پاورپوینت کامل وَ مَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)


در حال بارگذاری
12 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل وَ مَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) دارای ۸۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وَ مَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل وَ مَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) :

منبع: وَ مَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)

مقالات مرتبط: وَ مَعادِنِ حِکْمَهِ اللّه (زیارت جامعه کبیره).

وَ مَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ؛

و معدن‌های حکمت خداوند

مَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ از ویژگی‌ها و اوصاف ائمه (علیهم‌السلام) است که در زیارت جامعه کبیره بیان شده است و بدین معنا است که ائمه اطهار (علیهم‌السلام) چراغ‌های فروزان و چشمه‌های جوشان حکمت هستند و حکمت، سرچشمه‌ای جز آن ذوات مقدس ندارد.

فهرست مندرجات

۱ – واژه‌شناسی مَعادِن
۲ – واژه‌شناسی حِکْمَه
۳ – تقسیم حکمت به نظری و عملی
۴ – معادن حکمت
۵ – اشارات
۵.۱ – معنای حکمت
۵.۲ – سرّ حکیم بودن قرآن و لقمان
۵.۳ – عالمان وارسته و حکمت
۵.۴ – حکمت اصیل
۵.۵ – گم شده مؤمن
۵.۶ – اخلاص، راه رسیدن به حکمت
۵.۷ – اخلاص برای اخلاص
۵.۸ – حکومت «حکمت» بر اسمای دیگر
۵.۹ – اساس حکمت
۵.۱۰ – دشمن حکمت
۶ – پانویس
۷ – منبع

۱ – واژه‌شناسی مَعادِن

«مَعادِن» جمع معدن است که قبلاً به معنای آن اشاره شد.

(ببینید: وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه))

۲ – واژه‌شناسی حِکْمَه

«حِکْمَت» از ریشه «حکم» به معنای «منع» است و اصل آن از «حُکم» به معنای «منع از ظلم» می‌آید. به افسار حیوانات از آن جهت «حَکمه» گفته می‌شود که حیوان را از جموحی نگه می‌دارد. هنگامی که عاقل دست سفیه را می‌گیرد و او را از انجام کارهای سفیهانه باز می‌دارد، گفته می‌شود: «حَکَّمْتُ السَّفِیهَ وَ أَحْکَمَتْهُ». حِکمت که بر وزن «فِعله» است و دلالت بر نوع خاصّی از حکم می‌کند نیز از آن جهت حکمت نامیده می‌شود که انسان را از جهل باز می‌دارد.

[۱] ابن فارس، مقاییس اللغه، ج۲، ص۹۱، «حکم».

تدبیر صائب و اداره صحیح مملکت را حکومت گویند؛ چون برای دفع هرج و مرج داخلی از یک سو و رفع تهاجم و تعدّی خارجی از سوی دیگر، نظم متقن و سیاست کارآمدی است.

۳ – تقسیم حکمت به نظری و عملی

هر چند که در اصطلاح قرآن و روایات، جهل در مقابل عقل است و در مقام عمل گفته می‌شود: این کار عاقلانه و آن کار جاهلانه است، لیکن در عرف عام در مقابل
علم نیز استعمال می‌شود. بدین ترتیب، جهل دو قسم خواهد بود: جهل علمی، جهل عملی یا عقلی. ازاین‌رو حکمت که بازدارنده از جهل است و خدایی که دنیا را با همه عظمتی که در چشم دنیاپرستان دارد، اندک می‌داند:

(قُلْ مَتَاعُ الدَّنْیَا قَلِیلٌ)

[۲] نساء/سوره۴، آیه۷۷.

آن را خیر فراوان معرفی کرده است:

(یُؤتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاءُ وَ مَن یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَ مَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ)

[۳] بقره/سوره۲، آیه ۲۶۹.

نیز دو قسم خواهد بود: حکمت نظری، حکمت عملی.

توضیح اینکه هرچند «حکمت» به معنایی مترادف با فلسفه به کار می‌رود، لیکن در اصطلاح قرآن و روایات، بر علومی اطلاق می‌شود که استدلالی، برهانی و خدشه ناپذیر باشد و در سعادت جامعه بشری نقش بنیادین و اساسی ایفا کند. مجموعه این علوم که علوم انسانی نامیده می‌شود، به دو قسم تقسیم می‌شود:

یکم. مسائلی که درباره امور خارج از قدرت، اختیار و انتخاب بشر بحث می‌کند؛ یعنی نظری صِرف است و بود و نبود انسان، اثری در آن ندارد. مباحث مربوط به مبدأ و یگانگی آن، جهان مجرّد، عالم ملکوت، فرشته‌ها، مادّه، سیر تکاملی مادّه و … از این قبیل است. کمال محققان در این مسائل که حکمت نظری نامیده می‌شود، آن است که پس از بحث و بررسی ابعاد مختلف، این مسائل را به صورت متقن و مستدلّ بشناسند و بدان معتقد گردند.دوم. مباحثی مانند تهذیب نفس، پرورش روح، رشد اخلاق و فضایل انسانی، تدبیر منزل و کیفیت بهتر اداره کردن امور خانوادگی، تربیت فرزند و نیز معنای عدالت، تقوا، زهد و راه رسیدن به این ملکات، اداره صحیح امور جامعه و … که در حیطه اختیار و قدرت بشر است؛ به گونه‌ای که اگر بشر نباشد، جایی برای این مباحث وجود نخواهد داشت. کمال پژوهشگران در این دسته از مباحث، که حکمت عملی نام دارد، آن است که پس از شناخت و آگاهی از این مسائل، متّصف بدان گردند.
قرآن کریم حکمت را در هر دو قسم نظری و عملی استعمال کرده است. آنچه به حکیم دیار حبشه، یعنی لقمان حکیم داده شد، از هر دو قسم است:

(وَ لَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَهَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَ مَن یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ)

[۴] لقمان/سوره۳۱، آیه ۱۲.

هرچند که بخش نخست آیه، یعنی فرمان شکرگزاری، جزو مباحث حکمت عملی شمرده می‌شود، لیکن بخش دوم آن، به ویژه قسمت پایانی آیه که استدلال برای صدر آیه است، جزو مباحث حکمت نظری به حساب می‌آید. این به هم آمیختگی و استدلال با حکمت نظری بر مضمون و محتوای حکمت عملی، در اندرزهای لقمان به فرزندش

[۵] لقمان/سوره۳۱، آیه ۱۳ به بعد.

و نیز در آیات شانزده‌گانه سوره اسراء

[۶] اسراء/سوره۱۷، آیه ۲۳-۳۸.

که در آیه ۳۹

[۷] اسراء/سوره۱۷، آیه ۳۹.

از آنها به حکمت یاد شده است، مشاهده می‌شود.

۴ – معادن حکمت

بی‌تردید، افراد بسیاری از حکمت برخوردارند که لقمان، نمونه‌ای از آنهاست:

(لَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَهَ)

[۸] لقمان/سوره۳۱، آیه ۱۲.

نمونه دیگر، داود است:

(وَ قَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَهَ)

[۹] بقره/سوره۲، آیه ۲۵۱.

،

(وَ آتَیْنَاهُ الْحِکْمَهَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ)

[۱۰] ص/سوره۳۸، آیه ۲۰.

نمونه دیگر، آل‌ابراهیم (علیه‌السلام) هستند:

(فَقَدْ آتَیْنَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَهَ)

[۱۱] نساء/سوره۴، آیه ۵۴.

افزون بر اینکه رسول اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و سایر انبیای الهی، معلّمان حکمت هستند که به بشریت حکمت آموخته‌اند

[۱۲] بقره/سوره۲، آیات ۱۲۹.

[۱۳] بقره/سوره۲، آیات ۱۵۱.

[۱۴] زخرف/سوره۴۳، آیه ۶۳.

و خداوند نیز به هر کس که بخواهد، حکمت عطا می‌کند:

(یُؤتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاءُ)

[۱۵] بقره/سوره۲، آیه ۲۶۹.

لیکن امتیاز ائمه (علیهم‌السلام) بر دیگران، این است که آنان معدن تکوّن و تشکیل حکمت و منبع جوشش آن هستند؛ یعنی همان طور که خاک و گل مستعدّ طلا و نقره شدن، باید در زمینی مخصوص قرار گیرد تا به طلا و نقره تبدیل شود و بدون گذراندن این مرحله، به چنین قابلیتی نمی‌رسد، آنچه از فیوضات الهی که تنزّل می‌کند، باید در معدن وجود ائمه (علیهم‌السلام) ذخیره شود تا بعد از ترقیق، مورد استفاده دیگران قرار گیرد. یعنی از آنجا باید بجوشد و هر کسی به مقدار توان و استعداد خود از آن بهره ببرد.

از این رو به گفته جابر بن‌ عبدالله انصاری، پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) بعد از آنکه دست حضرت علی (علیه‌السلام) را گرفت و او را امیر نیکوکاران، قاتل فاجران و… معرفی کرد، با صدای بلند فرمود: «من شهر حکمت هستم و علی دروازه آن است. هر کس می‌خواهد وارد این شهر شود و از حکمت آن، طرفی ببندد، باید از دروازه آن وارد شود.»؛ «هذَا أَمِیرُ الْبَرَرَهِ وَ قَاتِلُ الْفَجَرَهِ، مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ، مُخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ، ثُمَّ رَفَعَ بِهَا صَوْتَهُ: أَنَا مَدِینَهُ الْحِکْمَهِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْحِکْمَهَ فَلْیَأْتِ الْبَابَ.»

[۱۶] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۲۰۱، ح۳.

از سوی دیگر، ائمه اطهار (علیهم‌السلام) وارث همه کمالات و شئون پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) هستند؛ به جز مواردی مثل دریافت وحی تشریعی و همانند آن، که از ویژگی‌های رسالت است. با توجه به اینکه یکی از شئون رسول‌اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) تعلیم کتاب و حکمت است، ائمه اطهار (علیهم‌السلام) نیز وارث این شأن آن حضرت هستند و معلّم کتاب و حکمت شمرده می‌شوند. البته هر عالم دینی که عهده‌دار تبلیغ دین و معارف الهی است، معلّم کتاب وحکمت خواهد بود، لیکن تفاوت پیغمبر اکرم و به تبع او، ائمه اطهار (علیهم‌السلام) با دیگران در این است که آن حضرت با مأموریت و تأیید ویژه الهی، عهده‌دار تعلیم کتاب و حکمت است و دیگران با مأموریت و تأیید عام به چنین امر مهمی اشتغال دارند. به بیان دیگر، رسول‌اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) حکمت را به تعلیم مستقیم الهی دریافت کرده و ائمه (علیهم‌السلام) از او ارث برده‌اند، در حالی که دیگران از مجرای تعلیم و تعلّم بشری به مقدار محدودی از این خیر بزرگ دست یافته‌اند. تفاوت علوم ارثی با علوم تعلیمی بشری، هم در کمّیت و پایان‌ناپذیری آن است و هم در کیفیت و خطااناپذیری آن و…. غرض آنکه انبیای الهی، چراغ‌های فروزان و چشمه‌های جوشان حکمتند: «مَصَابِیحِ الظُّلْمَهِ، وَ یَنَابِیعِ الْحِکْمَهِ.»

[۱۷] سید رضی، نهج البلاغه ت الحسون، خطبه ۱۰۷.

و اهل‌ بیت‌ عصمت (علیهم‌السلام) وارثان اصیل آن ذوات مقدّسند.

۵ – اشارات

۵.۱ – معنای حکمت

حکمت واقعی، علم صائب و نافع و عملِ صالح و خالص است و بهترین نمودار علم حق در قرآن کریم است که از آن به قرآن حکیم یاد می‌شود:

(الر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ)

[۱۸] یونس/سوره۱۰، آیه ۱.

و اگر برخی از اشعار، به حکمت متّصف شده است: «إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِکْمَهً»

[۱۹] صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۷۹، ح۵۸۰۵.

، به اعتبار مضمون سامی آن است که از معارف و مآثر دوده حکمت و اُسْرَه مدینه علم اقتباس شده است.

۵.۲ – سرّ حکیم بودن قرآن و لقمان

حکیم بودن قرآن در اثر مظهریت علمی این کتاب متقن نسبت به اسم مبارک حکیم است که از اسمای حسنای الهی است و اگر انسان رفیع و منیعی چون لقمان به حکیم بودن متّصف است، برای مظهریت چنین فردی در دو بخش علم و عمل نسبت به خدای حکیم است؛ زیرا حکمت علمی خداوند، معرفت حقایق اشیا و حکمت عملی خداوند، آفرینش مُتقن و محکم است. انسان آگاه به حقایق اشیا، به قدر طاقت بشری و مدیر و مدبّر جامعه انسانی اساس علم و عدل، مظهر چنان نام مبارکی خواهد بود.

۵.۳ – عالمان وارسته و حکمت

عالمان عادل و آگاهان وارسته که صبغه علمی آنان از آیت محکم و سنّت عادل و فریضه قائم

[۲۰] «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَهٌ: آیَهٌ مُحْکَمَهٌ، أَوْ فَرِیضَهٌ عَادِلَهٌ، أَوْ سُنَّهٌ قَائِمَهٌ، وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ.» (کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۲، ح۱. )

، یعنی جهان‌بینی بر محور توحید ناب و فقه و اخلاق و حقوق دلمایه دارد و سنّت عملی آنها از «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»

[۲۱] سید رضی، نهج البلاغه ت الحسون، خطبه ۱۹۳.

جانمایه گرفته است، حکیمانی‌اند که پیوند علمی و عملی با آنان مورد ترغیب و تحضیض است؛ چه اینکه حضرت امیرمؤمنان (علیه‌السلام) فرزندان معنوی خود

[۲۲] همگان فرزند آن حضرت و فرزند رسول اکرمند: «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هذِهِ الْأُمَّهِ.» (مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۶، ص۳۴۲. )

را به گفت‌وگو و مباحثه با آنها فراخواند: «وَ أَکْثِرْ مُدَارَسَهَ الَعُلَمَاءِ، وَ مُنَافَثَهَ الْحُکَمَاءِ، فِی تَثْبِیتِ مَا صَلَحَ عَلَیْهِ أَمْرُ بِلاَدِکَ، وَ إِقَامَهِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَکَ.»

[۲۳] سید رضی، نهج البلاغه ت الحسون، نامه ۵۳ .

۵.۴ – حکمت اصیل

ائمه(علیهم‌السلام) معدن حکمت هستند و حکمت، سرچشمه‌ای جز آن ذوات مقدس ندارد؛ زیرا حکمت نیز همانند سایر فیوضات معنوی، از فَیضان اسمای حسنای الهی سرچشمه می‌گیرد و از مجرای آن وجوداهای نورانی به دیگر موجودات می‌رسد. بنابراین، آنچه در دست بشر است و می‌توان نام حکمت برآن نهاد، بی‌تردید ریشه در بیت رفیع آنان دارد. حتی آنچه انبیای سابق برای امت‌های خود آورده‌اند ، به وساطت انوار مقدّس آنها دریافت کرده‌اند و آنچه حکما، فلاسفه و دانشمندان گذشته به بشریت آموخته‌اند، آموخته‌های مستقیم یا غیر مستقیم آنان از مکتب انبیای پیشین است. پس آنها نیز شاگردان غیر مستقیم ائمه (علیهم‌السلام) هستند.

شاهد این مدعا معرفی قرآن کریم از پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) است که فرمود:
«به شما کتاب و حکمت آموخت و چیزهایی آموخت که اگر او و تعلیماتش نمی‌بود، شما هرگز توان دست یافتن و آموختن آنها را نداشتید.»؛

(وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُعَلِّمُکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ)

[۲۴] بقره/سوره۲، آیه ۱۵۱.

بر اساس این آیه، معارف الهی در مرتبه‌ای از رفعت و بلندی قرار دارد که دست هیچ فردی بدان نمی‌رسد و حتی پیغمبرااکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نیز صرف نظر از مقام رسالت و نبوت، بدان دسترسی ندارد. از این‌رو خداوند متعال خود آن حضرت را مخاطب قرار داد و همان تعبیر عمومی را درباره او نیز به کار برد و فرمود:
خداوند، کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد و چیزهایی به تو آموخت که تو (به تنهایی و خود به خود) توان یادگرفتن آنها را نداشتی:

(وَ أَنزَلَ اللّهُ عَلَیْکَ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ عَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ)

[۲۵] نساء/سوره۴، آیه ۱۱۳.

بدین ترتیب، آنها به واسطه تعلیم الهی، معلم انسانها هستند و طالبان علم و حکمت باید به سراغ آنها بروند.

در حضور امام باقر (علیه‌السلام) جمله‌ای از حسن بصری نقل شد. امام باقر (علیه‌السلام) ضمن تخطئه کلام او، با صدای بلند فرمود:
«هر جا می‌خواهند بروند، لیکن به خدا قسم! جز در آنجا علمی نمی‌یابند.» و پس از اندکی درنگ فرمود: «یعنی جز در نزد آل محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم).»؛ «لِیَذْهَبُوا حَیْثُ شَاؤُوا، أَمَا وَاللَّهِ لَا یَجِدُونَ الْعِلْمَ إِلَّا هَاهُنَا. ثُمَّ سَکَتَ سَاعَهً، ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَیْهِِ‌السَّلَامُ): عِنْدَ آلِ مُحَمَّ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.