پاورپوینت کامل وَ ساسَهَ الْعِبادِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)


در حال بارگذاری
12 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
1 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل وَ ساسَهَ الْعِبادِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) دارای ۱۰۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وَ ساسَهَ الْعِبادِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل وَ ساسَهَ الْعِبادِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) :

منبع: اوَ ساسَهَ الْعِبادِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)

مقالات مرتبط: وَ ساسَهَ الْعِبَادِ (زیارت جامعه).

وَ ساسَهَ الْعِبادِ؛

ترجمه: و سیاستمداران بندگان.

ساسَهَ الْعِبادِ از ویژگی‌ها و اوصاف ائمه (علیهم‌السلام) است که در زیارت جامعه کبیره بیان شده است و بدین معنا است که ائمه اطهار (علیهم‌السلام) سیاستمدارن بندگان خدا هستند، سیاستمدارانی که سیاستشان بر محور توحید است.

فهرست مندرجات

۱ – واژه‌شناسی ساسَه
۲ – واژه‌شناسی عِباد
۳ – نیاز جامعه به حکومت
۴ – شرط اصلی سیاستمدار
۵ – سیاستمداران بندگان
۶ – اشارات
۶.۱ – هدف صالحان و طالحان از حکومت
۶.۲ – اصول سیاست اسلام
۶.۳ – تجلی توحید در سیاست
۶.۴ – آتش‌بس یک‌طرفه
۷ – پانویس
۸ – منبع

۱ – واژه‌شناسی ساسَه

ساسَه جمع سائس، اسم فاعل ساسَ یسُوسُ از مصدر سیاست است (مثل قاله و قائل). سیاست در لغت به معنای تدبیر چیزی و به مصلحت آن اقدام کردن می‌آید. «(سَاسَ) زَیْدٌ الأَمْرَ (یَسُوسُهُ) (سِیَاسَهً): دَبَّرَهُ وَقَامَ بِأَمْرِهِ.»

[۱] قیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص۱۵۴، سوس.

این معنای عامْ شامل تدبیر امور شخصی، تدبیر منزل و تدبیر امور اجتماعی می‌شود، ولی در اینجا به قرینه اضافه ساسه به العباد ظاهراً همان تدبیر اجتماع و اداره آن مراد است.

[۲] حکما، حکمت را به دو دسته نظری و عملی تقسیم کرده، برای هر کدام از این دو نیز اقسامی قائل شده‌اند. اقسام حکمت نظری عبارت است از الهیات، ریاضیات، طبیعیات و منطقیات. چنان‌که تهذیب اخلاق، تدبیر منزل، سیاست مُدُن و جامعه در اقسام حکمت عملی داخل است (رک: رحیق مختوم، شرح حکمت متعالیه، ج۱، ص۱۲۳ و ۱۴۱).

۲ – واژه‌شناسی عِباد

عِباد جمع عبد از ریشه عَبَدَ است. عبد بودن نهایت تذللی است که انسان در مقابل مولا از خود نشان می‌دهد، در صورتی که این اظهار تذلّل همراه با اطاعت باشد.
این تذلل گاهی تکوینی است، مانند:

(إِن کُلُّ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِی الرَّحْمَنِ عَبْدًا)

[۳] مریم/سوره۱۹، آیه ۹۳.

«کسی در آسمان‌ها و زمین نیست جز آن که بنده وار به سوی خدا می‌آید.»،
گاهی با اختیار تشریعی همراه است، مثل:

(قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ وَ لا أُشْرِکَ بِهِ)

[۴] رعد/سوره۱۳، آیه ۳۶.

«بگو: من مأمور هستم که خدا را عبادت کنم و به او شرک نورزم.»
و گاهی با جعل و قرار داد بین انسان‌هاست، مانند:

(الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ)

[۵] بقره/سوره۲، آیه ۱۷۸.

«آزاد در برابر آزاد و برده در مقابل برده (باید قصاص شود).» در این‌گونه موارد نه تشریع است، نه تکوین، بلکه قرارداد اجتماعی محض است. عبادت، عمل و حرکتی است که این تذلل را می‌نمایاند.

در مقابل عبادت، استکبار و گردن‌کشی قرار دارد:

(خَرُّوا سُجَّدًا وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ)

[۶] سجده/سوره۳۲، آیه ۱۵.

«سجده‌کنان به رو می‌افتند و پروردگارشان را با حمد و تسبیح یاد می‌کنند و گردن فرازی نمی‌کنند.»،

(لَا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ)

[۷] انبیاء/سوره۲۱، آیه ۱۹.

«از عبادت خدا گردن کشی نمی‌کنند.» و از اِباکنندگان عبادت، تعبیر به مستکبر کرده است:

(إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی)

[۸] غافر/سوره۴۰، آیه ۶۰.

«کسانی که از عبادت استکبار می‌ورزند…»

[۹] ر.ک: مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۸، ص۱۴. عبد.

. بدین ترتیب عبد، کسی است که اعمال و حرکات همراه با اطاعت از مولی، از او سر می‌زند.

۳ – نیاز جامعه به حکومت

هدف نهایی از وحی و تشریع الهی، هدایت انسان‌ها و نورانی کردن آنهاست:

(یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَ یُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ)

[۱۰] مائده/سوره۵، آیه ۱۶.

؛ «(کتاب مبینی از جانب خداوند عالَم نازل شد) تا به وسیله آن هر کسی را که در پی تحصیل رضای او باشد به راه‌های سلامت هدایت کند و به فرمان خود، آنها را از تاریکی‌ها به سوی نور ببرد و به راه راست هدایتشان کند.»
سایر مسایلی که گاهی به عنوان اهداف رسالت مطرح می‌شود، نظیر رفع اختلاف

[۱۱] بقره/سوره۲، آیه ۲۱۳.

، اقامه قسط

[۱۲] حدید/سوره۵۷، آیه ۲۵.

و امثال آن، اهداف متوسط رسالت است که در مسیر آن هدف اصلی و نهایی قرار می‌گیرد.

بنابراین، کار اصلی همه انبیا و ائمه طاهرین (علیهم‌السلام) که تعقیب‌کننده اهداف رسالت هستند، نورانی کردن بندگان خداست و کتاب آسمانی ابزار و وسیله‌ای است که در راستای همین هدف والا مورد استفاده قرار می‌گیرد:

(کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ)

[۱۳] ابراهیم/سوره۱۴، آیه ۱.

؛ «کتابی بر تو نازل کردیم تا به وسیله آن مردم را از تاریکی‌ها به نور هدایت کنی.»

خداوند درباره موسای کلیم (علیه‌السلام) نیز فرمود:

(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ)

[۱۴] ابراهیم/سوره۱۴، آیه ۵.

؛ «موسی را با آیات خود فرستادیم (و به او دستور دادیم) تا امّت خود را از تاریکی‌ها به نور و روشنایی هدایت کن و ایام الله را به آنان یاد آور باش.»
تذکر به ایام الله که در این آیه به آن اشاره شده، از آن جهت جزو وظایف کلیم الهی قرار گرفته که زمینه رسیدن به این هدف مقدس را فراهم کرده، برای نیل به مقصد کمک می‌کند. پس هر چیزی که می‌تواند در پیش‌برد این هدف نقش داشته باشد، در اختیار انبیا (علیهم‌السلام) قرار می‌گیرد. مانند معجزه، عصمت، طیب مولد، حُسن صوت و صورت، سخاوت، تنظّف، صبر و سایر کمالات و هم‌چنین نداشتن نقص عضو و هر چیزی که موجب تنفر و انزجار مردم می‌گردد و….

[۱۵] برای بسیاری از اینها روایاتی در جوامع روایی ما ذکر شده است. افزون بر این که ادلّه عقلی نیز مؤید آن است.

تشکیل حکومت و به عهده‌گرفتن اداره امور جامعه از مواردی است که نه تنها در هدایت انسان‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، بلکه در جهت زنده ماندن احکام و آیات الهی و نجات آنها از انزوا، اندراس، دفن شدن و محبوس گشتن در کتب و کتابخانه از سهم ویژه‌ای برخوردار است. البته مآل و بازگشت احیای احکام و آیات الهی نیز هدایت، حمایت و احیای جامعه بشری است.

توضیح این مطلب طی چند نکته بیان می‌شود:
۱ ـ دین، تنها برخی نصایح و مواعظ محض نیست، بلکه مجموعه حِکم و احکامی است که به منظور اداره جامعه در تمام شئون اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و… از سوی خدای سبحان وضع شده است. این حِکم و احکام اگر اجرا شود می‌تواند سعادت فرد و جامعه را تأمین کند اما اگر در حوزه گفتار متوقف گردد از عهده چنین رسالتی بر نخواهد آمد.

۲ ـ اختلاف بین انسان‌ها، که به اختلاف در استعدادها و قابلیت‌ها برمی‌گردد، امری طبیعی، بلکه ضروری است. از این‌رو نه می‌توان توقع داشت که این اختلافات به وجود نیاید و نه می‌توان آن را از بین برد. راه حل عاقلانه، این است که به این اختلافات فکری و سلیقه‌ای سروسامانی داده شود تا موجب هرج و مرج نگردد.

۳ ـ تنها مسأله‌گویی، مصلحت‌اندیشی، انذار و تبشیر برای اجرای احکام و حل و فصل اختلافات کفایت نمی‌کند، بلکه همراه انذار و تبشیر، قدرت و توانی نیز
لازم است تا بتواند در کنار خیرخواهی، مصلحت اندیشی و نصیحت‌گری اقدام عملی کند و گرنه بدون چنین ضمانت اجرا، قوانین شرعی، زندانی کتاب و محاورات علمی و گفتگوی سمینارها و کنفرانس‌ها خواهد شد. در نتیجه شریعت، شریعتِ کامل نخواهد بود. این ضامن اجرا، چیزی جز تشکیل حکومت و به دست گرفتن حاکمیت نیست.

نتیجه این که: اصل ضرورت تشکیل حکومت برای نجات از هرج و مرج اجتماعی، جای هیچ‌گونه بحث و اختلافی نیست، هر چند که در تعیین شکل حکومت یا تعیین حاکم بحث و گفتگوی فراوانی وجود دارد.

هر عقل سالمی این نکته را می‌فهمد که اگر تشکیل حکومت و اجرای قوانین، متولی خاص نداشته باشد و هر کسی که زودتر اقدام کرد و جلو افتاد متولی اجرا باشد نه تنها هرج و مرج از بین نمی‌رود، بلکه اوضاع، نسبت به زمان قبل از نزول احکام نیز وخیم‌تر خواهد شد. (چون بعد از نزول احکام، عده‌ای از معتقدان به شریعت الهی برای حفظ احکام خدا قیام می‌کنند در حالی که اگر احکام الهی نازل نشده باشد چنین انگیزه‌ای نخواهد داشت.) از این رو راه حل صحیح آن است که آورنده حکم، مجری و ناظر بر اجرا نیز باشد و قضا و حکم در صحت و سقم اجرا نیز بر عهده او باشد و دیگران هم تحت زعامت او عمل کنند.

این که گفته می‌شود: بدون تشکیل حکومت و به دست گرفتن نظام اداری جامعه، بسیاری از آیات قرآن کریم، نظیر آیات مربوط به حدود، دیات، قصاص، قضا، جهاد و… قابل اجرا و عمل نیست و فقط ثواب تلاوت آن برای قاری می‌ماند و بس، سرّش همین است؛ چون این گونه آیات مانند سایر آیات قرآن کریم همیشه زنده است و اختصاص به عصر خاصی ندارد. از این رو تشکیل حکومت در هر عصری لازم است تا در پناه آن زمینه ادامه حیات و اجرای چنین آیاتی فراهم شود.

۴ – شرط اصلی سیاستمدار

قرآن کریم مبین هر چیزی

[۱۶]

(وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ)

نحل/سوره۱۶، آیه ۸۹. ؛ «ما قرآن‌ را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزی است.» حداقل دلالت آیه، این‌است که

(لِّکُلِّ شَیْءٍ)

شامل همه نیازهای هدایتی انسان می‌شود.

و هدایت‌گر به استوارترین راه سعادت است.

[۱۷] اسراء/سوره۱۷، آیه ۹.

از سوی دیگر تبیین اصول سیاست و اجرای صحیح آن یکی از عمده‌ترین راه‌های هدایت بشری است. از این رو رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) که مبین قرآن

[۱۸] نحل/سوره۱۶، آیه ۴۴.

و مجری احکام آن است، تحت تعلیم و تأدیب الهی و تأیید و تسدید فرشتگان قرار گرفت و آن‌گاه که مدال افتخار

(إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ)

[۱۹] قلم/سوره۶۸، آیه ۴.

را بر سینه او زد زمام امور جامعه به وی سپرد تا سیاستمدار و گرداننده آن شود. در مقابل، امت مأمور شدند تا با اطاعت از دستورهای او به مقصد برسند.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَدَّبَ نَبِیَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ، فَلَمَّا أَکْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ: (وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ)، ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ أَمْرَ الدِّینِ وَالْأُمَّهِ لِیَسُوسَ عِبَادَهُ، فَقَالَ عَزَّ وَجَلَّ: (مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)، وَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ کَانَ مُسَدَّدًا، مُوَفَّقًا، مُؤَیَّدًا بِرُوحِ الْقُدُسِ، لَا یَزِلُّ وَلَا یَخْطِئُ فِی شَیْءٍ مِمَّا یَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ، فَتَأَدَّبَ بِآدَابِ اللَّهِ.»؛ «خدای عز وجلّ پیغمبرش را ادب کرد و نیکو ادب کرد، وقتی که تأدیب او را به کمال رساند، فرمود: تو آراسته به اخلاق عظیم هستی، سپس امر دین و امت را به او واگذارد تا بندگان او را سیاست و رهبری کند و به امت نیز فرمود: آنچه را که رسول به شما داد بگیرید و آنچه که شما را از آن نهی کرد بر حذر باشید. آنگاه امام (علیه‌السلام) فرمود: رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به وسیله روح القدس استوار، موفق و مؤید شده بود. از این رو در سیاست و رهبری امت دچار لغزش و خطا نشد.»

[۲۰] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۷، ص۴.

ضمناً از این روایت معلوم می‌شود خلق عظیم تنها خوش اخلاقی در برخوردهای اجتماعی نیست. بلکه معنای اعم آن، یعنی برخورداری از ملکات علمی، آشنایی با اصول و آیین کشورداری و… نیز مراد است و گرنه مناسب نبود بگوید: ابتدا او را به خلق عظیم رساند و با روح القدس تأیید و تسدید کرد، سپس امور مردم را به او واگذار نمود. این مطلب نیز معلوم می‌شود که

(مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ …)

[۲۱] حشر/سوره۵۹، آیه۷.

، اطلاق دارد و شامل هر یک از احکام فردی، اجتماعی، سیاسی و… می‌شود و اختصاص به مورد آیه (فی‌ء) ندارد.

۵ – سیاستمداران بندگان

جمله ساسه العباد درباره ائمّه اطهار (علیهم‌السلام) با دو مقدّمه قابل تحلیل است:
۱ ـ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به منزله جان رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است:

(وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَکُمْ)

[۲۲] آل عمران/سوره۳، آیه۶۱.

. آنچه را که رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) القا می‌فرمود، آن حضرت بدون کم و کاست دریافت می‌کرد و در حقیقت او نیز تحت تعلیم الهی بود و سکه پر افتخار خلق عظیم به نام او نیز زده شد.

۲ ـ به مقتضای نور واحد بودن ائمّه اطهار (علیهم‌السلام) همه آنها در شرایط عمومی امامت، همانند امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) برخوردار از ودایع رسالت هستند: «فَمَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَیْنَا.»

[۲۳] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۶۸، ح۹.

«آنچه را که خدا به رسولش عطا و تفویض کرده، به ما نیز داده است.». به بیان دیگر: آنها نیز به منزله جان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده، تحت تعلیم و تأدیب الهی و با تأیید و تسدید فرشتگان به مقام خلق عظیم رسیده‌اند و آن مقام پر افتخار به آنان نیز عطا شده است. در نتیجه، آنها نیز سیاستمداران بندگان خدا گردیده‌اند.

تذکر: مقصود از تفویض در این‌گونه احادیث تفویض مصطلح مقابل جبر نیست؛ چون آن معنا از اساس، باطل و محال است و در هیچ موردی فرض صحیح نخواهد داشت.

۶ – اشارات

۶.۱ – هدف صالحان و طالحان از حکومت

در طول تاریخ، سران شرک و استکبار به قصد استحمار، استعباد، استعمار و استثمار مردم برای تصاحب حکومت و مناصب حکومتی تلاش می‌کردند. در مقابل، انبیا (علیهم‌السلام) در کنار دعوت به توحید و تبلیغ از احکام و معارف الهی به منظور نجات انسان‌ها از قید بندگی غیر خدا، جهاد و پیکار‌می‌کردند تا به حکومت دست یابند.

حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّدًا صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِالْحَقِّ، لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَهِ الْعِبَادِ إِلَى عِبَادَتِهِ، وَمِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إِلَى عُهُودِهِ، وَمِنْ طَاعَهِ عِبَادِهِ إِلَى طَاعَتِهِ.»

[۲۴] کلینی، محمد بن یعقوب، الروضه من الکافی، ص۳۸۶.

؛ «خدا پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بندگان به بندگی خدا و از تعهدات آنها به بندگان به تعهدات الهی و از طاعت آنها به طاعت خدا ببرد.»
چنان که آیه معروف سوره حدید نیز تشکیل حکومت را جزو اهداف همه انبیا (علیهم‌السلام) می‌داند:

(لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ)

[۲۵] حدید/سوره۵۷، آیه ۲۵.

؛ «به راستی فرستادگانمان را با دلیل‌های روشن فرستادیم و همراهشان کتاب و میزان، یعنی معیار سنجش حق و باطل نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند.»

تشکیل حکومت و اجرای قسط و عدل هدف متوسط انبیاست، هدف نهایی آنان نورانی کردن انسان‌هاست که در آیه ۹ سوره حدید

[۲۶] حدید/سوره۵۷، آیه ۹.

و آیات ۱ و ۵ سوره ابراهیم

[۲۷] ابراهیم/سوره۱۴، آیه۱.

[۲۸] ابراهیم/سوره۱۴، آیه۵.

و بسیاری از آیات دیگر قرآن کریم به آن اشاره شده است.

کلیم حق (علیه‌السلام) در راستای تشکیل حکومت، ابتدا برای براندازی نظام سلطه فرعونیان مبارزه می‌کرد. پس از آن برای تشکیل حکومت کریمه الهی براساس وحی آسمانی

[۲۹] رسالت و نبوت همانند امامت، عهد الهی است که نه با نبوغ و استعداد به دست می‌آید و نه با تلاش و م

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.