پاورپوینت کامل وَ قادَهَ الْأُمَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وَ قادَهَ الْأُمَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) دارای ۱۰۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وَ قادَهَ الْأُمَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وَ قادَهَ الْأُمَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) :
منبع: السَّلامُ عَلَیْکُمْ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
مقالات مرتبط: وَقاده الاُْمم (زیارت جامعه).
وَ قادَهَ الْأُمَمِ؛
ترجمه:و ای رهبران امّتها.
قاده الأمم یکی از ویژگیها و اوصاف ائمه (علیهمالسلام) است که در زیارت جامعه کبیره بیان شده است و بدین معنا است که ائمّه اطهار (علیهمالسلام) قائد و رهبر اُمَم هستند.
این رهبری، عام است و شامل هرگونه رهبری مادی و معنوی میشود، چنان که امم نیز عام است و امتهای گوناگون را در بر میگیرد. بنابر این، هر امتی در هر زمان و مکانی از فیضی مادی یا معنوی بهرهمند شد از برکت وجودی ائمّه اطهار (علیهمالسلام) است.
فهرست مندرجات
۱ – واژهشناسی قادَه
۲ – واژهشناسی الْأُمَم
۳ – رهبران الهی جامعه
۴ – گستره رهبری امامان (علیهمالسلام)
۵ – نمونههایی از رهبری امامان (علیهمالسلام)
۶ – قیادت اعمال
۷ – امیر الحاج
۸ – اشارات
۸.۱ – معنای سوق
۸.۲ – ترسیم قیادت امتهای گذشته
۹ – پانویس
۱۰ – منبع
۱ – واژهشناسی قادَه
قاده جمع قائد اسم فاعل قادَ یقُود (باب قال یقول) از ریشه قَود است. خلیل بن احمد قَوْد را نقیض سَوْق دانسته، میگوید: قیادت آن است که انسان از جلو برود و مَرکب را پشت سر خود بکشد (جلوداری)، اما سوق آن است که انسان، مرکب را جلو بیندازد و آن را از پشت براند. طنابی که با آن حیوان یا چیز دیگر را پشتسر میکشند، قِیاد میگویند.(القَوْدُ نَقِیضُ السَّوْقِ، یَقُودُ الدَّابَّهَ مِنْ أَمَامِهَا (وَ یَسُوقُهَا مِنْ خَلْفِهَا). وَالقِیَادُ: الحَبْلُ الَّذِی تَقُودُ بِهِ دَابَّهً أَوْ شَیْئًا.)
[۱] فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۵، ص۱۹۶، قود.
پس هر دو واژه قوْد و سَوْق به معنای رهبری، راهنمایی و به مقصد رساندن میآید، لیکن یکی از جلو رفتن و دیگری از پشتسر راندن است، اما هدایت به معنای مطلق راه نشان دادن است، خواه هدایت کننده همراهی عملی نیز داشته باشد یا بخواهد مسیر را با نشانی و نقشه بفهماند و در همراهی عملی با هدایت شونده، خواه قیادت بکند یا سوق بدهد.
۲ – واژهشناسی الْأُمَم
أُمم جمع امّت از ریشه أمَّ به معنای قصد مخصوص است. بنابر این، امّت به معنای جمعی است که مشخصاً مورد قصد و توجّه قرار گیرند، خواه مجموعهای از
افراد باشند، یا قطعاتی از زمان، فکر، عقیده و امثال آن. (أَمْ هُوَ القَصْدُ المَخْصُوصُ، أَیْ القَصْدُ مَعَ التَّوَجُّهِ الخَاصِّ إِلَیْهِ… فَالأُمَّهُ تَدُلُّ عَلَى مَا یُقْصَدُ مَحْدُودًا وَ یَتَوَجَّهُ إِلَیْهِ مُشَخَّصًا، سَوَاءٌ کَانَ مُتَشَکِّلًا مِنَ الأَفْرَادِ، أَوْ مِنْ قِطَعَاتِ الزَّمَانِ، أَوْ مِنَ العَقِیدَهِ وَ الفِکْرِ، أَوْ یَکُونُ فَرْدًا مُشَخَّصًا یُتَوَجَّهُ إِلَیْهِ فِی مُقَابَلِ سَائِرِ النَّاسِ.)
[۲] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، واژه «أمم».
قرآن کریم گاهی امت را در یک نفر استعمال کرده است:
(إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّهً قَانِتًا لِلّهِ)
[۳] نحل/سوره۱۶، آیه ۱۲۰.
؛ «ابراهیم (به تنهایی) یک امّت فروتن در برابر خداوند بود.» زیرا او به تنهایی کار یک امت را میکرد و امتساز بود و هیچ امتی به اندازه آن حضرت برکات وجودی نداشت. از این جهت پدر موحدان عالم:
(مِّلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ)
[۴] حج/سوره۲۲، آیه ۷۸.
«(این) آیین پدرتان ابراهیم است. او شما را مسلمان نامید.» و سرسلسله جمعی از انبیا قرار گرفت که به انبیای ابراهیمی اشتهار یافتند.
امام صادق (علیهالسلام) درباره حضرت عبد المطلب (علیهالسلام) میفرماید:
«یُحْشَرُ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أُمَّهً وَاحِدَهً، عَلَیْهِ سِیمَاءُ الْأَنْبِیَاءِ وَ هَیْبَهُ الْمُلُوکِ.»
[۵] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۴۷، ح۲۲.
[۶] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۴۷، ح۲۳.
[۷] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۵، ص۱۵۷، ح۸۴.
[۸] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۵، ص۱۵۷، ح۸۵.
«عبد المطلب در روز قیامت به صورت یک امت محشور میشود که سیما و علامت انبیا و هیبت پادشاهان از چهره او نمایان است.»
مراجعه به تاریخ نشان میدهد جدّ گرامی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نیز نقش فوقالعادهای در تاریخ داشته است.
قرآن کریم عنوان امّت را گاهی نیز درباره غیر انسانها به کار برده، میفرماید:
(وَ مَا مِن دَآبَّهٍ فِی الأَرْضِ وَ لاَ طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکُم)
[۹] انعام/سوره۶، آیه۳۸.
«هیچ جنبندهای در زمین نیست و هیچ پرندهای که با دو بال خویش پرواز میکند وجود ندارد، مگر آن که امّتهایی همانند شما هستند.»
۳ – رهبران الهی جامعه
انبیا (علیهمالسلام) و سایر رهبران الهی، قائد مردم هستند، نه سائق آنها؛ زیرا خودشان از جلو میروند و به مردم میگویند: شما نیز پشتسر ما بیایید، نه این که خودشان بایستند و بگویند راه این است شما بروید و مواظب باشید منحرف نشوید، ما بعداً میآییم.
خدای سبحان به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمود:
(قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ)
[۱۰] انعام/سوره۶، آیه۱۵۱.
«بگو: بیایید تا تلاوت کنم بر شما چیزی را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است.» تعالَوْا جمع تعال است، تعال بدین معناست که انسان را به مکان مرتفع دعوت کنند، سپس بر هر دعوتی به هر مکانی مرتفع باشد یا هم سطح اطلاق شده است. (أَصْلُهُ أَنْ یُدْعَى الإِنْسَانُ إِلَى مَکَانٍ مُرْتَفِعٍ، ثُمَّ جُعِلَ لِلدُّعَاءِ إِلَى کُلِّ مَکَانٍ.)
[۱۱] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ص۵۸۴، واژه«علا».
هر چند راغب از برخی اهل لغت نقل کرده است که گفتهاند:
اصل تعال از علوّ است و فقط در جایی استعمال میشود که دعوت به مکان برتر و بالاتر باشد و به عبارت دیگر: وقتی به کار میرود که دعوت کننده در مکان یا مکانت برتر و بالاتری از دعوت شونده قرار داشته باشد. (وَ قالَ بَعْضُهُمْ: أَصْلُهُ مِنَ العُلُوِّ، وَ هُوَ ارْتِفاعُ المَنْزِلَهِ، فَکَأَنَّهُ دَعا إِلى ما فِیهِ رِفْعَهٌ.)
[۱۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ص۵۸۴، واژه«علا».
لیکن امروزه عربها آن را برای دعوت هم سطح نیز به کار میبرند. در هر صورت استعمال واژه دعوت در جایی صحیح است که دعوت کننده حرکتی مادی یا معنوی کرده باشد و دیگران را به سوی خودش فرا بخواند اما کسی که حرکت نکرده و فقط فرمان میدهد که به سمت جلو یا بالا بروید، نمیگویند دعوت کرده است.
با این تحلیل، در تبیین معنای آیه سوره انعام میتوان گفت: بعد از آن که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) مسیر تکاملی را طی کرد و از مردم جلو افتاد، خدای سبحان به او فرمود: به مردم بگو به سوی من بیایید تا آنچه را که رهزن تکامل شماست و پروردگار شما آنها را تحریم کرده برای شما تلاوت کنم….
پیام ضمنی آیه این است که پیغمبر الهی قبل از آن که مردم را به احکام خاص دعوت کند خودش به آنها عمل میکند و از دیگران جلو میافتد، نه این که بگوید: شما این گونه عمل کنید و بروید من بعداً عمل میکنم و به شما ملحق میشوم.
۴ – گستره رهبری امامان (علیهمالسلام)
در این بخش از زیارت، ائمّه اطهار (علیهمالسلام) به عنوان قائد و رهبر اُمم معرفی شدهاند. قیادت، عام است و شامل هرگونه رهبری مادی و معنوی میشود، چنان که امم نیز عام است و امتهای گوناگون را در بر میگیرد. بنابر این، هر امتی در هر زمان و مکانی از فیضی مادی یا معنوی بهرهمند شد از برکت وجودی ائمّه اطهار (علیهمالسلام) است. سرّش آن است که آن پیشوایان نور، مجاری هرگونه فیض تکوینی و تشریعی خدا هستند و به واسطه آنها ارتباط بین عالم امکان و واجب تعالی برقرار میشود و چون فیض خدا عام است و اختصاص به امت خاصّی ندارد، ممکن نیست فیضی مادی یا معنوی از جانب حق تعالی تنزّل پیدا کند و ممکن الوجودی از فیض واجب الوجود بهرهای بگیرد و ائمّه اطهار (علیهمالسلام) واسطه آن نشده باشند.
در این جهت فرقی نیست که آن فیض به عالم فرشتگان برسد یا به عالم انسانها، حیوانات، نباتات یا جمادات. باران که یکی از فیوضات مادی است و همه موجودات از آن بهره میگیرند و چه بسا بسیاری از فیوضات معنوی را نیز همراه داشته باشد، به تصریح همین زیارت جامعه، از برکت وساطت آنهاست: «بِکُمْ… یُنَزِّلُ الغَیْثَ.»
مهمترین فیض الهی که نظر اصلی این جمله زیارت به آن است و جزو فیوضات معنوی شمرده میشود، فیض هدایت یا پیدا کردن مسیر حرکت الهی است. سهم ائمّه اطهار (علیهمالسلام) در هدایت جوامع بشری به صراط مستقیم در مرحله وساطت در نزول وحی، تلاش برای ابلاغ و تبیین متن وحی، پیکار برای اجرای آن و سایر مراحل، برای هیچ کس قابل انکار نیست.
همانگونه که اشاره شد این فیض رسانی عام است بدین ترتیب نه تنها شیعیانشان را هدایت میکنند، بلکه چون به تصریح همین زیارت، ائمّه (علیهمالسلام) مدافعان حمایتگر امتها هستند و ناپسندیها و نارواها را از آنها دور میکنند:«الذَّادَهُ الحُمَاهُ»، امتهای دیگر را نیز متناسب با حال و استعداد آنان رهبری میکنند. از این رو هر کسی از هر امتی و در هر زمان و مکانی که به هدایت رسید از برکت هدایت و راهنماییهای آنهاست چنان که هر کسی که گمراه شد دلیلش سرپیچی و نافرمانی از رهنمودهای آن رهبران الهی است:
«… فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بَابُ اللهِ الَّذِی لَا یُؤْتَى إِلَّا مِنْهُ، وَسَبِیلُهُ الَّذِی مَنْ سَلَکَهُ وَصَلَ إِلَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَکَذَلِکَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ مِنْ بَعْدِهِ، وَجَرَى لِلْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ وَاحِدًا بَعْدَ وَاحِدٍ، جَعَلَهُمُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ أَرْکَانَ الْأَرْضِ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا، وَ عَمَدَ الْإِسْلَامِ، وَ رَابِطَهً عَلَى سَبِیلِ هُدَاهُ، لَا یَهْتَدِی هَادٍ إِلَّا بِهُدَاهُمْ، وَلَا یَضِلُّ خَارِجٌ مِنَ الْهُدَى إِلَّا بِتَقْصِیرٍ عَنْ حَقِّهِمْ، أُمَنَاءُ اللهِ عَلَى مَا أُهْبِطَ مِنْ عِلْمٍ أَوْ عُذْرٍ أَوْ نَذْرٍ، وَالْحُجَّهُ الْبَالِغَهُ عَلَى مَنْ فِی الْأَرْضِ…»
[۱۳] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۹۸، باب أنّ الأئمّه هم أرکان الأرض، ح۳.
«… رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) دروازه الهی است که از غیر آن نمیتوان وارد شد و راه روشنی است که هرکس آن را طی کند به خدا میرسد. علی (علیهالسلام) نیز این چنین است و برای یکایک امامان نیز همینگونه است. خدا آنان را ارکان زمین قرارداد تا اهلش را مضطرب نگرداند و عمودهای اسلام و نگهبانان راههای هدایت گردانید به گونهای که کسی هدایت نمیشود جز به هدایت آنها و کسی گمراه نمیگردد مگر به کوتاهی کردن از حق آنان. امنای خدایند بر آنچه که نازل میشود و حجّت بالغه بر کسانی هستند که برروی زمین زندگی میکنند….»
از جمله «لَا یَهْتَدِی هَادٍ إِلَّا بِهُدَاهُمْ،…» استفاده میشود که هدایت امتهای پیشین نیز در گرو اطاعت از ائمّه اطهار (علیهمالسلام) است، لیکن به واسطه اطاعتی که از پیامبران خودشان داشتند.
توضیح این که: انبیای گذشته در بهره گرفتن از فیض وحی الهی واسطهای داشتند که آن واسطه، نور وجود ائمّه (علیهمالسلام) بود و اگر نور وجود آنها وساطت نمیکرد انبیای سابق از وحی محروم میشدند. غوّاص در بحار انوار ائمّه اطهار (علیهمالسلام)، علامه مجلسی (رحمهالله) در شرح نخستین حدیث اصول کافی میگوید:
براساس اخبار و روایات، تمام علوم و حقایق به وساطت ائمّه اطهار (علیهمالسلام) بر سایر مخلوقات، حتی فرشتگان و پیامبران افاضه میشود.
سپس نتیجهگیری میکند و میگوید:
با اخبار مستفیضه ثابت شده است که ائمّه اطهار (علیهمالسلام) وسیلههای ارتباط بین خلق و حق تعالی در افاضه هرگونه رحمت، علوم و کمالات به جمیع خلق هستند و هر چه توسل و اذعان به فضل آنان بیشتر باشد، جوشش فیض خدای تعالی بیشتر خواهد بود؛ (وَ قَدْ ثَبَتَ فِی الأَخْبَارِ أَنَّ جَمِیعَ العُلُومِ وَ الحَقَائِقِ فِی المَعَارِفِ بِتَوَسُّطِهِمْ یَفِیضُ عَلَى سَائِرِ الخَلْقِ، حَتَّى المَلَائِکَهِ وَ الأَنْبِیَاءِ، وَ الحَاصِلُ أَنَّهُ قَدْ ثَبَتَ بِأَخْبَارٍ مُسْتَفِیضَهٍ أَنَّهُمْ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ الوَسَائِلُ بَیْنَ الخَلْقِ وَ بَیْنَ الحَقِّ فِی إِفَاضَهِ جَمِیعِ الرَّحَمَاتِ وَ العُلُومِ وَ الکَمَالَاتِ عَلَى جَمِیعِ الخَلْقِ، فَکُلَّمَا یَکُونُ التَّوَسُّلُ بِهِمْ وَ الإِذْعَانُ بِفَضْلِهِمْ أَکْثَرَ، کَانَ فَیْضَانُ الکَمَالَاتِ مِنَ اللهِ تَعَالَى أَکْثَرَ…)
[۱۴] مجلسی، محمدباقر، مرآه العقول، ج۱، ص۳۰.
بدین ترتیب اگرچه امتهای گذشته به صورت ظاهر پیامبران خودشان را اطاعت یا عصیان میکردند و بر سبیل هدایت یا ضلالت قرار میگرفتند، لیکن در واقع این اطاعت و عصیان یا هدایت و ضلالت به نور پاک چهارده معصوم (علیهمالسلام) باز میگشت.
افزون بر این، شعاع رهبری و زعامت آن ذوات نورانی از عالم بشریت فراتر میرود و مجموعه نظام کیهانی با همه موجودات و مخلوقاتش را در برمیگیرد.
۵ – نمونههایی از رهبری امامان (علیهمالسلام)
یکی از شیعیان امام باقر (علیهالسلام) هنگام ورود به خانه آن حضرت، مرتکب خلافی شد. امام باقر (علیهالسلام) از داخل منزل فریاد برآورده، فرمودند: أُدخُل لا أُمّ لک. وقتی وارد شد به او فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: میخواستم شما را بیازمایم که آیا از پشت در و دیوار هم متوجه میشوید یا نه؟ امام باقر (علیهالسلام) فرمود: راست گفتی، قصد تو امتحان بود، ولی بدان که اگر این در و دیوار بتواند حجاب و مانع چشمان ما باشد پس بین ما و شما فرقی نخواهد بود. آنگاه فرمود: مبادا دیگر تکرار شود؛ «رُوِیَ عَنْ أَبِی الصُّبَاحِ الْکِنَانِیِّ قَالَ: صِرْتُ یَوْمًا إِلَى بَابِ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، فَقَرَعْتُ الْبَابَ، فَخَرَجَتْ إِلَیَّ وَصِیفَهٌ نَاهِدٌ، فَضَرَبْتُ بِیَدِی عَلَى رَأْسِ ثَدْیِهَا، فَقُلْتُ لَهَا: قُولِی لِمَوْلَاکِ إِنِّی بِالْبَابِ. فَصَاحَ مِنْ آخِرِ الدَّارِ: أُدْخُلْ، لَا أُمَّ لَکَ! فَدَخَلْتُ، وَقُلْتُ: مَا أَرَدْتُ رِیبَهً، وَلَا قَصَدْتُ إِلَّا زِیَادَهً فِی یَقِینِی. فَقَالَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ): صَدَقْتَ، لَئِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ هَذِهِ الْجُدْرَانَ تَحْجُبُ أَبْصَارَنَا کَمَا تَحْجُبُ أَبْصَارَکُمْ، إِذًا لَا فَرْقَ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ، فَإِیَّاکَ أَنْ تُعَاوِدَ لِمِثْلِهَا.»
[۱۵] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۴۸، ح۴۰.
ابوبصیر
[۱۶] در میان اصحاب امام باقر (علیهالسلام) چند نفر مشهور به ابو بصیر بودند.
میگوید:
در کوفه به زنی قراءت قرآن میآموختم، روزی با او مزاحی کردم. چون در مدینه بر امام باقر (علیهالسلام) وارد شدم، عتابم کرد و فرمود: کسی که در خلوت مرتکب خلاف میشود خدا نسبت به او اعتنایی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ (چرا با او مزاح کردی؟) من از شرمندگی صورتم را گرفتم و توبه کردم. امام باقر (علیهالسلام) به من فرمود: تکرار مکن؛ «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: کُنْتُ أُقْرِئُ مْرَأَهً لْقُرْآنَ بِلْکُوفَهِ، فَمَازَحْتُهَا بِشَیْءٍ، فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیْهِ لسَّلَامُ) عَاتَبَنِی، وَقَالَ: مَنْ رْتَکَبَ لذَّنْبَ فِی لْخَلَاءِ لَمْ یُعْبَأِ للَّهُ بِهِ، أَیُّ شَیْءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَهِ؟ فَغَطَّیْتُ وَجْهِی حَیَاءً وَتُبْتُ، فَقَالَ (عَلَیْهِ لسَّلَامُ): لَا تَعُدْ.»
[۱۷] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۴۷، ح۳۵.
امام کاظم (علیهالسلام) در اوج قدرت هارون الرشید، صفوان جمال را از کرایه دادن شتر به خلیفه وقت نهی کردند:
«صَفْوَانُ الجَمَّالُ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الحَسَنِ الأَوَّلِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
