.۳ – وَلّاهُمْ (آیه ۱۴۲ سوره بقره)
۲.۲.۴ – لَوَلَّوا (آیه ۲۲ سوره فتح)
۲.۲.۵ – نُوَلّی (آیه ۱۲۹ سوره انعام)
۲.۳ – تَوَلِّی
۲.۳.۱ – تَوَلَّی (آیه ۸۲ سوره آل عمران)
۲.۳.۲ – تَوَلّاهُ (آیه ۴ سوره حج)
۲.۳.۳ – یَتَوَلَّهُمْ (آیه ۵۱ سوره مائده)
۲.۳.۴ – تَوَلَّیْتُمْ (آیه ۲۲ سوره محمد)
۲.۳.۵ – تَوَلَّی (آیه ۲۰۵ سوره بقره)
۲.۳.۶ – تَوَلَّی (آیه ۱۱۵ سوره نساء)
۲.۴ – وَلی
۲.۴.۱ – وَلیُ (آیه ۲۵۷ سوره بقره)
۲.۴.۲ – وَلیٍ (آیه ۱۰۷ سوره بقره)
۲.۴.۳ – وَلیُّهُ (آیه ۲۸۲ سوره بقره)
۲.۴.۴ – اَوْلیاءُ (آیه ۷۲ سوره انفال)
۲.۴.۵ – اَوْلیاءَ (آیه ۲۸ سوره آل عمران)
۲.۴.۶ – وَلیُّکُمُ (آیه ۵۵ سوره مائده)
۲.۴.۶.۱ – شأن نزول
۲.۴.۶.۲ – اطلاق جمع بر مفرد
۲.۵ – مَولی
۲.۵.۱ – الْمَوْلی (آیه ۴۰ سوره انفال)
۲.۵.۲ – مَوْلاهُ (آیه ۷۶ سوره نحل)
۲.۵.۳ – مَوْلًی (آیه ۴۱ سوره دخان)
۲.۵.۴ – مَوْلاکُمْ (آیه ۱۵ سوره حدید)
۲.۵.۵ – الْمَوالیَ (آیه ۵ سوره مریم)
۲.۵.۶ – مَوالیَ (آیه ۳۳ سوره نساء)
۲.۶ – اَولی
۲.۶.۱ – اَوْلَی (آیه ۶۸ سوره آل عمران)
۲.۶.۲ – اَوْلی (آیه ۶ سوره احزاب)
۲.۶.۳ – اَوْلی (آیه ۶ سوره احزاب)
۲.۷ – وَلایَه و وِلایَه
۲.۷.۱ – الْوَلایَهُ (آیه ۴۴ سوره کهف)
۲.۷.۲ – وَلایَتِهِمْ (آیه ۷۲ سوره انفال)
۳ – پانویس
۴ – منبع
۱ – معنای وَلْی
وَلْی
[۱] قرشی بنابی، علیاکبر، قاموس قرآن، ج۷، ص۲۴۵.
[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۸۸۵.
[۳] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۱، ص۴۵۵.
(بر وزن فلس) به معنای نزدیکی و قرب است.
چنانکه در صحاح، مصباح و قاموس گفته است؛ گویند: «تباعدنا بعد وَلْیٍ» پس از نزدیکی دور شدیم.
[۴] جوهری، ابونصر، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، ج۶، ص۲۵۲۸.
[۵] فیومی، احمد، المصباح المنیر، ج۱، ص۳۴۶.
[۶] فیروزآبادی، مجدالدین، القاموس المحیط، ج۴، ص۴۰۱.
راغب میگوید: ولاء و توالی آن است که دو چیز چنان باشند که میانشان چیز دیگری نباشد و به طور استعاره به نزدیکی ولاء و توالی گویند خواه در مکان باشد یا صداقت یا نصرت یا اعتقاد.
[۷] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ج۱، ص۸۸۵.
۲ – کاربردها
به مواردی از وَلْی که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
۲.۱ – یَلونَکُمْ (آیه ۱۲۳ سوره توبه)
(یا اَیُّها الَّذینَ آمَنوا قاتِلوا الَّذینَ یَلونَکُمْ مِنَ الْکُفّارِ)
[۸] توبه/سوره۹، آیه۱۲۳.
«ای اهل ایمان با کفاری که در دیار به شما نزدیکاند بجنگید.»
[۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۹، ص۵۵۱.
[۱۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۴۰۴.
[۱۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۲۴۲.
[۱۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۴۵.
ظهور آیه آن است که مسلمانان باید اوّل به جهاد کفّار نزدیک بشتابند بعد به جهاد کفّار دیگر بروند و آن در صورت عملی بودن سبب گسترش و عالمگیر بودن اسلام است.
۲.۲ – تَوْلِیَه
تَوْلِیَه اگر با «عن» باشد به معنای اعراض و اگر با «الی» باشد به معنای رو کردن است.
تَوْلِیَه اگر با دو حرف مذکور متعدی به مفعول ثانی باشد به معنی برگرداندن و متوجه کردن آید.
در صورت تعدّی به دو مفعول به معنای سرپرست کردن و غیره آید.
اینک شواهدی از آیات:
۲.۲.۱ – وَلَّی (آیه ۷ سوره لقمان)
(وَ اِذا تُتْلی عَلَیْهِ آیاتُنا وَلَّی مُسْتَکْبِراً کاَنْ لَمْ یَسْمَعْها)
[۱۳] لقمان/سوره۳۱، آیه۷.
«چون آیات ما بر او خوانده شود از آنها به حالت تکبر اعراض کند؛ گویی که آنها را نشنیده است.»
[۱۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۶، ص۳۱۴.
[۱۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۲۱۰.
[۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۹، ص۱۶۴.
[۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۷۷.
تقدیرش «ولّی عنها» است.
۲.۲.۲ – وَلَّوْا (آیه ۲۹ سوره احقاف)
(فَلَمّا قُضیَ وَلَّوْا اِلی قَوْمِهِمْ مُنْذِرینَ)
[۱۸] احقاف/سوره۴۶، آیه۲۹.
«چون خواندن قرآن تمام شد رو کردند و برگشتند به سوی قوم خویش برای انذار.»
[۱۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۳۲۹.
[۲۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۲۱۶.
[۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۲۰.
[۲۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۱۵۳.
۲.۲.۳ – وَلّاهُمْ (آیه ۱۴۲ سوره بقره)
(سَیَقولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ ما وَلّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی کانوا عَلَیْها)
[۲۳] بقره/سوره۲، آیه۱۴۲.
«سفیهان از مردم گویند چه چیز آنها را از قبلهشان که در آن بودند برگردانید.»
[۲۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۴۷۸.
[۲۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۳۱۷.
[۲۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲، ص۸۹.
[۲۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۴۱۳.
۲.۲.۴ – لَوَلَّوا (آیه ۲۲ سوره فتح)
(وَ لَوْ قاتَلَکُمُ الَّذینَ کَفَروا لَوَلَّوا الْاَدْبارَ)
[۲۸] فتح/سوره۴۸، آیه۲۲.
«اگر کفّار با شما میجنگیدند حتما به شما پشت میکردند و میگریختند.»
[۲۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۴۲۹.
[۳۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۲۸۷.
[۳۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۱۶۰.
[۳۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۲۰۶.
تقدیر آن «لَوَلّوا الَیْکُمُ الادْبارَ» است.
۲.۲.۵ – نُوَلّی (آیه ۱۲۹ سوره انعام)
(وَ کَذلِکَ نُوَلّی بَعْضَ الظّالِمینَ بَعْضاً بِما کانوا یَکْسِبونَ)
[۳۳] انعام/سوره۶، آیه۱۲۹.
«و همینطور بعضی از ظالمان را در اثر اعمالشان به بعض دیگر ولّی امر و سرپرست قرار میدهیم.»
[۳۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۴۸۶.
[۳۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۳۵۳.
[۳۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۸، ص۲۷۴.
[۳۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۱۶۲.
۲.۳ – تَوَلِّی
تَوَلِّی از باب تفعل به معنای اعراض، دوست اخذ کردن و سرپرست آید. مثل:
۲.۳.۱ – تَوَلَّی (آیه ۸۲ سوره آل عمران)
(فَمَنْ تَوَلَّی بَعْدَ ذلِکَ فاولئِکَ هُمُ الْفاسِقونَ)
[۳۸] آل عمران/سوره۳، آیه۸۲.
«هر که پس از اخذ میثاق، از قبول حق اعراض کند آنها فاسقانند.»
[۳۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۵۱۸.
[۴۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۳۳۵.
[۴۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۱۴۶.
[۴۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۳۳۵.
۲.۳.۲ – تَوَلّاهُ (آیه ۴ سوره حج)
(کُتِبَ عَلَیْهِ اَنَّهُ مَنْ تَوَلّاهُ فاَنَّهُ یُضِلُّهُ)
[۴۳] حج/سوره۲۲، آیه۴.
«بر شیطان حتمی است هر که او را دوست بدارد اضلالش میکند.»
[۴۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۴۸۴.
[۴۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۳۴۳.
[۴۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۶، ص۱۸۱.
[۴۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۱۲۸.
۲.۳.۳ – یَتَوَلَّهُمْ (آیه ۵۱ سوره مائده)
(وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فاِنَّهُ مِنْهُمْ)
[۴۸] مائده/سوره۵، آیه۵۱.
«هر که از شما آنها را دوست اخذ کند از آنهاست.»
[۴۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۶۰۴.
[۵۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۳۶۸.
[۵۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۷۳.
[۵۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۵۵.
۲.۳.۴ – تَوَلَّیْتُمْ (آیه ۲۲ سوره محمد)
(فَهَلْ عَسَیْتُمْ اِنْ تَوَلَّیْتُمْ اَنْ تُفْسِدوا فی الْاَرْضِ وَ تُقَطِّعوا اَرْحامَکُمْ)
[۵۳] محمد/سوره۴۷، آیه۲۲.
یعنی «آیا امید است از شما در صورت اعراض از امر خدا و امر جهاد، اینکه در زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید.»
[۵۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۳۶۱.
[۵۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۲۴۰.
[۵۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۷۵.
[۵۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۱۷۴.
ظاهرا تولّی در آیه به معنای اعراض است. یعنی در صورت اعراض از جهاد و ماندن در شهر جز این نخواهید کرد. به قولی مراد از آن حکومت و سرپرستی است یعنی شاید شما اگر به حکومت رسیدید… .
۲.۳.۵ – تَوَلَّی (آیه ۲۰۵ سوره بقره)
(وَ اِذا تَوَلَّی سَعی فی الْاَرْضِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ)
[۵۸] بقره/سوره۲، آیه۲۰۵.
((نشانه آن، این است که) هنگامى که روى برمىگردانند (و از نزد تو خارج مىشوند)، در راه فساد در زمین، کوشش مىکنند و زراعتها و چهارپایان را نابود مىسازند.)
[۵۹] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۲.
[۶۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص۱۴۳.
[۶۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۹۶.
[۶۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲، ص۲۶۵.
[۶۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۵۵.
در آیه ظاهرا مراد حکومت و سرپرستی است و احتمال دارد که به معنای اعراض باشد.
۲.۳.۶ – تَوَلَّی (آیه ۱۱۵ سوره نساء)
(وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدی وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً)
[۶۴] نسا/سوره۴، آیه۱۱۵.
یعنی «هر که بعد از روشن شدن هدایت با رسول خدا مخالفت کند و از غیر طریق مومنین پیروی نماید تا از حق اعراض میکند به اعراض وادارش میکنیم و او را به جهنم وارد مینماییم، آن بد جایگاهی است.»
[۶۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۱۳۲.
[۶۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۸۲.
[۶۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۵۰.
[۶۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۱۹۰.
ظاهرا آیه در مضمون
(ثُمَّ انْصَرَفوا صَرَفَ اللَّهُ قُلوبَهُمْ)
[۶۹] توبه/سوره۹، آیه۱۲۷.
(سپس منصرف مىشوند (و بیرون مىروند)؛ خداوند دلهایشان را (از حق) منصرف ساخته)
[۷۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۰۷.
[۷۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۹، ص۵۶۰.
[۷۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۴۱۱.
[۷۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۲۴۷.
[۷۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۴۸.
است.
۲.۴ – وَلی
وَلی به معنای سرپرست و اداره کننده امر و نیز به معنای دوست و یاری کننده و غیره آید.
طبرسی در ذیل
(اللَّهُ وَلیُ الَّذینَ آمَنوا)
[۷۵] بقره/سوره۲، آیه۲۵۷.
(خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آوردهاند)
[۷۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۳.
[۷۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص۵۲۷.
[۷۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۳۴۵.
[۷۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۱۱۶.
[۸۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۱۶۴.
فرموده: ولّی از «ولی» است به معنای نزدیکی بدون فاصله و او کسی است که به تدبیر امور از دیگری احقّ و سزاوارتر است.
[۸۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۱۶۴.
به رئیس قوم والی گویند که به تدبیر و امر و نهی امور نزدیک و مباشر است.
به آقا مولی گویند که به امر بنده سرپرستی و مباشرت میکند به بنده مولی گویند که با اطاعت مباشر امر مولی است و از آن است ولی یتیم که مباشر مال یتیم و اداره اوست.
در مصباح از ابن فارس نقل کرده: هر که کار کسی را اداره کند ولّی آن کار است.
[۸۲] فیومی، احمد، المصباح المنیر، ج۱، ص۳۴۶.
اولیاء جمع وَلی است.
۲.۴.۱ – وَلیُ (آیه ۲۵۷ سوره بقره)
(اللَّهُ وَلیُ الَّذینَ آمَنوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النّورِ)
[۸۳] بقره/سوره۲، آیه۲۵۷.
«خدا یار کسانی است که ایمان آوردهاند، آنها را از تاریکیها به سوی نور ایمان خارج میکند.»
[۸۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص۵۲۷.
[۸۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۳۴۵.
[۸۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۱۱۶.
[۸۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۱۶۴.
۲.۴.۲ – وَلیٍ (آیه ۱۰۷ سوره بقره)
(وَ ما لَکُمْ مِنْ دونِ اللَّهِ مِنْ وَلیٍ وَ لا نَصیرٍ)
[۸۸] بقره/سوره۲، آیه۱۰۷.
«شما را جز خدا سرپرست و یاری نیست.»
[۸۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۳۷۹.
[۹۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۵۲.
[۹۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۳۰۷.
[۹۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۳۴۳.
از نصیر روشن میشود که وَلیّ به معنای متولّی امر است.
۲.۴.۳ – وَلیُّهُ (آیه ۲۸۲ سوره بقره)
(اَوْ لا یَسْتَطیعُ اَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلیُّهُ بِالْعَدْلِ)
[۹۳] بقره/سوره۲، آیه۲۸۲.
«یا اگر نمیتواند مطلب را املال کند و توضیح دهد ولی او املاء نماید.»
[۹۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص۶۶۸.
[۹۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۴۳۴.
[۹۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۲۰۳.
[۹۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۲۱.
۲.۴.۴ – اَوْلیاءُ (آیه ۷۲ سوره انفال)
(وَ الَّذینَ آوَوْا وَ نَصَروا اولئِکَ بَعْضُهُمْ اَوْلیاءُ بَعْضٍ)
[۹۸] انفال/سوره۸، آیه۷۲.
«آنان که در نزد خود جا دادند و یاری کردند آنها بعضی اولیاء بعضیاند.»
[۹۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۹، ص۱۸۸.
[۱۰۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۱۴۱.
[۱۰۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۰، ص۲۶۹.
[۱۰۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۴۹۷.
۲.۴.۵ – اَوْلیاءَ (آیه ۲۸ سوره آل عمران)
(لا یَتَّخِذِ الْمؤْمِنونَ الْکافِرینَ اَوْلیاءَ مِنْ دُونِ الْمؤْمِنینَ)
[۱۰۳] آل عمران/سوره۳، آیه۲۸.
«مومنان کافران را در جای برادران مومن خود دوست و یار نگیرند.»
[۱۰۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۲۳۶.
[۱۰۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۵۱.
[۱۰۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۲۶.
[۱۰۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۷۳.
۲.۴.۶ – وَلیُّکُمُ (آیه ۵۵ سوره مائده)
(اِنَّما وَلیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَنوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعونَ)
[۱۰۸] مائده/سوره۵، آیه۵۵.
یعنی «سرپرست و مدیر شما فقط خدا و رسول و آنانند که نماز میخوانند و در حال رکوع زکات میدهند.»
[۱۰۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۶، ص۳.
[۱۱۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۵.
[۱۱۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۸۷.
[۱۱۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۶۳.
قید
(وَ هُمْ راکِعونَ الَّذینَ یُقیمونَ…)
را مقید کرده است؛ یعنی هر نمازگزار و زکات بده ولّی شما نیست بلکه نمازگزارانی که زکات را در حال رکوع میدهند.
از طرف دیگر باید آیه راجع به یک قضیّه واقع شده باشد و گر نه هر کس میتواند در حال رکوع احسانی بکند و بگوید ولیّ مسلمین هستم و آنگهی باید مراد از
(وَلیُّکُمُ)
مدیر امور و سرپرست باشد و گر نه همه نماز خوانان و زکات دهندگان یار و دوست مسلماناناند و احتیاج به قید
(وَ هُمْ راکِعونَ)
ندارد. از اینجا است که اهل انصاف از خود آیه خواهند دانست که آن عموم نیست بلکه حکایت از یک واقعه خصوصی دارد و لفظ
(اِنَّما)
ولایت غیر خدا و رسول و الَّذینَ… را نفی میکند؛ زیرا
(اِنَّما)
نصّ در تخصیص است.
۲.۴.۶.۱ – شأن نزول
در مجمع البیان نقل فرموده: روزی عبد اللّه بن عباس در کنار زمزم نشسته و به لفظ «قال رسولاللّه (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)» به مردم حدیث میخواند. مردی که روی خود را پوشیده بود در آنجا حاضر شد. هر چه ابن عباس «قال رسولاللّه» میگفت آن مرد نیز میگفت. ابن عباس گفت: تو را به خدا تو کیستی؟ مرد صورت خویش را باز کرد و گفت: مردم هر که مرا شناخته هیچ و گر نه خودم را معرفی میکنم، من جندب بن جناده بدری (ابوذر غفاری) هستم، با این دو گوشم از رسول خدا شنیدم و گرنه کر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
