پاورپوینت کامل ملائکه (لغاتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ملائکه (لغاتقرآن) دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ملائکه (لغاتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ملائکه (لغاتقرآن) :
منبع: ملائکه (لغاتقرآن)
مقالات مرتبط: ملک – به فتح میم (مفرداتقرآن)، ملک – به فتح میم (مفرداتنهجالبلاغه)، ملائکه.
ملائکه:
(جاعِلِ الْمَلائِکَهِ)
[۱] فاطر/سوره۳۵، آیه۱.
[۲] بقره/سوره۲، آیه۲۸۵.
[۳] حاقّه/سوره۶۹، آیه۱۷.
[۴] شوری/سوره۴۲، آیه۵.
[۵] بقره/سوره۲، آیه۳۰.
[۶] بقره/سوره۲، آیه۳۱.
[۷] نحل/سوره۱۶، آیه۲.
ملائکه: به معنى «فرشتگان»، جمع «ملک»، مخفف آن «ملئک» است.
[۸] راغب اصفهانی، حسین، مفردات فی غریب القرآن، دار القلم، ص۷۷۶.
[۹] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۵، ص۲۹۲.
راغب در کتاب مفردات، اصلش را «مألک» دانسته که این هم مقلوب از «ملأک» است.
[۱۰] راغب اصفهانی، حسین، مفردات فی غریب القرآن، دار القلم، ص۷۷۶.
«المألک» به معنى «پیام و رسالت» است.
نظر به اینکه «المعجم الفهرس» و دیگر کتب لغت این واژه را در «م ل ک» ذکر کردهاند.
از جمله «المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الکریم» به دو شکل آورده «ل أ ک» و «م ل ک» ما نیز در مادّه اخیر به شرح این واژه مىپردازیم.
فهرست مندرجات
۱ – ترجمه و تفسیر ملائکه
۱.۱ – الْمَلائِکَهِ (آیه ۱ سوره فاطر)
۱.۱.۱ – الْمَلائِکَهِ در المیزان و مجمع البیان
۱.۲ – مَلآئِکَتِهِ (آیه ۲۸۵ سوره بقره)
۱.۲.۱ – مَلآئِکَتِهِ در المیزان و مجمع البیان
۱.۳ – الْمَلَکُ (آیه ۱۷ سوره حاقه)
۱.۳.۱ – الْمَلَکُ در المیزان و مجمع البیان
۱.۴ – ملائکه (آیه ۵ سوره شوری)
۱.۴.۱ – ملائکه در المیزان و مجمع البیان
۱.۵ – لِلْمَلاَئِکَهِ (آیه ۳۰ سوره بقره)
۱.۵.۱ – لِلْمَلاَئِکَهِ در المیزان و مجمع البیان
۱.۶ – الْمَلاَئِکَهِ (آیه ۳۱ سوره بقره)
۱.۶.۱ – الْمَلاَئِکَهِ در المیزان و مجمع البیان
۱.۷ – الْمَلآئِکَهَ (آیه ۲ سوره نحل)
۱.۷.۱ – الْمَلآئِکَهَ در المیزان و مجمع البیان
۱.۷.۲ – ملائکه در تفسیر نمونه
۲ – پانویس
۳ – منبع
۱ – ترجمه و تفسیر ملائکه
به مواردی از کاربرد ملائکه در قرآن، اشاره میشود:
۱.۱ – الْمَلائِکَهِ (آیه ۱ سوره فاطر)
(الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلًا أولِی أَجْنِحَهٍ مَّثْنَى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ)
[۱۱] فاطر/سوره۳۵، آیه۱.
«ستایش مخصوص خداوندى است که آفریننده آسمانها و زمین است، که فرشتگان را رسولانى قرار داد داراى بالهاى دوگانه و سهگانه و چهارگانه، او هرچه بخواهد در آفرینش مىافزاید، زیرا خداوند بر هر چیزى تواناست.»
[۱۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۳۴.
۱.۱.۱ – الْمَلائِکَهِ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید:
(جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلًا أولِی أَجْنِحَهٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ …)
کلمه ملائکه جمع ملک- به فتحه لام- است، که موجوداتى هستند مخلوق خدا و واسطههایى بین او و بین عالم مشهود، که آنان را موکل بر امور عالم تکوین و تشریع کرده است و بندگان محترمى هستند که هرگز خدا را در هر صورتى که به ایشان فرمان بدهد نافرمانى نمىکنند، و به هر چه مامور شوند انجام مىدهند.
[۱۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۵.
[۱۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۶.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۳۰۲.
[۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۶۲۵.
)
۱.۲ – مَلآئِکَتِهِ (آیه ۲۸۵ سوره بقره)
(آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَ مَلآئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَ قَالُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ)
[۱۷] بقره/سوره۲، آیه۲۸۵.
(پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است و همه مؤمنان نیز به خدا و فرشتگانش و کتابهاى او و فرستادگانش، ایمان آوردهاند و گفتند: «ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى گذاریم و به همه ایمان داریم.» و گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! به آمرزشِ تو امیدواریم و بازگشت ما به سوى توست.»)
[۱۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۹.
۱.۲.۱ – مَلآئِکَتِهِ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: جمله
(سَمِعْنا وَ أَطَعْنا)
انشا است، نه اخبار، نمىخواهند خبر دهند که ما شنیدیم و اطاعت کردیم، بلکه مىخواهند به تعبیر فارسى بگویند به چشم، اطاعت و این تعبیر کنایه است از اینکه دعوت تو را اجابت کردیم، هم با ایمان قلبى و هم با عمل بدنى، چون کلمه سمع در لغت کنایه گرفته مىشود از قبول و اذعان به قلب و کلمه اطاعت استعمال مىشود در رام بودن در عمل، پس با مجموع دو کلمه سمع و طاعت امر ایمان تمام و کامل مىگردد. و جمله
(سَمِعْنا وَ أَطَعْنا)
از ناحیه بنده، انجام دادن همه وظائفى است که در برابر مقام ربوبیت و دعوت خدا دارد و این وظائف و تکالیف همه آن حقى است که خدا براى خود به عهده بندگان گذاشته، که در کلمه عبادت خلاصه مىشود.
[۱۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص ۶۸۲ و ۶۸۳.
[۲۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۴۴۳.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۲۱۵.
[۲۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۶۸۹.
)
۱.۳ – الْمَلَکُ (آیه ۱۷ سوره حاقه)
(وَ الْمَلَکُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمَانِیَهٌ)
[۲۳] حاقّه/سوره۶۹، آیه۱۷.
(فرشتگان در اطراف آسمان قرار مىگیرند و براى انجام مأموریتها آماده مىشوند و آن روز عرش قدرت پروردگارت را هشت فرشته برفراز همه آنها حمل مىکنند.)
[۲۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۶۷.
۱.۳.۱ – الْمَلَکُ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: راغب میگوید: رجای چاه و رجای آسمان و رجای هر چیز دیگر به معنای کناره آن است و جمع آن ارجاء میآید، یعنی اطراف، هم چنان که در قرآن آمده:
(وَ الْمَلَکُ عَلی اَرْجائِها)
[۲۵] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۳۴۶.
و کلمه ملک به طوری که گفته شده، هم در مورد یک نفر اطلاق میشود و هم در مورد جمع و مراد از آن در این آیه جمع است و ضمیر «هُم» در جمله
(وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَهٌ)
به طوری که از مقتضای سیاق آیه ظاهر میشود به ملائکه برمیگردد؛ ولی بعضی
[۲۶] آلوسی، شهابالدین، تفسیر روح المعانی، ج۲۹، ص۴۵.
گفتهاند به همه خلائق برمیگردد و از ظاهر کلام خدای تعالی برمیآید که عرش در آن روز حاملینی از ملائکه دارد، هم چنان که از ظاهر آیه زیر نیز این معنا استفاده میشود میفرماید:
(الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا)
[۲۷] غافر/سوره۴۰، آیه۷.
«کسانی که عرش را حمل میکنند و کسانی که پیرامون عرش هستند، پروردگار خود را به حمد تسبیح میگویند و به او ایمان میآورند و برای همه کسانی که ایمان آوردهاند استغفار میکنند» و در روایات آمده که این حاملان عرش چهار فرشتهاند و از ظاهر آیه مورد بحث برمیآید حاملان عرش در آن روز هشت نفرند و اما اینکه این چهار نفر و یا هشت نفر از جنس ملائکه بودند و یا غیر ایشان؟ آیه شریفه ساکت است، هر چند که سیاق آن از اشعار به اینکه از جنس ملک میباشند، خالی نیست.
[۲۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۶۶۴.
[۲۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۹۸.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۳۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۲۷۱.
[۳۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۲۰.
)
۱.۴ – ملائکه (آیه ۵ سوره شوری)
(تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلَائِکَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ)
[۳۲] شوری/سوره۴۲، آیه۵.
(نزدیک است آسمانها به خاطر نسبتهاى نارواى مشرکان از فرازشان متلاشى شود. و فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را مىگویند و براى کسانى که در زمین هستند آمرزش مىطلبند؛ آگاه باشید خداوند آمرزنده و مهربان است.)
[۳۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۸۳.
۱.۴.۱ – ملائکه در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: یعنى فرشتگان، خداى را از هر چه که لایق به ساحت قدسش نیست منزه داشته و او را با شمردن کارهاى جمیلش ثنا مىگویند. و یکى از چیزهایى که لایق ساحت قدس او نیست همین است که امر بندگان خود را مهمل گذارد و آنان را به سوى دینى که خود تشریع مىکند و از راه وحى ابلاغ مىفرماید هدایت نکند، با اینکه این هدایت یکى از کارهایى است که انجامش از ناحیه خدا جمیل و پسندیده است.
از خدای سبحان درخواست مىکنند که اهل زمین را بیامرزد. معلوم است که حصول این آمرزش سببى دارد که قبلا باید حاصل شده باشد و آن سبب عبارت است از پیمودن طریق بندگى و آن هم احتیاج به هدایت خود خدا دارد. پس برگشت درخواست مغفرت براى اهل زمین به این درخواست است که خدا براى آنان دینى تشریع کند و آن گاه کسانى را که به آن دین مىگروند بیامرزد. پس معناى جمله مورد بحث این مىشود: که ملائکه از خداى سبحان درخواست مىکنند که براى ساکنین زمین از طریق وحى دینى تشریع کند و آن گاه به وسیله آن دین ایشان را بیامرزد.
[۳۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۱۱.
[۳۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۱۱.
(دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:
[۳۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۲، ص۹۵.
[۳۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۳۳.
)
۱.۵ – لِلْمَلاَئِکَهِ (آیه ۳۰ سوره بقره)
(وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَاء وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ)
[۳۸] بقره/سوره۲، آیه۳۰.
((به یاد آور هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: «من بر روى زمین، جانشینى (نمایندهاى) قرار خواهم داد». فرشتگان گفتند: « (پروردگارا! آیا کسى را در آن قرار مىدهى که فساد و خونریزى کند؟! حال آنکه ما تسبیح و حمد تو را به جا مىآوریم و تو را تقدیس مىکنیم (و براى جانشینى شایستهتریم)». فرمود: «من حقایقى را مىدانم که شما نمىدانید.»)
[۳۹] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۶.
۱.۵.۱ – لِلْمَلاَئِکَهِ در المیزان و مجمع البیان
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید: پاسخى که در این آیه از ملائکه حکایت شده، اشعار بر این معنا دارد، که ملائکه از کلام خداى تعالى که فرمود: میخواهم در زمین خلیفه بگذارم، چنین فهمیدهاند که این عمل باعث وقوع فساد و خونریزى در زمین میشود، چون میدانستهاند که موجود زمینى به خاطر اینکه مادى است، باید مرکب از قوایى غضبى و شهوى باشد، و چون زمیندار تزاحم و محدود الجهات است، و مزاحمات در آن بسیار میشود، مرکباتش در معرض انحلال، و انتظامهایش و اصلاحاتش در مظنه فساد و بطلان واقع میشود، لا جرم زندگى در آن جز به صورت زندگى نوعى و اجتماعى فراهم نمیشود، بقاء در آن به حد کمال نمىرسد، جز با زندگى دسته جمعى، معلوم است که این نحوه زندگى بالآخره به فساد و خونریزى منجر میشود.
در حالى که مقام خلافت همانطور که از نام آن پیداست، تمام نمیشود مگر به اینکه خلیفه نمایشگر مستخلف باشد، تمامى شئون وجودى، آثار، احکام و تدابیر او را حکایت کند، البته آن شئون و آثار و احکام و تدابیرى که به خاطر تامین آنها خلیفه و جانشین براى خود معین کرده است.
خدای سبحان که مستخلف این خلیفه است، در وجودش مسماى به اسماء حسنى، و متصف به صفات علیایى از صفات جمال و جلال است، در ذاتش منزه از هر نقصى و در فعلش مقدس از هر شر و فسادى است.
خلیفهاى که در زمین نشو و نما کند، با آن آثارى که گفتیم زندگى زمینى دارد، لایق
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
