پاورپوینت کامل وَ حُجَجِ اللهِ عَلی أهْلِ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وَ حُجَجِ اللهِ عَلی أهْلِ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وَ حُجَجِ اللهِ عَلی أهْلِ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وَ حُجَجِ اللهِ عَلی أهْلِ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) :
منبع: وَ حُجَجِ اللهِ عَلی أهْلِ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
مقالات مرتبط: وَ حُجَجِ اللّهِ عَلی أهْلِ الدُّنْیا وَالآخِرهِ وَ الاُْولی (زیارت جامعه کبیره).
وَ حُجَجِ اللهِ عَلی أهْلِ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ؛
و حجّتهای خدا بر اهل دنیا و آخرت، و رحمت و برکات او بر شما باد
حُجَجِ اللهِ عَلی أهْلِ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ از ویژگیها و اوصاف ائمه (علیهمالسلام) است که در زیارت جامعه کبیره بیان شده است و بدین معنا است که وجود مبارک اهل بیت (علیهالسلام) از سه جهت (فعل، قول و تقریر)، حجّت و قابل استناد است و ایشان حجّت عملی و عینی خداوند هستند و خداوند در قیامت به سنت معصومین (علیهمالسلام) احتجاج خواهد کرد.
در بعضی نسخ «وَ حُجَجِ اللّهِ عَلی اهْلِ الدُّنْیا وَ الآخِرهِ وَ الاُولی، وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ» آمده است.
فهرست مندرجات
۱ – واژهشناسی حُجَج
۲ – واژهشناسی دُنیا
۳ – واژهشناسی آخِرَه
۴ – واژهشناسی أُولی
۵ – حجتهای الهی
۶ – حجتهای الهی در روایات
۷ – پانویس
۸ – منبع
۱ – واژهشناسی حُجَج
«حُجَج» جمع حجّت (مثل غُرَف جمع غرفه)، از ریشه «حجّ» به معنای دلیل و برهان است.
[۱] قیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص۶۷، «حجّ».
اصل واژه حجّ به معنای قصد است. به همین سبب، آهنگ خانه خدا برای انجام مناسک را حجّ میگویند.
[۲] ابن فارس، مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۹، «حجّ».
به اعتقاد احمد بن فارس بن زکریا ممکن است که حجّت نیز از همین معنا گرفته شده باشد؛ زیرا یا خودش مقصود است، یا به وسیله آن، حقّ مطلوب، قصد میشود.
[۳] ابن فارس، مقاییس اللغه، ج۲، ص۳۰، «حجّ».
بنابراین، «حجج الله» به معنای برهانها و دلیلهایی است که از جانب خداوند نصب شدهاند.
تذکر: عنوان حجّت و اطلاق آن بر چیزی، مرادف با حق بودن یا مستلزم صدق بودن آن نیست، بلکه گاهی چیز باطل و کذب نیز مصداق عنوان حجّت قرار میگیرد و منشأ آن، دستاویز واقع شدن آن چیز برای گروه باطلگرا و کاذب است:
(وَ الَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَهٌ عِندَ رَبِّهِمْ)
[۴] شوری/سوره۴۲، آیه ۱۶.
و
(مَّا کَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا)
[۵] جاثیه/سوره۴۵، آیه ۲۵.
. وگرنه حجّت واقعی، همراه با حق و صدق است و به همین سبب، شوق قلبی را در صحابت خود دارد و هرگز باطلگرا و دروغگو، حجّت نخواهد داشت؛ چنانکه امیرمؤمنان (علیهالسلام) فرمود: «وَ لَمْ یَلْجَأُوا إِلَى حُجَّه فِیَما ادَّعَوا»
[۶] سید رضی، نهج البلاغه ت الحسون، خطبه ۱۸۵.
و اگر چیزی به گمان کاسد تبهکاران سیه دل، حجّت تلقی شد، بطلان آن در صحنه حقیقت آشکار میگردد: «فَکَمْ حُجَّه یَوْمَ ذَاکَ دَاحِضَه.»
[۷] سید رضی، نهج البلاغه ت الحسون، خطبه ۲۲۲.
۲ – واژهشناسی دُنیا
«دُنیا» اسم تفضیل و مؤنث «ادنی» از ریشه «دنی» یا «دنو» است که اصل آن به معنای قرب و نزدیکی همراه با پستی و انحطاط میآید؛ خواه انحطاط مادی باشد یا معنوی.
[۸] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۳، ص۲۵۳، «دنی».
به لحاظ همین معنای قرب و نزدیکی اخذ شده در این لفظ است که در حدیث آمده است: «إِذَا أَکَلْتُمْ فَدُنُّوا»؛ وقتی که غذا میخورید، از آنچه به شما نزدیک است و پیش روی شما قرار دارد، بخورید.
[۹] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۳۱۹، «دنا».
حکما عوالم وجود را به چهار مرحله طولی تقسیم کردهاند که اگر از بالا به پایین، یعنی به صورت قوس نزولی مدّ نظر قرار گیرد، از این قرار خواهد بود: عالم لاهوت، عالم جبروت، عالم ملکوت و عالم ناسوت. همانطور که ملاحظه میشود، عالم ناسوت که به آن، عالم دنیا گفته میشود، نازلترین مرحله وجود است.
[۱۰] تفصیل این بحث را در جوادی آملی، عبدالله، حماسه و عرفان، ص۱۸۴ مطالعه فرمایید.
عالمی که با جسم خود در آن زندگی میکنیم، هم آخرین مرحله هستی و پستترین آن است، به گونهای که بعد از آن، عدم است و چیزی وجود ندارد (بدین سبب از آن به صفّ النعال هستی تعبیر میکنند.) و هم به لحاظ مادی و محسوس بودن، نزدیکترین مرحله هستی به ادراک همه انسانهاست؛ در حالی که عوالم دیگر به ادراک همگان درانمیآید.
در نتیجه، به دو علت میتوان عالم مادّی را دنیا نامید: نزدیکی و پستی.
۳ – واژهشناسی آخِرَه
«آخِرَه» مؤنث «آخِر» از ریشه «أخَرَ» است. اصل این واژه، متضادّ تقدّم است.
[۱۱] ابن فارس، مقاییس اللغه، ج۱، ص۷۰، «أخر».
از آنجا که عالم قیامت، بعد از عالم دنیا میآید و مؤخّر از آن است، آخرت بر آن اطلاق میشود.
۴ – واژهشناسی أُولی
«أُولی» مؤنث «أَوَّل» است و اوّل به معنای آغاز امر میآید و به عددی گفته میشود که یک مجموعه با آن آغاز میشود.
[۱۲] ابن فارس، مقاییس اللغه، ج۱، ص۱۵۸، «أول».
برخی گفتهاند: عددی است که دومی دارد.
[۱۳] قیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص۲۰.
برخی معتقدند: کلمه «وَ الأُولی» در این فقره زیارت، اشتباه نسخه برداران است، لیکن اگر اشتباه نسّاخ نبوده، در متون اصلی آمده باشد، چند وجه درباره آن میتوان گفت:
۱. عالم ذرّ یا سایر عوالم قبل از عالم دنیا؛ ۲. دوران رجعت؛ ۳.عالم برزخ که قبل از عالم قیامت است؛ ۴. برای رعایت سجع آمده است.
نیز محتمل است عنوان آخرت و اولی، تفصیل وضع دنیا باشد؛ یعنی اهل بیت (علیهمالسلام) حجّت اهل دنیا، اعم از گذشته و آینده و سابق و لاحق هستند؛ هرچند مناسب این احتمال، حذف حرف «واو» بعد از کلمه «دنیا» است.
تذکر:
یکم. هر سه کلمه دنیا، آخره و اولی مؤنث است و از لحاظ ادبی، صفت برای موصوف محذوفی مانند «نشئه» شمرده میشود. بنابراین، تقدیر چهار معنای اول چنین است: النشئه الدنیا، النشئه الآخره و النشئه الأُولی.
دوم. کلمه «اولی» در قرآن کریم گاهی به معنای عهد کهن است؛ مانند:
(وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى)
[۱۴] احزاب/سوره۳۳، آیه ۳۳.
،
(أَهْلَکَ عَادًا الْأُولَى)
[۱۵] نجم/سوره۵۳، آیه ۵۰.
و زمانی به معنای دنیا در قبال آخرت است؛ نظیر:
(فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَکَالَ الْآخِرَهِ وَ الْأُولَى)
[۱۶] نازعات/سوره۷۹، آیه ۲۵.
و گاهی میتواند به معنای مطلق نشئه قبل باشد؛ مانند:
(فَلِلَّهِ الْآخِرَهُ وَ الْأُولَى)
[۱۷] نجم/سوره۵۳، آیه ۲۵.
۵ – حجتهای الهی
حجت، اصطلاحاً به چیزی گفته میشود که هر یک از دو طرف دعوا برای اثبات مدّعای خویش، آن را اقامه و بدان احتجاج میکند؛ خواه مربوط به بحث و مناظره علمی یا مربوط به عمل باشد. در مرحله بحث و مناظره علمی، هر یک از دو طرف برای اثبات برتری فکری و اندیشه خود، به اقامه دلیل میپردازند. در مرحله عمل نیز هر کس برای اثبات برائت و بیگناهی خود در اقدام به کاری یا ترک عملی، به دلیل و برهان تمسّک میجوید. گاهی نیز کسی برا ی مؤاخذه دیگری در اقدام یا ترک کاری، اقامه برهان میکند؛ چنان که ممکن است مولای شرعی یا عرفی، با اقامه دلیل، بنده خود را مؤاخذه کند که چرا چنین کردی؟ و چرا چنان نکردی؟ و از سوی دیگر، بنده نیز احتجاج کند که به فلان دلیل، فلان عمل را انجام دادم، پس در امان هستم و گناهی ندارم و به فلان دلیل، فلان عمل را ترک کردم، پس معذورم.
از این رو در علم اصول میگویند: مجتهد در اجتهاد خود به دنبال حجّت است و تلاش میکند برای احکام شرعی حجّت پیدا کند. در تعریف حجّت نیز میگویند: حجّت چیزی است که مؤمِّن (امنیتآور از عذاب و مؤاخذه الهی در اقدام عملی) و مُعَذِّر (عذر در ترک عملی) باشد.
فقه که عهدهدار استنباط و بیان احکام شرع است، منبعی دارد که همان «اراده الله» است و احکام شرع از آنجا میجوشد و جعل میشود. مجتهد تلاش میکند، از راههای معتبر شرعی، اعم از عقلی و نقلی، به این احکام دست یابد. این راههای معتبر که از آنها به کاشف یا حاکی از احکام الهی تعبیر میشود، همان حجّتهایی است که مجتهد به آنها استدلال میکند و مؤمّن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
