پاورپوینت کامل وَ عَناصِرَ الْأبْرارِ وَ دَعائِمَ الأخْیارِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وَ عَناصِرَ الْأبْرارِ وَ دَعائِمَ الأخْیارِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) دارای ۸۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وَ عَناصِرَ الْأبْرارِ وَ دَعائِمَ الأخْیارِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وَ عَناصِرَ الْأبْرارِ وَ دَعائِمَ الأخْیارِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) :
منبع: پاورپوینت کامل وَ عَناصِرَ الْأبْرارِ وَ دَعائِمَ الأخْیارِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
مقالات مرتبط: وَ عَناصِرَ الْأبْرارِ وَ دَعائِمَ الأخْیارِ (زیارت جامعه).
وَ عَناصِرَ الْأبْرارِ وَ دَعائِمَ الأخْیارِ
ترجمه: و اساس و ریشه نیکوکاران و ستونهای (خیمهی) خوبان.
عَناصِرَ الْأبْرارِ وَ دَعائِمَ الأخْیارِ از ویژگیها و اوصاف ائمه (علیهمالسلام) است که در زیارت جامعه کبیره بیان شده است و بدین معنا است که ائمه اطهار (علیهمالسلام) ستونهای خیمه خوبان و تکیه گاهِ آنان هستند که مانع انحراف و سقوطشان میشود به گونهای که افراد جامعه از برکت وجود آنها در زمره خوبان و صالحان قرار میگیرند و اگر آنها نباشند این خیمه، بیستون مانده، فرو میافتد.
فهرست مندرجات
۱ – واژهشناسی عَناصِر
۲ – واژهشناسی أبْرار
۳ – واژهشناسی دَعائِم
۴ – واژهشناسی أخْیار
۵ – ائمّه (علیهمالسلام) ریشه نیکان
۶ – ستون اخیار
۷ – اشارات
۷.۱ – برخی از مصادیق بِرّ
۷.۲ – برخی از مصادیق خیر
۸ – پانویس
۹ – منبع
۱ – واژهشناسی عَناصِر
عَناصِر جمع عنصر از ریشه عصر و عصر به معنای عصارهگیری و خارج کردن شیره چیزی است…. عُنصُر بر وزن فُنعُل که گاهی جهت سهولت بر وزن فُنعَل میآید به ریشه و نسب هر چیزی میگویند. (عَصَرْتُ العِنَبَ و نَحْوَهُ (عَصْرًا): اسْتَخْرَجْتُ ماءَهُ و اعْتَصَرْتُهُ… و (العُنْصُرُ): الأَصْلُ و النَّسَبُ، و وَزْنُهُ فُعْنُلٌ، بِضَمِّ الفاءِ و العَیْنِ، و قَدْ تُفْتَحُ العَیْنُ لِلتَّخْفِیفِ، و (الجَمْعُ: العَناصِرُ).)
[۱] قیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص۲۱۴.
۲ – واژهشناسی أبْرار
أبْرار جمع بَرّ از ریشه بِرّ است. بِرّ به معنای نیکوکاری در مقابل غیر میآید و در موارد مختلف، جلوه مناسب آن مورد را دارد…. (حُسْنُ العَمَلِ فی مُقابِلِ الغَیْرِ، وَ هذا المَعْنَى یَخْتَلِفُ بِاخْتِلافِ الأَشْخاصِ وَ المَوْضوعاتِ وَ المَوارِدِ…)
[۲] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، واژه «برّ».
قرآن کریم، ابرار را در مقابل فجّار به کار برده است:
(إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ)
[۳] انفطار/سوره۸۲، آیات ۱۳و۱۴.
«به یقین نیکان در بهشت پر نعمت و فجّار در دوزخ هستند.»
فاجر به کسی میگویند که با گسیختن پرده تقوا و عدالت، حالت فسق و عدوان را ظاهر میکند. (وَ الفُجُورُ هُوَ انْشِقاقٌ فی حالَهِ التَّقْوَى وَ العَداَلَهِ، وَ ظُهُورُ الفِسْقِ وَ العُدْوانِ.)
[۴] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، واژه «فجر».
در مقابل، بَرّ به کسی گفته میشود که با انجام اعمال صالح و به جا آوردن وظایف خود، حالت تقوا و عدالت را حفظ میکند. (فَالأَبْرارُ فی مُقابِلِ الفُجّارِ، وَ الفاجِرُ مَن فَسَقَ وَ تَمالَأَ عَنِ الصَّلاحِ وَ الخَیْرِ. فَالأَبْرارُ هُمُ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ عَمَلًا صالِحًا، وَ یَأْتُونَ بِوَظائِفِهِمْ فی مُقابِلِ اللهِ المُتَعالِ وَ والِدَیْهِ وَ سائِرِ النّاسِ.)
[۵] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، واژه «برّ».
اگر چه بِرّ با بَرّ، که به معنای خشکی است تفاوت دارد ولی از نظر ریشه لغوی بیارتباط با یکدیگر نیستند؛ زیرا بَرّ به معنای بیابان وسیع و بِرّ به معنای وسعت در فضیلتهای اخلاقی است. (البَرُّ خِلافُ البَحْرِ، وَتَصَوَّرَ مِنْهُ التَّوَسُّعُ، فَاشْتُقَّ مِنْهُ البِرُّ، أَیْ: التَّوَسُّعُ فی فِعْلِ الخَیْرِ.)
[۶] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۱۱۴.
۳ – واژهشناسی دَعائِم
دَعائِم جمع دِعامه به معنای ستون خانه و تکیه گاهی است که مانع سقوط آن شود. از این رو به رئیس قوم دِعامه القوم میگویند؛ چون تکیه گاه آنها و مانع انحراف و سقوطشان میشود. (أَلْدِعَامَهُ بِالْکَسْرِ: ما یَسْتَنِدُ بِهِ الحائِطُ إِذا مالَ، یَمْنَعُهُ السُّقُوطَ، وَ مِنْهُ قِیلَ لِلسَّیِّدِ فی قَوْمِهِ: هُوَ دِعَامَهُ القَوْمِ، کَما یُقالُ: هُوَ عِمادُهُمْ.)
[۷] قیومی، محمد بن احمد، المصباح المنیر، ص۱۰۳.
در بیانات امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آمده است:
(خداوند متعال) آسمانها را بدون اینکه ستونی داشته باشد حفظ کرده، از سقوط نجات داد؛ «فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَموَاتٍ… بِغَیْر عَمَد یَدْعَمُهَا»
[۸] شریف رضی، نهج البلاغه ت الحسون، خطبه اوّل.
همچنین در بیانات آن حضرت آمده است:
خداوند برای خیر اهلی و برای حق پایهها و ستونهایی قرارداده که آن را حفظ میکنند؛ «أَلاَ و إِنَّ اللهَ جَعَلَ لِلْخَیْرِ أَهْلاً، وَ لِلْحَقِّ دَعَائِمَ»
[۹] شریف رضی، نهج البلاغه ت الحسون، خطبه ۲۱۴.
۴ – واژهشناسی أخْیار
أخْیار جمع خیر است و خیر همان انسانهای نیکوکار و اهل خیر هستند.
خیر، که مقابل شرّ است، به چیزی اطلاق میشود که بر اثر رجحان و فضیلتی که در بین افراد متعدد دارد، انتخاب و اختیار میشود و طبعاً دارای مراتب نیز خواهد بود. (الخَیْرُ، هُوَ ما یُقابِلُ الشَّرَّ، ما یُخْتارُ وَ یُنْتَخَبُ مِن بَیْنِ الأَفْرادِ، وَ یَکُونُ فاضِلًا وَ راجِحًا، وَ لَهُ مَراتِبُ، کَما أَنَّ الشَّرَّ ما یَکُونُ مَرْجُوحًا وَ مَفْضُولًا، وَ لَهُ أَیْضًا مَراتِبُ.)
[۱۰] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، واژه «خیر».
این که در ادعیه آمده است: «اللَّهُمَّ… وَ أَعْطِنِی مِنَ الخَیْرِ أَفْضَلَ مِمَّا أَرْجُو.»
[۱۱] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۳۴۳.
«خدایا! عطا کن به من از خیر، بهترین چیزی که امید آن را دارم.» ناظر به همین مراتب است.
بدین ترتیب واژهی خیر معنای عامّی دارد و مصادیق فراوانی برای آن میتوان ذکر کرد
[۱۲] از این رو دستور دادهاند در دعا پیشنهاد خاصی ندهید بلکه از خدا خیر طلب کنید.
، مانند: ایمان و اعمال صالح، امامت و هدایت، شفاعت در دنیا و آخرت، علم، حلم، زهد، تقوا، شجاعت، عبادت و عبودیت، سخاوت، قناعت، عفت و حیا، عفو و اغماض،… و هر امری که دارای رجحان و برتری باشد، خواه به عقیده و اخلاق برگردد یا مربوط به احکام و افعال باشد. در بحث اشارات به برخی از مصادیق خیر پرداخته میشود.
بنابراین، دعائم الاخیار، یعنی ستونهای خیمه خوبان و تکیه گاهِ آنان که مانع انحراف و سقوطشان میشود به گونهای که افراد جامعه از برکت وجود آنها در زمره خوبان و صالحان قرار میگیرند و اگر آنها نباشند این خیمه، بیستون مانده، فرو میافتد.
سید نورالدین جزایری در فرق میان بِرّ و خیر میگوید:
بِرّ، همان خیری است که به دیگران میرسد در حالی که فاعل آن، توجه به این خیررسانی و قصد آن را داشته باشد، اما خیر، آن است که منفعتی به دیگری برسد هر چند که از روی سهو و بیتوجهی باشد. (البِرُّ هُوَ الخَیْرُ الْوَاصِلُ إِلَى الغَیْرِ مَعَ القَصْدِ إِلَى ذلِکَ، وَ الخَیْرُ یَکُونُ خَیْرًا وَ إِنْ وَقَعَ عَنْ سَهْوٍ.)
[۱۳] جزایری، نورالدین، فروق اللغات، ص۷۱، شماره ۶۷، الفرق بین البرّ و الخیر.
ابو هلال عسکری نیز همین معنا را متذکر شده است.
[۱۴] عسکری، ابوهلال، الفروق اللغویه، ص۱۷۰، الفرق بین البرّ و الخیر.
پس همه ابرار از اَخیار هستند اما همه اَخیار جزو ابرار نیستند، و به اصطلاح، نسبت بین این دو، عموم و خصوص مطلق است. در ابرار، حُسن فعلی و حُسن فاعلی با هم جمع است در حالی که در اخیار حسن فعلی حتماً وجود دارد امّا حُسن فاعلی ممکن است وجود داشته باشد و ممکن است وجود نداشته باشد.
بنابر این، ابرار مقامی بالاتر از اخیار دارند؛ لذا در این زیارت آمده است: ائمّه اطهار (علیهمالسلام) برای اَخیار و کسانی که کارهای خوب انجام میدهند ولی احتمال انحراف و کژی در آنها وجود دارد، دِعامه هستند تا آنها را از انحرافات بازدارند اما برای ابرار و نیکان، که احتمال کجروی درباره آنها منتفی یا بسیار بعید است، ریشه، اصل و نَسَب به حساب میآیند.
۵ – ائمّه (علیهمالسلام) ریشه نیکان
عنصر ابرار بودن ائمّه اطهار (علیهمالسلام) اینگونه قابل تصویر است: ابرار دارای دو بُعد جسمی و روحی هستند. تفاوت آنان با دیگران در بُعد روحی است و در بُعد جسمی فرقی میان آنها و دیگران نیست؛ چون انسانها با یکدیگر فرقی ندارند، جز در برخی خواص ظاهری، مانند رنگ، قد، وزن و… که تأثیری در تقسیم صالحان و طالحان ندارد. روح اینگونه افراد با یک سری صفات نیک و پسندیده عجین شده و در حقیقت، تکوّن روح و شخصیت روحی آنها به این صفات و خصال نیک است و کاربُرد واژه ابرار برای چنین افرادی ناشی از همین اتصاف روحی و معنوی است.
ائمّه اطهار (علیهمالسلام) ریشه هر خیر و نیکی و اساس هر خصلت نیک و پسندیده هستند: «إِنْ ذُکِرَ الخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ.»
[۱۵] قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت جامعه.
امام باقر (علیهالسلام) در مقام معرفی منشأ علم به ابومریم انصاری فرمود: «به سلمه بن کهَیل و حَکم بن عُتَیبه که دو تن از بزرگان و فقهای اهل سنت هستند
[۱۶] تحفه الأحباب، ص۱۱۳ و۱۹۹، ش۱۵۸ و۲۶۵.
بگو: شرق و غرب دنیا را بگردید، در همه عالم، علم صحیحی نمییابید جز آنچه از خاندان ما خارج میشود»؛ «شَرِّقَا وَ غَرِّبَا لَنْ تَجِدَا عِلْمًا صَحِیحًا إِلَّا شَیْئًا یَخْرُجُ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلِ الْبَیْتِ.»
[۱۷] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲، ص۹۲.
در پیغام حضرت باقر العلوم (علیهالسلام) به آن دو عالم طغیانگر، علم به عنوان نمونه ذکر شده است وگرنه هر خصلت صحیح و صفت نیکی ریشه در بیت رفیع آنها دارد و عالَم بشری، مدیون خصال نیک و صفات کمال آن پیشوایان نور است و اساساً نورانیت و حقیقت امامت چیزی جز صفات نیک و خصال پسندیده انسانی نیست.
بنابر این، اگر کسی به خصلت پسندیدهای متّصف بود و به واسطه این اتصاف در زمره ابرار قرار گرفت، از کوثر جوشان امامت سیراب شده است؛ چون ائمّه اطهار (علیهمالسلام) ریشه، اصل و نَسَب ابرار هستند.
۶ – ستون اخیار
دعائم الاخیار بودن ا ئمّه (علیهمالسلام) را اینگونه میتوان تعلیل کرد:
هدف خلقت، عبودیت است:
(وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ)
[۱۸] ذاریات/سوره۵۱، آیه ۵۶.
«جنّ و انس را خلق نکردم جز برای این که مرا عبادت کنند.» اگر انسان بتواند به این هدف برسد مسیر تکاملی خود را یافته و در زمره خوبان و صالحان قرار خواهد گرفت و گرنه گرفتار غوایت و ضلالت شده، طعمه درندگان مسیر سیر و سلوک خواهد شد.
خطری که پویندگان این مسیر را تهدید میکند یا مربوط به بینش است یا مربوط به منش، یا به شبهه علمی بر میگردد یا به شهوت عملی. یعنی ممکن است حل نشدن بعضی مباحث و مسایل معرفتی در باب توحید، معاد، نبوت، قرآن، احکام، حِکم، اخلاق و… سبب شود که انسان در مسیر عبودیت قرار نگیرد یا این که معارف دینی برای او مبین و واضح باشد، لیکن شهوت عملی، خواستهها و تمایلات نفسانی رهزن او شود و او را از عبودیت و اطاعت بازدارد و گاهی هر دو رذیلت، مانع تحصیل فضیلت میشود. ائمّه اطهار (علیهمالسلام) در هر دو محور، میزان و ملاک سنجش حق و باطل هستند:
محور اوّل: به نظر شیعه یکی از شرایط اصلی و اساسی امام، افضلیت مطلق و همه جانبه است، یعنی در تمام جهات باید از دیگران برتر باشد و وجود افضل از امام را هرگز روا نمیداند. در حالی که اهل سنت، اشکالی در این جهت نمیبینند. یکی از شاخصههای افضلیت، اعلمیت است. حتّی علومی که از انبیای گذشته به ارث رسیده، از برکات وجودی ائمّه (علیهمالسلام) است؛ زیرا انبیای گذشته در آن نشئه ملکوتی، شاگرد ائمّه (علیهمالسلام) هستند، زیرا گذشت که قبل از خلقت همه پدیدهها، نور نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و سپس ائمّه طاهرین (علیهمالسلام) خلق شد و همه چیز در آن نشئه به آنان ایمان آوردند. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: «أَلَا إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ وَ صِدِّیقُهُ الْأَوَّلُ صَدَّقْتُهُ وَ آدَمُ بَیْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ.»
[۱۹] مفید، محمد بن محمد، الامالی، ص۶، مجلس اول، ح۳.
«آگاه باشید که من بنده خدا، برادر رسول او و اولین تصدیق کننده آن حضرت هستم، در حالی او را تصدیق کردم که آدم بین روح و جسد قرار داشت.
از این رو امام باقر (علیهالسلام) به آن دو عالم طغیانگر پیام داد: «مطلب صحیح در هر جای عالم که پیدا شود ریشه در خانه ما دارد.»
[۲۰] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲، ص۹۲.
ائمّه (علیهمالسلام) نیز علمشان را از رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله) به ارث بردهاند. امام صادق (علیهالسلام) فرمود:
«اگر ما نیز مانند دیگران با رأی و اجتهادمان فتوا میدادیم، هلاک میشدیم. آنچه ما میگوییم اجتهاد نیست، بلکه آثاری از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) است که ریشه و پایه علم است و ما نسل به نسل آن را ارث میبریم و همان گونه که مردم طلا و نقره خود را برای نسلهای پس از خود ذخیره و حفظ میکنند، ما نیز این علوم و معارف را برای نسلهای بعد ذخیره و حفظ میکنیم.» «إِنَّا لَوْ کُنَّا نَفْتِی النَّاسَ بِرَأْیِنَا وَ هَوَانَا لَکُنَّا مِنَ الْهَالِکِینَ، وَ لَکِنَّهَا آثَارٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، أَصْلُ عِلْمٍ نَتَوَارَثُهَا کَابِرًا عَنْ کَابِرٍ، نَکْنِزُهَا کَمَا یَکْنِزُ النَّاسُ ذَهَبَهُمْ وَ فِضَّتَهُمْ.»
[۲۱] صفار قمی، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۹.
نیز میفرماید: «حدیث من حدیث پدرم و حدیث پدرم حدیث جدّم و حدیث جدّم حدیث امام حسین است و او از برادرش امام حسن و امام حسن از پدرش امیر المؤمنین گرفته است و (در نهایت) حدیث امیرالمؤمنین حدیث رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) است و احادیث رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) چیزی جز کلام خدای سبحان نیست» «حَدِیثِی حَدِیثُ أَبِی، وَ حَدِیثُ أَبِی حَدِیثُ جَدِّی، وَ حَدِیثُ جَدِّی حَدِیثُ الْحُسَیْنِ، وَ حَدِیثُ الْحُسَیْ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
